داستان زیبایی بود از شنیدنش لذت بردم. جزئیات داستان را هم دوست داشتم. فقط در این داستان شخصیتهای زیادی نقش داشتند و من معمولا افراد را با هم اشتباه میگرفتم، یا دائم داشتم از خودم میپرسیدم که «این کی بود؟؟» «قبلا هم در داستان بود یا الان وارد داستان شد؟؟!» شاید برای چنین داستانی بهتر بود از دو یا چند گوینده استفاده میشد. البته گوینده واقعا عالی اجرا میکرد. اما صدای یک عالمه مرد و زن را لابلای هم اجرا کردن به نظرم از توانایی یک نفر خارج است…
و البته موضوع «استخوانها» که دیگر شنوندگان هم در نظراتشون به اون اشاره کرده بودند… ظاهرا استخوانها به جای نام یک نوع فضا استفاده میشود. من نهایتا متوجه نشدم چه نوع فضایی باید باشد. ولی واقعا چرا مترجم و… گروه تهیه کنندگان و گوینده جایگزینی برای آن پیدا نکرده اند؟؟!؟؟!
سبک معمایی عالیای داشت که شبیه داستان نویسی آگاتا کریستی بود یعنی شخصیتهای زیاد و عدم شناسایی قاتل تا لحظه آخر داستان. خیلی گیرا بود واقعا مخصوصا با صدای ناب و توانمند خانم خواجه نصیر که عالی بیان میکنن. فقط ایراد داستان بقول بقیه دوستان، کلمه استخوانها بود که ظاهراً اشاره به بخشی از خونه مثل اتاق نشیمنی جایی داره و من تعجب میکنم از مترجم قدیمی مثل خانم نفیسه معتکف که چطور چنین چیزی رو اینطور ترجمه کردن، توی متن زبان اصلی هم نتونستم واژه اصلی رو پیدا کنم ببینم کلمه چی بوده اصلا که اینطوری معنی شده.. اما در کل داستان خیلی عالی هست
ترجمه کتاب روان و شیوا نبود، استخوان ها؟! حیف که راوی با صدای منحصر بفردش به این فکر نیوفتاده بودن که معنی کلماتی رو که بیان میکنن بدونن حتما، استخون ها! چ معنی داره آخه؟ من دوس نداشتم، کتاب تو سلیقه من نبود، به چند علت، یک اینکه به نظرم ترجمه شیوا و روانی نداشت کتاب، دوم اینکه شخصیت پردازی ضعیف بود خیلی، سوم این مسئله که من اصلا بی هوش و حواس نیستم ولی خیلی تشخیص اسمها و شخصیتها برام سخت بود، بنظرم بعلت همون عدم شخصیت پردازی بود.
کتاب با هیجان پیش میرفت و من توقع یک پایان جذاب و هیجان انگیز رو داشتم اما بسیار سطحی و معمولی تمام شد شاید توقع من از کتابهای جنایی یه چیزی در حد کتابهای آگاتا کریستی هست که قطعا این کتاب خیلی فاصله داشت. صدای راوی رو دوست داشتم و منم مثل بقیه نفهمیدم این استخوانها داخل خانهها، کجای خونه بوده و مترجم چرا ترجمه درستی براش پیدا نکرده واقعا برام عجیب بود که مدام هم تکرار میشد، یعنی متوجه بی ربط بودن این کلمه نشدن؟!!
استخوان ها!!!
رسانههای گروهی!!!!
در استخوانها منتظر نشسته بود!!!! (کاش یکی اینو ترجمه میکرد) مرتب در داستان تکرار میشه.
مترجم درست ترجمه نکرده اما نمیدونم چرا راوی هم به این اشتباه دامن زده؟! اول فکر کردم اشتباه شنیدم ولی بعد مرتب در داستان این کلمه در جای نامناسب تکرار شد. ترجمه کتاب ایراد داره اما داستانش جالب هست و دلت میخواد زودتر قاتل رو پیدا کنی.
جالب و غیر قابل پیش بینی. اصلا نمیشد حدس زد قاتل چه کسی هست! اجرای روای هم خیلی خوب و مسلط. فقط من نفهمیدم منظور از قسمتی از خانه که به نام استخوانها گفته میشد کجا هست؟ و ترجمه درست استخوانها کدام بخش خانه هست؟ به حز این مورد کوجیک بقیه داستان خیلی خوب خیلی غیر منتظره و باب طبع طرفداران کتابهای معمایی و جنایی هست مسلما از شنیدن و زمانی که براش میگذارید پشیمان نخواهید شد
این کتاب هم یکی دیگر از آثار خانم کلارک جنایی نویس کاربلد است. این رمان هم به سبک بقیه آثار ایشان نوشته شده، داستانی جذاب با کاراکترهای متعدد، پر از ماجراهای مختلف و دارای پایانی جالب که مدیریت اینهمه شخصیت و ماجرا هوش بالای این نویسنده رو نشون میده. حتما شنیدنش رو به دوستداران رمانهای جنایی توصیه می کنم. ممنون از کتابراه
کتاب عالی بود و غیر قابل پیشبینی اما متاسفانه در ترجمه خطا داشت، احتمالا کلمه سالن یا اتاق بزرگ رو استخوان ترجمه کرده بود نمیدونم ربطش چی بود کاش خانم خواجه نصیر اصطلاح درست رو به کار میبردند ویا حداقل در ابتدای داستان توضیح مختصری درباره این موضوع داده میشد.
چندتا خطای ریز دیگه م داشت
ولی روی هم رفته داستان عالی بود
داستان جالبی بود درباره اصطلاح اتاق استخوانها برای من هم سوال پیش اومده بود و کمی سرچ کردم، فکر میکنم منظور آن اتاقیه که در این خانهها استخوان حیوانات شکار شده مثل گوزن یا ماهی به دیوار آویزان میکنن، شومینه و مبل راحتی داره و مثل هال ماست. البته اگر اشتباه میکنم تصحیح بفرمایید. (بسیار هم ناپسنده)
داستان قوی با پردازشی واقعی با نیم نگاهی به فرا روان شناسی که تا قسمتهای آخر داستان حدس آنکه قاتل چه کسی است بسیار سخت میباشد. نویسنده با ذکاوت سعی میکند مسئله تناسخ را مطرح کند و با ابهامی که در آخر داستان بدان میپردازد سعی در غلغلک دادن ذهن ناباور خواننده دارد.
صدای گوینده نیز بسیار عالی است.
جنایی، هیجانی، معمایی و جذاب با پایانی که اصلا نمیتونی حدس بزنی. موضوع راجع به یک سری قتل زنجیره ایه با شرایط کاملا یکسان که در طی چندقرن اتفاق میوفته که این باعث مطرح شدن بحث تناسخ میشه. صدا گذاری خیلی عالی بود و بخاطر اسامی زیاد ممکنه اسمها رو قاطی کنید پیشنهاد میکنم حتما کتاب رو گوش کنید
کتاب خیلی جالبی بود. از روند داستان خوشم اومد. فقط معنی استخوان ها رو نمیفهمم! مثلا میگه در استخوان ها نشسته بود! یا در استخوان ها منتظر بود! به یه قسمتی از خونه اشاره داره ولی من نفهمیدم که این مشکل برای ترجمه نادرسته! به جز این مورد کتاب عالی بود. گوینده عالی بود. من لذت بردم از گوش دادن بهش
کلمه "استخوان ها" به معنای "هال" یا "پذیرایی" است و اشاره به قسمتی از خانه دارد. این ترجمه ممکن است در ابتدا گیج کننده باشد، اما در بافت داستان به این معنی است که راوی در حال توصیف فضایی در خانه است که معمولاً به عنوان فضای اصلی پذیرایی یا هال در نظر گرفته میشود.
موضوع کتاب عالی بود اما چون تعداد آدمهایی که در این داستان بودند خیلی زیاد بود، نویسنده نباید آنها رو گاهی به
فقط بااسم کوچک وگاهی فقط بااسم فامیلی نام میبرد چون اواسط داستان واقعا متوجه نمیشدم که این فامیلی کدوم اسم بود وازاین نظر اذیت شدم وگرنه گوینده عالییی بود
کتاب هیجان دار و خوبیه، آخرش هول هولی تموم شد، پر از آدمهایی که هی قاطی میگردم کی کی بود! استخوانها هم که دیگه شاهکار ترجمه بود اولش فکر کرده بودم واقعا استخوانهای اجساد رو توی خونه نگه داشتن یک بخش در حیاط یک بخش در خانه! همینقدر خجسته!!
قسمت آخر کتاب برام جالب بود که خانم وکیلی که روی پرونده کار میکرد به تناسخ اعتقاد نداشت ولی در آخر عکس خانوادگی قدیمی رو که دید متوجه شد همان روسری که قاتل دکتر رو خفه کرده در عکس خانوادگی قدیمیه صد سال پیش خانواده قاتل هست
من فکر نمیکردم به غیر از آگاتا کریستین و کانن دویل نویسندهی دیگه آیی بتونه به این خوبی رمان جنایی بنویسه.... فوقالعاده بود.
داستانی غیر قابل پیش بینی و جذاب...
صدای خانم خواجه نصیر هم مثل همیشه بی نظیر و جذاب
من تمام آثار ماری هیگینز کلارک رو که ترجمه شده قبلا خوندم و همشون فوقالعاده جذاب هستند
خوشحالم که نسخه صوتی این داستان رو شنیدم
و اجرا هم بسیار روان و خوب بود البته بدون اشکال نبود
ممنون
داستان نسبتا خوب بود صدای خواننده هم خوب بود ولی نمیدانم چرا اینقدر تند خوانی میکرد و هرچقدر سرعت خوانش را کم میکردم بی فایده بود. واینکه استخوونها چیه دیگه شاید منظورش سرسراست.!
من اصلا دوست نداشتم. پر از جملات اضافی. تکرار. کلیشه و روند کند و بی کشش. بسیار خسته کننده. واقعا نمیدونم چه جوری تا انتها میشه گوش کردش، هیچ جذابیتی نداشت.
باتشکر از زحمات همه هنرمندان گرامی، کتاب جالبی بود وتا آخر آن کشش خوبی برای پی بردن به چگونگی ماجرا وجود داشت که برای کتابی دراین ژانر امتیاز خوبیست، شنیدنش را پیشنهاد میکنم
بسیار جالب بود ولی خوانشگر افتضاح. انگار دارن اخبار میگن. واقعا از سر اجبار گوش کردم چون پول داده بودم!! ااصلا نتونستم با خواجه نصیر ارتباط برقرار کنم.
راوی خوبه داستان گیرا و پر تعلیقه و آدم رو واسه ادامه ش ترغیب میکنه جمله پایانیش رو دوست داشتم آدم یه جوری میشد. ولی نمیدونم استخوان دیگه کجای خونه ست!!!
و البته موضوع «استخوانها» که دیگر شنوندگان هم در نظراتشون به اون اشاره کرده بودند… ظاهرا استخوانها به جای نام یک نوع فضا استفاده میشود. من نهایتا متوجه نشدم چه نوع فضایی باید باشد. ولی واقعا چرا مترجم و… گروه تهیه کنندگان و گوینده جایگزینی برای آن پیدا نکرده اند؟؟!؟؟!