

برای شنیدن کتاب صوتی تدفین مادربزرگ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی تدفین مادربزرگ
کتاب صوتی تدفین مادربزرگ اثر دیگری است از گابریل گارسیا مارکز که در ژانر رئالیسم جادویی به نگارش درآمده و قرار است روایتگر آخرین روزهای زندگی یک مادربزرگ باشد؛ البته، نه مادربزرگی عادی! طنز ظریف و نگاه تیزبین نویسنده در این اثر، از یک رخداد عادی طبیعت، یک شاهکار ادبی خلق کرده است. کتاب حاضر را میتوان داستانی نمادین و البته فانتزی دانست.
دربارهی کتاب صوتی تدفین مادربزرگ
اگر تابهحال رمانهای «صد سال تنهایی»، «عشق سالهای وبا» یا «پاییز پدرسالار» را خوانده و یا شنیده باشید، حتما میدانید که در کتاب صوتی تدفین مادربزرگ (Big Mamas Funeral) نیز قرار است با سبک شگفتانگیزی روبهرو شوید که تنها خود گابریل گارسیا مارکز (Gabriel Garcia Marquez) توانسته به بهترین شکل آن را به کار ببرد. سبکی که با پیوند تخیل و واقعیت به وجود آمده و با آشناییزداییهای خاص نویسنده درآمیخته است.
14 روز تا مرگ مادربزرگ باقی مانده و گابریل گارسیا مارکز قرار است این لحظات پایانی را برایتان ترسیم کند. این مادربزرگ که تمثیلی برای دیکتاتورهای بزرگ سیاسی و اجتماعی است، از بزرگان روستای خود به شمار میرود و توانسته با استفاده از سادگی مردم، برای خودش امپراطوری کوچکی دستوپا کند. او که بخشهای بسیاری از این روستا را در تملک خود دارد، آنچنان بین مردم محترم و ارزشمند است که کسی باور نمیکند بالاخره این بانوی پیر هم روزی میمیرد. مرگ مادربزرگ عجیبترین اتفاقی است که این روستای دورافتاده شاهد آن بوده و ارزش آن را دارد که گابریل گارسیا مارکز، این نابغهی نویسنده، آن را با جزئیات تمام برایمان روایت کند.
علاوهبر مرگ مادربزرگ که البته برای کسی باورپذیر نیست، اتفاقات عجیب دیگری هم در همین روزها رخ میدهند تا آخرین لحاظ حیات مادربزرگ را بیش از پیش شگفتانگیز کنند. کشیش صدسالهی روستا ادعا میکند که شیطان را به چشم خود دیده، پرندگان به سمت خانهی مادربزرگ هجوم میآورند تا در کنار او بمیرند؛ دزدی که در این هیاهو گویهای بیلیارد را میدزدد تا اهالی روستا از تنها سرگرمی خود نیز محروم شوند، پاپ که بهسرعت خود را به روستای «ماکوندو» میرساند تا از مراسم خاکسپاری مادربزرگ جا نماند و عزای ملی که به سبب مرگ مادربزرگ اعلام میشود، از وقایع عجیبی هستند که وقتی با لحن طنز نویسنده همراه میشوند این نکته را به ذهن متبادر میکنند که در حقیقت گابریل گارسیا مارکز قصد طعنه به برخی بزرگان سیاسی و اجتماعی تاریخ را دارد.
بعید است شنوندهی کتاب صوتی تدفین مادربزرگ به پایان داستان چشم بدوزد. از همان نخستین جملههای کتاب درمییابید که ماجرا در نهایت به مرگ مادربزرگ ختم میشود، اما با این وجود، چه چیزی شما را تا آخرین جملهی کتاب میخکوب میکند؟ رفتار طبیعی شخصیتها در غیرطبیعیترین لحظات، اتفاقات کاملاً خیالی که اتفاقاً برای مخاطب قابلقبول و ملموس به نظر میرسند، ضرباهنگ تند وقایع و بررسی کردن یک رخداد واحد از زوایای مختلف، این اثر را نیز مانند کتابهای دیگر گابریل گارسیا مارکز به داستانی شنیدنی تبدیل کرده که هم شما را مجذوب خود میکند و هم برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند.
کتاب حاضر را قاسم صنعوی به فارسی برگردانده و انتشارات پارسه به مرحلهی چاپ رسانده است. کتاب صوتی تدفین مادربزرگ را با خوانش متین بختی از سوی نشر صوتی ماه آوا میشنوید.
کتاب صوتی تدفین مادربزرگ مناسب چه کسانی است؟
برای هر کسی که به ژانر رئالیسم جادویی با رگههایی از طنز و تخیل علاقمند است، شنیدن کتاب صوتی تدفین مادربزرگ سرگرمکننده و لذتبخش خواهد بود.
با گابریل گارسیا مارکز بیشتر آشنا شویم
گابریل گارسیا مارکز بدون تردید مهمترین نویسندهی کشور کلمبیا محسوب میشود و مردم این کشور از روی محبت به او لقب «گابو» را دادهاند. مارکز در سال 1928 به دنیا آمد و کودکی خود را در دهکدهای به نام آراکاتاکا نزد مادربزرگش سپری کرد. او در دنیا صرفاً به عنوان یک نویسنده شناخته نمیشود بلکه در کسوت روزنامهنگار و فعال سیاسی نیز جایگاه بالایی دارد. این نویسنده در سال 1982 توانست برندهی جایزهی نوبل ادبیات شود و از میان دیگر آثار او میتوان به «سرگذشت یک غریق»، «عشق در زمان وبا» و... اشاره کرد. گابریل گارسیا مارکز سرانجام در 17 آوریل 2014 در مکزیکو سیتی فوت کرد.
در بخشی از کتاب صوتی تدفین مادربزرگ میشنویم
آن دوشنبهی ملایم و بیباران زاده شد. دون آئوره لیواسکوبار، دندانپزشک تجربی و مرد سحرخیز، در ساعت شش صبح دفتر کارش را باز کرد. یک جفت دندان مصنوعی که هنوز در قالب گچیاش بود از ویترین بیرون آورد و یک مشت ابزار روی میز گذاشت و آنها را، به ترتیب قد، مثل اینکه بخواهد نمایشگاهی ترتیب دهد، چید. یک پیراهن بییقهی راهراه که در بالا با یک تکمهی طلایی بسته میشد و یک شلوار که بند شلواری نگهش میداشت به تن کرده بود. مردی خشک و استخوانی بود و نگاهش مانند آدمهای کر، بهندرت با شرایط تطبیق میکرد.
همین ابزار را روی میز گذاشت، چرخ را تا صندلی راحتی مکانیک جلو برد و خودش روی صندلی نشست تا دندان مصنوعی را صاف کند. ظاهرش نشان میداد که بدون تفکر کار میکند، اما کارش را با سماجت اجام میداد و چرخ را حتی موقعی هم که مورد استفاده قرار نمیداد، از حرکت بازنمیداشت. پس از هشت ساعت مکثی کرد و از پنجره نگاهی به آسمان انداخت. در روی پشتبام خانهی مجاور، دو لاشخور را دید که غرق در تفکر، در آفتاب خشک میشدند.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی تدفین مادربزرگ |
| نویسنده | گابریل گارسیا مارکز |
| مترجم | قاسم صنعوی |
| گوینده | متین بختی |
| ناشر چاپی | بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه |
| ناشر صوتی | نشر ماه آوا |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۴ ساعت و ۱۲ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | ۲۰۰,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان سیاسی خارجی کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی خارجی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی تدفین مادربزرگ
این کتاب هم مثل نوشتههای دیگر ماکز خیلی روان وسادست اما احساس میکنم مترجم کمی کلمات سنگین بکار برده که البته شاید در متن اصلی هم کلمات به همین گونه بودن. مارکز معمولا در کتابهاش از اسامی تقریبا یکسانی استفاده میکنه و همچنین به بعضی از سنتهای قدیمی همیشه اشاره میکنه مثل همین سنت ازدواجهای
بلکه از اسامی و شخصیتهایی که توی کتاب صدسال تنهایی بودن هم در اینجا نام برده مثل سرهنگ خوزه آرکادیو بوئندیا. کتاب کاملا در فضای همان داستان صد سال تنهایی هست و در همان مکان داستان قبلی و این سبک رو من در نوشتههای دیگه ندیدم. فقط چیزی که دوست ندارم
درسته که خیلی روان بیان شده اما برای درک عمیق این داستانها باید آن را با شرایط امروز جامعه (و یا جامعه گذشته و زمانی که نویسنده در آن زندگی میکرد) مطابقت داد
اگر اهل خواندن کتابهای سیاسی و فلسفی و درکل اهل خواندن کتابهایی که به فکر کردن و و
صدای راوی خوبه، اما ترجمه اشکالاتی داشت، میشد گفت توری به جای شبکه و یا پنکه به جای بادبزن برقی
مراسم مذهبی جمعه اول ماه؟؟ برای مسیحیها،
فکر کنم یکشنبه بوده که مترجم سرخود تبدیل کرده به جمعه.
بله



































من داستان این دهکده دزدی ندارد و خیلی دوست داشتم
داستانها روان بودن ولی پی بردن به داستان واسم سخت بود یه جورایی واسم پیچیده بود
فک کنماخر داستانها باز بود
چون من اصلا نفهمیدم چرا باید از اسمون پرنده بیوفته تو خونه و بمیره و بعدشمانداختن گردن یه یهودی
ولی این دهکده دزدی ندارد و دوست داشتم و داستان اول خیلی ناراحت کننده و جالب بود به نظرم زنی که رفته بود سر قبره پسرش که برا دزدی رفته و اونو کشتن
از جایی دلم گرفت که گف هر لقمهی نونی که میخوردم یادم میومد که پسرمچقد مشت و لگد خورده تویه رینگ و اونجایی که میگفت تمام دندون هاشو مجبور شد بکشه
بخاطرخواهر و مادرش که براشون لقمهی نونی بیاره
صدایه گوینده به نظرم عالی بود
میتونست یه نفره صدایه پیر زن دختر جوان یا زن میانسال و در بیاره
ممنونم از کتابراه