با تشکر از همه عوامل برنامه کتابراه چون واقعاااا در این روزهای جنگ و قطع و وصل اینترنت این کتابهای عالی کتابراه بوده که اعصابمونو آروم کرده🙏🏾🌹
این کتاب هم واقعا جالب بود و پیشنهاد میکنم.
در آخر مردم فقط به دنبال فردی بودند تا ببیند زندکیای فلاکت بار تر از زندگی هایشان وجود دارد تا احساس شادی کنند، شادیای کریح و رقت انگیز... واقعا چرا بعضی از آسیب دیدن دیگران خوشحال میشوند؟
خیلی قشنگ بود. موجز و تاثیر گذار. وقتی فقط یک روز از عمرت باقی باشد چه در ذهن خودت و یا اطرافیانت میگذرد؟! حالا اگر محکوم به اعدام باشی چه میشود؟!.... صدای گوینده هم بسیار خوب بود
هوگو در این اثر، با نگاهی انسانگرایانه، ترسها، امیدها، و تأملات این مرد را به تصویر میکشد و خواننده را به پرسشهای اخلاقی و اجتماعی دربارهٔ مفهوم عدالت و ارزش زندگی انسان دعوت میکند.
کتاب جالبی بود. صدا گذاری خوبی داشت و جناب عمرانی به خوبی کتاب رو خوندن. اثار ویکتور هوگو به صورت کلی، توصیه میشع برای خوندن. این کتاب هم ب خاطر اسمش و هم به خاطر نویسندهش، من رو به خودش جذب کرد.
وقتی صحبت از ویکتور هوگو در میان میاد دیگه جای هیچ بحثی نمیشه کرد و فقط باید کتاب و باز کرد و خوند و خوند تا کتاب تموم بشه من که عاشق قلم درخشنده ی این مرد بزرگ مو همچنین دوبلر های کتابراه
هر نویسنده برای اینکه داستانی بنویسه یک عینک به چشم میزنه یعنی از منظره نگاه یک شخص به موضوعات مختلف نگاه میکنه و بنظرم خیلی این نگاه از طرف شخصی که به اعدام محکوم شده بسیار جالب بود
چقدر عجیبه که میبینم عین همین کتاب هنوز هم تماشای اعدام برای بعضی آدمها لذت بخشه! وقتی اینو گوش میدادم به این فکر میکردم انسان هیچ وقت عوض نمیشه و داستانها در طول تاریخ تکرار میشن همیشه
واقعا چرا مردم باید از دیدن یه اعدامی اینقد خوشحال باشن و لحظه شماری کنن واقعا هیچکس به فکر اون فردی که نامهی اعدامش به دستش رسیده نیستو چقد غمگین که حس کنی اخرین روزهای نفس کشیدنته
باسلام. ویکتور هوگو نویسنده و روشن فکر بزرگ قابل ستایش هست. این داستان کوتاه هم بسیار روشن فکرانه در راستای اهداف انسانی و پیش رفت فکر جامعه بشری نوشته شده که برای کشور ما بسیار لازم است
آه از مردمی که در پی نظاره کردن بدبختی دیگران هستند تا خودشان کمی احساس خوشبختی کنند و در دل بگویند خداروشکر ما جای او نیستیم.
کتابی عالی با روایت آقای عمرانی که بی نظیرتر شده بود
کتاب کوتاه بود ولی نویسنده آقای ویکتور هوگو. در توصیف محیط و افکار اعدامی یه شاهکار بوجود آورده.
واقعاً توصیف بی نظیر بود.
گوینده هم به شکل خاص ادبی که نوشته شده دارستان رو روایت کرده.
باسلام به نظرمن خوب بودهرچند متاسفانه خیلی اهل مطالعه نیستم درهرصورت ممنون از اینکه امکانی فراهم کردین که تاالان تونستم کتابهای زیادی روبشنوم و بخونم با این اپ مرسی از همه تون دم تون گرم....
به نظر من یکی از آثاری از هوگو هست که تا ابد جاودانه میشه. نمیدونم خود هوگو زندان رو تجربه کرده یا نه ولی خیلی ماهرانه و زیرکانه احساسات درونی یک انسان محکوم به مرگ رو به رشته تحریر در آورده.
خوب توصیف کرده بود خوب و واقعی. ادم خودشو تو اون شرایط حس میکرد. شاید بتونه تلنگری باشه برای ادمایی ک از سقوط بقیه لذت میبرن و حتی بچه هاشون رو برای دیدن صحنه اعدام میبرن بعنوان تفریح
به نظر اومدم کامل نیست. انگار ۵ صفحه از یک کتاب روایت شده بود. شروع خیلی خوبی داشت ولی من خودم رو آماده کرده بودم تا ماجرای جالب و تکان دهندهای رو بشنوم که یهو تموم شد. در واقع فقط شروعی از کتاب بود.
کتاب صوتی کوتاه و خوبی بود
تفکرات یک فرد اعدامی رو بیان میکنه گاهی حرفهایی بسیار زیبا و درست از زبان یه خطاکار بیان میشه که برای من خیلی جالب توجه بود
تمام خوانشها با صدای جناب عمرانی عالی هستن
با امید همه چی زیباست حتی اشعه کوچک خورشید
بی امید همه زیباییها رخت بر میبندد.
حکم اعدام تلخترین حکم در زندگیست نمیدانم چرا عدهای را خوشحال میکند 😔
صدای آقای عمرانی هم فوق العاده بود 👏
باسلام
مثلی هست که میگن: کلام الملوک، ملوک الکلام
وقتی صحبت از ویکتور هوگو هست و داستانی از ویکتور هوگو، مگرمیشود پنج ستاره نداد و راضی نبود
اگر میشد برایش ماه🌙وخورشید🌞میدادم...
یاحق
داستان جالبی بود در کنار نازیباییهای داستان به زیبابیها محیط اطراف زندانی اشاره کرده بود و اینکه وقتی کسی دچار مشکلی به این بزرگی میشود مردم چطور در حال شادی هستند واین درد بزرگ جامعه است
واقعاً داستان جالبی بود
درسی که گرفتم این بود که وقتی که الان آزادم چرا از زندگیم لذت نمیبرم و این همه زیبایی مثل نور خورشید رو نمیبینم
واقعا برام خیلی جالب بود پیشنهاد میکنم گوش بدین
سلام ببخشید من تا حالا این داستان رو نه خوندم نه شنیدم به نظرم خیلی خلاصه کردن اخه یه رمان امکان نداره این قدر کوتاه باشه به هرحال ازش خوشم اومد چون حس یک اعدامی روبیان میکنه
خیلی خوب بود به جزءیات جان میداد اگه چشماتون رو میبستین دقیقا میتونستین خودتونو جای اون فرد بزاری
ولی مثل همهی انسانهای دیگه دلم نمیخواست اعدام بشه همش منتظر این بودم که بگن حکم رد شده
اصلا جالب نبود. توصیفات بیش از اندازه و پایانی ناگهانی داشت. فقط اون قستمی که توی دادگاه بود و خودش و سرزنش میکرد که چرا تو دنیایی که انقدر قشنگی وجود داره، مرتکب خطا شده قشنگ بود.
آقای عمرانی، بسیار با انگیزه و حرارت داستان سخن گفتند. داستان هم بسیار جالب بود. نکات جالبی گفته شده بود که هرچند داستان قدیمی هست اما بنظر من، برای این دوره بسیار مناسب هست.
چیزی که واسم جالب بود این بود که کسی که بهش خیلی تهمتها و حرفهارو میچسبونن مثل همین کلمه اعدامی... خودش تا چند وقت قبل باور نمیکرد که یک اعدامی باشه و یکروز بهش این حرفو بزنن.
جدای از گویندگی که دلنشین و باحس بود، داستان کوتاه ولی پرمحتوایی داشت که آدم رو به فکر وادار میکرد و میشه خیلی نکات ریز رو از این داستان برداشت کرد حتی به اندازهی یک کتاب پنجاه صفحه ای
توقع داشتم نویسنده بیشتر به آشفتگی ذهنی و گرههای روانی زندانی بپردازه تا توصیف محیط. موضوع بسیار مهم بود، ولی میشد یکم احساسات رو بیشتر توصیف کنه. اما به هرحال انسان به فکر فرو میره.
نویسنده بسیار زیبا حسی رو که آن شخص اعدامی داشت به رشته تحریر درآورده بود جوری که حس میکردم من جای آن آن اعدامی آن لحظات را تجربه میکردم.. با تشکر ازگوینده که فوق العاده آن را بازگو کردند
کتابهای ویکتور هوگو فوق العاده است و صدای گرم و خواندن بسیار زیبای آقای عمرانی آن را بینظیر کرده.... ممنونم و آرزوی توفیقات بیشتر شما و آقای عمرانی را مسئلت دارم... موفق باشید
درک موقعیت شخصیت داستان خوب برای خواننده سخت هست ولی نویسنده که نویسنده بزرگ و کاردانی هم هست به بهترین شکل با نگارشش درک این موقعیت را تا حدود زیادی برای مخاطب میسر کرده است
بقدری توصیفات زیبا و با جزئیات هست که آدم قشنگ میتونه تصویرسازی کنه. قلم محشر نویسنده، ترجمه ی فوق العاده مترجم و مهارت عالی راوی تجربه منحصر به فردی رو رقم میزنه.
خیلی یهویی شروع شد و یهویی هم تمام شد بعد متوجه شدم کتاب کامل نیست توصیف احساسات و خود مرکز پنداری رو دوست داشتم ارتباط گرفتن باهاش راحت بود کاش به صورت کامل قرار می گرفت
با خواندن این کتاب میتوان نتیجه گرفت که امید پنجره ای به سمت زیباییهاست و فقط با امید است که می توان از زیبایی های طبیعت لذت برد و گرنه دنیا چیزی جز سیاهی نخواهد بود
نویسنده ای عالی، چنان متن و فضای موجود در داستان رو توصیف می کند که گویی در فضای دادگاه و میان دیده گان تماشاگران هستی هر چند که با صوت دلنشین و سلیس گوینده دوچندان می شود
کتاب بسیار زیبا با خوانش زیبای اقای عمرانی زیباتر میشود ما ادمها چقد احساسات عمیق و خاص داریم و چقد در درک احساسات یکدیگر ضعیف هستیم و چقد همه ما در کنار هم تنها هستیم
با درود این داستان را می توان تلاشی برای نشان دادن یک پدیده مصنوعی از زاویه ای فراتر از تقسیم بندی سنتی حق و باطل دانست. البته می توان آن را حتی بدون سایه خالق اثر شاهکار دانست.
کتابی به غایت زیبا و بیان کننده تمامی احساست خاص در یک لحظه احساساتی که واقعا باعث تپش قلب میشه شاید اگر لحظهای خودت رو اونجا تصور کنی بهتر بتونی درک کنی ولی واقعا حس عجیبی داره
من به عنوان کسی که یکی از عزیزترین و نزدیک ترین ادم زندگیم زیر حکم اعدام هست این کتاب توجهم رو جلب کرد انگار که به جای اون خودم رو گذاشتم و زندگی کردم اون لحظات رو
هنگامی که بارقه امید در جان و روح رخت بربندد باریکه آفتاب در دنیای بیرون تلالو خود را از دست خواهد داد. چه بسا مرگ بهتر از زندگانیای است که در آن هیچ کیفیتی موجود نیست.
چرا مردم باید بدون اینکه از دلیل یک نفر با خبر شوند از حکمی که به او داده شده مخصوصا اعدام خوشحال شوند، فقط چون دادگاه حکم اعدام داده دلیل بر گناهکار بودن اون فرد نیست.
کوتاه بود اما چه زیبا جزئیات حالات روحی یک محکوم به اعدام بیان شده بودچه نثر قوی و شیوایی داردو با اینکه سال ها از نوشتن کتاب میگذرد هنوز هم میتوان همزاد پنداری کرد
داستان خیلی جالبی داشت، جوری توضیف شده بود که انگار انسان خودش جای این شخصه اما بنظرم هم میتونست ادامه داشته باشه و هم درمورد چند کرکتر دیگر هم باید به داستان اضافه میشدند
داستان، احساسات و حالت روحی یک اعدامی رو بیان میکنه و اینکه چقدر زجر میکشه تا حکم اعدام صادر میشه در داستان عنوان نشده که قاتل چه کسی و به چه صورت به قتل رسونده
شاید به عنوان خواننده معاصر چندان حرف جدیدی برای گفتن نداشت ولی در زمان خودش نوشته مهمی بوده. هرچند در کشور ما شاید برای بعضی مسئولین همچنان حرف تازهای داشته باشه.
از مرگ خود لذت می برد این برای من جالب بود خیلی عذاب کشیده بود. از مردم و در زندان برای همین عاشق اعدام خود بود. استرس زیادی داشت و از چیز های کوچک. زندگی لذت می برد
تجربهای تکاندهنده و عاطفی از نگاه یک انسان در آستانه مرگ است.
خواندنش باعث میشود با ترس، اندوه و تنهایی یک محکوم همراه شوی و عمق بیعدالتی و شکنندگی زندگی را حس کنی.
سلام آثار آقای ویکتور هوگو بسیار خوب هستند. اینکه از دید یک فرد محکوم به اعدام حرف میزند بسیار برایم جالب بود و پایان کتاب از آن هم جالب تر بود. ممنون بابت ترجمه
توضیحات عمیق و غنی برای یک زندانی با اینکه زندگی خویش در حال اتمام است اما به زندگی در لحظات آخر نیز میپردازد اما آخر این کتاب برای من یه مقدار تفکر برانگیز بود
این کتاب هم واقعا جالب بود و پیشنهاد میکنم.