نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام - ویکتور هوگو

مجید شهسواری
۵
۱۳۹۸/۰۱/۲۶
به بهترین و زیبا‌ترین و محکم‌ترین شکل ممکن داستان رو به زبان شعر ارائه کرده. احمد شاملو هم از این تصویر این داستان الهام گرفته. اونجا که میگه: بیرون رنگ خوش سپیده دمان ماننده یکی نت گمگشته میگشت پرسه زنان روی سوراخهای نی به دنبال خانه اش، از انعکاس تابش آب بر سقف.
Alireza Shariat
۴
۱۳۹۸/۰۱/۲۲
داستانی تلخ اما واقعی. اعم انسان‌ها در شرایطی که محدود باشن به معنای زندگی پی میبرن و موقعی شروع به لذت بردن از زندگی میکنند که دیگه دیر شده. و البته خوشحالی مردم از اعدام به نظرم به این خاطر که (با زبان ساده بگم) انسانها حسودن نسبت به کسی که دیدشون به این زندگی متفاوته
احمد نعیمی
۴
۱۳۹۷/۰۷/۲۱
میگه در هر موقع و هرجا از زندگی لذت ببر. البته با صدای خوب اقای عمرانی عزیز. تلنگری کوچک به زندگی امروزی ک بی‌توجه از زیبایی‌های عالم هستی به راحتی میگذریم♥️
ثمره محجوبیان
۵
۱۳۹۷/۰۷/۰۶
بسیار توصیفات زیبایی داشت و با صدای اقای عمرانی که به سبک نمایش نامه خوانی اجرا کردند عالی بود.
Gol barg
۴
۱۳۹۷/۰۷/۰۵
گویندگی آقای عمرانی، زیبایی داستان رو چندین برابر میکنند🌼🌼🌼
مهدی بیات
۳
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
به نظرم هرازگاهی خوبه که آدم خودش رو به جای انسان‌هایی قرار بده که مرتکب عمل خطایی شدن و جامعه بشری تصمیم به مجازاتشون گرفته فارق از اینکه محکوم به خاطر چه کاری مجازات میشه ما حس و حالش رو درک میکنیم و محکومین چیزی جز انسان نیستن و ما همه هم انسانیم
صدیقه رضائی
۴
۱۴۰۴/۱۲/۲۷
توصیفات نویسنده از جزئی‌ترین چیزها بسیار جالب و خواندنی (شنیدنی) بود با اینکه اولش گفت بابت جنایتی که مرتکب شده بودم ولی چون چیزی از گذشته نگفت باعث شد با محکوم همراه بشیم و دلمون براش بسوزه شاید این تنها راهی بود که می‌شد چنین کاری کرد که نویسنده کرده بود.
Sara Jabari
۵
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
قدرت کلام گوینده و جذابیت متن داستان مانند دو اهرم الاکلنک گوش مخاطب رو بازی میداد و گویی گاهی به عمق داستان و گاهی به صدای گوینده متصل میشدیم بدون آنکه اجباری در کار باشد و این تناسب هماهنگی متن و صدا جای قدردانی داره و صد البته ارزش شنیدن☘️🙏
سمیرارضایی
۵
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
این که فضای ذهنی یک محکوم به اعدام و حال و هوای درونی چنین شخصی رو از زبان خودش بشنویم به نظرم حس عجیبی داره. ترس، نا امیدی، فکر مرگ و تمام احساساتی که در این فرد جریان داره، به خوبی روایت شده... در انتها هم خوشحالی مردم از تماشای صحنه ی اعدام 🙁...
ARSHIA
۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۰
به نظرم، یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین بخش‌های این کتاب، توصیف احساسات و تفکرات ویلفر دو لا وال است، به خصوص در لحظات پایانی زندگی‌اش. هوگو با چنان ظرافت و هنری این تغییرات روحی رو به تصویر می‌کشه که خواننده رو کاملاً با شخصیت اصلی همراه می‌کنه.
سعیده عباسیان
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
من این کتاب رو هم صوتی گوش دادم هم متنشو خوندم. داستانش جالبه و قلم نویسنده قوی هست. طوری که با تمام وجودت میری تو دل داستان. درباره آخرین روز زندگی یک زندانی هست. و البته سنگدل شدن ما آدم هارو نشون میده اون بخش که مردم به خاطر اعدامش شادی می کردن.
Maryam
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
اعدام، اعدامی، اذان صبح، برای ما، مردم ایران، معنای ملموس تر و زخم عمیقتری رو یادآوری میکنه! چی میشه که یک انسان در هر مقام و موقعیتی، برای جان یک انسان دیگه، ولو مجرم، چنین تصمیمِ بی بازگشتی رو میگیره؟ اگه روزی بفهمه که اشتباه کرده، چطور با خودش کنار میاد؟
معصومه مولایی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
ممنون از کتابراه و روای خوب آن آقای رضا عمرانی خیلی خوب این کتاب را ارائه کردند. به نظرم بد نیست گاهی آدم فکر کنه به آخر عمرش نزدیک شده
روزمرهگی از سرش می‌پره. با این کتاب دلهوره یک محکوم به اعدام را تجربه می‌کنید زیآد لذت بخش نیست ولی متن خوبیه
mitra
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
فوق العاده بود اما همه داشتن اینجا میگفتن که چقدر مردم بدی بودن اما چرا نمی‌گیم جرم چی بوده؟ قتل عمد یا غیر عمد اگر غیر عمد بود که احتمالا تبرئه می‌شد ولی تبرئه نشد و داستانی که نتیجه گیری مشخصی نداره چون همه چیز معلوم نیست درود بر ویکتورهوگو
SaharGholamii
۵
۱۴۰۴/۰۵/۰۱
نمیدونم چرا این اثر هوگو به اندازه بقیه آثارش دیده نشده ولی خیلی زیبا بود. مخصوصاً مقدمه ش وقتی هوگو مثل یک وکیل از موکلینش (محکومین به اعدام) دفاع می کنه، اینکه این مسئله رو از دو منظر منطقی و احساسی بررسی میکنه واقعا شاهکاره. حتما پیشنهاد میشه
حسین جلفائی
۵
۱۴۰۳/۱۲/۳۰
تمام داستان تو ذهن شخصیت اصلی می‌گذره، از لحظه‌ای که حکم مرگش صادر می‌شه تا زمان اجرای حکم. کتاب پر از حس ترس، ناامیدی و اعتراض به مجازات اعدامه. هوگو با این داستان، بدون شعار دادن، خواننده رو مجبور می‌کنه به ارزش جان آدم‌ها و بی‌رحمی قانون فکر کنه.
شادیه بنی اسد
۴
۱۴۰۳/۰۹/۲۲
آخرین روزش همون روزی بود که حکمش و اعلام کردن و این خیلی جالبه که بدونیم محکوم به اعدام لازم نیست حکمش اجرا بشه اون روزی که حکمش و اعلام کنن تمامه پس حتی اگه مجرم واقعی هم باشه آخرین لحضه بخشیده بشه چون اون یک بار موقع شنیدن حکمش مرده و تقاصش و پس داده
Ahmadreza Sharifi
۳
۱۴۰۳/۰۸/۱۴
کتاب قابل تامل و جالبی بود قضاوت ادم ها بابت کار های گذشته و، درک شرایط و شخصیت فعلیشون همیشه از پیچیده ترین مسایل مربوط به حقوق انسانی بوده و هست بنظرم و ازین لحاظ امیدوارم نگاه حقوقی و انسانی به این مسایل با توجه به شرایط زندکی نوین بشر به روزتر بشه
محمد حسین فرجی
۱
۱۴۰۳/۰۶/۰۸
داستان اصلی بیشتر از ۲ ساعت و ۱۶۰ صفحه است و این داستان به شدت تقطیع شده است و اگر کسی بخواهد لذت اصلی خوندن کتاب را ببرد این کتاب صوتی اون رو محروم از این لذت میکند برای کتاب خون‌های حرفه‌ای به هیچ عنوان توصیه نمی‌کنم گوش دادن به این کتاب صوتی را...
محمد علی فرهادی
۴
۱۴۰۳/۰۴/۲۱
سلام داستان خوبی بود بیشتر داشت از شرایط یک محکوم صحبت میکرد که تا لحظه اعدام صد بار در خودش مرده است و بعضی افراد تا لحظه آخر امید به رهایی دارند وعده‌ای از همان اول مرده به حساب می‌آیند. توصیف شرایط جالب بود و از جزییات خوب استفاده کرده بود
اعظم نعیمی
۵
۱۴۰۲/۱۲/۱۴
داستان بسیار گیرا و بسیار عالی روایت شده بود به صورتی که خودم را جای نقش اصلی داستان احساس میکردم. صدای سکوت صدای پا و صدای زنجیر که تداعی کننده سلول زندان بود زیبایی داستان را چندین برابر میکرد. با سپاس و قدردانی از تیم کتابراه و استاد آقای عمرانی عزیز
هلیاهنرور
۵
۱۴۰۲/۰۸/۱۸
چی بگم! نظر من اینه که آدم تا زمانی که مرگش رو جلوی چشماش نبینه شیرینی زندگی رو باور نمیکنه^^اونقدر زندگی رو بر خودش و دیگران سخت میکنه که روزاش بدتر از مرگ میشه و ارزوی مرگ میکنه.. اما نمیدونه موقع مردن ادم چقدر دستو پامیزنه که لحظه‌ای دیگه زنده باشه اما..
ناهید سلطانی
۵
۱۴۰۱/۱۰/۰۶
قلم محسور کننده هوگو بر کسی پوشیده نیست. توصیفات بسیار قوی از احساس و محیط پیرامون فرد محکوم باعث یک نوع همزادپنداری میشه. صدای گرم و دلنشین گوینده هم جذابیت داستان رو دو چندان کرده. پاردوکس‌هایی زیبایی هم داره. توصیه میکنم حتما گوش بدین و لذت ببرین.
نوح نظری نژاد تختی
۳
۱۴۰۱/۰۸/۲۵
داستان کوتاه و خوبی بود این موضوع را یادآور میشود که هیچگاه برای رفاه نسبی نسبت به همنوعان خود شخصیت خود را به مسئول، مدیر یا حاکم جبار نفروشیم چرا که هم صنفهای ما بدخواه و کینه توز ما خواهند شدضمن اینکه در نهایت عذاب وجدان ما را رها نخواهد کرد.
نسرین احمدی
۴
۱۴۰۱/۰۸/۱۳
در تمام مدتی که داشتم به این داستان گوش میدادم به انسانهایی که بیگناه یا با جرمی به جز قتل عمد این روز رو تجربه کردن افتادم اگه من قانون مینوشتم به هیچ جرمی به جز قتل عمد با نیت قبلی اعدام نمینوشتم خیلی سخته که حکم مرگ یه انسان رو امضا کنید
احسان سلگی
۴
۱۴۰۰/۱۱/۲۸
کتابی است که در آن باید نگریست
به عادت هایمان و انتقال آن عادت‌های درست یا غلط به افراد نزدیکمان و پذیرفتن آن عادت‌ها توسط نزدیکانمان بدون تعمق در آن عادت توسط آن‌ها
فرهنگ و تدبر گزینه مناسبی برای اقشار جامعه میباشد که سر سری از آن می‌گذریم
Marzieh Gholipoor
۴
۱۴۰۰/۰۴/۲۲
سلام جالب بود و البته برای من مایه تلنگر
چون خودمو جای اون اعدامی فرض کردم
اینکه بیشتر قدر زندگی و نفس کشیدن، بودن با عزیزان، و لذت بردن از نعمات خدا رو بدونم
و فرصت رو برای رسیدن به موفقیت‌ها و خواسته‌ها و... از دست ندم و ارزششونو بدونم
Elaheh Mohammadi
۵
۱۴۰۰/۰۱/۰۳
در همان لحطه که متهم هر چه در اطرافش میبیند را کفن تصور میکنند، مردم او را اعدامی نامیده و خوشحال از اینکه کسی که خلاف کار است اعدام می‌شود و آنقدر تلخ است که آن دختر نیز خوشحال از اعدام شدن است. با اعدام کردن فقط جون افراد گرفته می‌شود نه هیچ چیز دیگری...
جهانگیر رحیمی
۵
۱۳۹۹/۰۸/۲۴
به نظر من مهمترین قسمتش اونجایی که در بدترین حالت ممکن بازهم دنبال زیبایی و امیده.
واقعا این امید که‌انسان رو زنده نگه میداره و تا وقتی‌که امید داری زنده ای!
چقدر خوبه که آدم قدر زندگیشو بدونه و از تک تک لحظه هاش لذت ببره ولی حیف که خیلی دیر متوجه میشیم!
زهرا مشهدی زاده
۲
۱۳۹۹/۰۲/۱۲
توصیف احساسات و افکار فرد با ادبیات خیلی خوبی بیان شده بود ولی خود داستان به نظرم پایان نامشخصی داشت بطوری که من فکر کردم شاید فایل‌ها کامل دانلود نشده‌اند. شاید هم واقعا فایل دیگه‌ای بوده که دانلود نشده. من از ویکتور هوگو توقع داستان موثرتری داشتم.
Setayesh Arman
۴
۱۳۹۹/۰۱/۱۱
اینکه در شرایطی ک محکوم به اعدام بازم هم به زیبایی‌ها بیشتر توجه میکنه و میبینه تا اینکه نگران حکمش باشه مث بقیه جالب بود ک بازم میتونه تو این شرایط مثبت اندیش باشه. اخر داستان اینکه مردم خوشحال بودند که اعدامی اعدام میشه بسیار تلخ و غمگین بود.
شهرزاد البرزی جهرمی
۵
۱۳۹۹/۰۱/۱۱
به قدری متن و شیوه بیان حالات در کتاب محکوم به اعدام جذاب بود که منو به شنیدن چند باره کتاب واداشت حتی گاهی نمی‌توانستم این محکوم را به عنوان یک جنایت کار تصور کنم و تنها حس همدردی و همزادپنداری با او در من شنونده بوجود می‌آمد
دریا جعفری
۵
۱۳۹۸/۱۲/۲۳
خوشم اومد اثار ایشون رو اصلن نخونده بودم اولین بارم بود
ولی خوشم اومد
از داستان کوتاه خوشم میاد تقریبن
مثل سه تار اثر ال احمد
و داستان‌های کوتاه صادق هدایت
ولی جزئیاتش عالی بود
اولین بار بود اینقدر به جزئیات توجه کردم
مفهمومش رو گرفتم......
حسین توانگر
۵
۱۳۹۸/۰۹/۱۰
داستان جالب و تامل برانگیزی بود، از این نظر که میزان وابستگی و نیاز ما به چیز‌های پیش پا افتاده‌ای مثل نور خورشید، که آرزوی یک زندانی هست رو بیشتر متوجه خواهیم شد. و البته گویندگی بسیار عالی‌ای داشت این داستان. خسته نباشید میگم خدمت آقای عمرانی 🌹
Sahar M
۴
۱۳۹۸/۰۶/۱۰
توصیف‌های خوبی داشت و با جزئیات بیان شده که تصور شرایط زندانی رو آسون میکنه
غم و نا امیدی که زندانی داره تجربه میکنه و دنبال راه نجاته و بی‌تفاوتی و حتی خوشحالی کسایی که جای اون نیستن یه جور غم و ناراحتی رو رقم میزنه
درکل جالب و زیباست
بهار کریمی
۳
۱۳۹۷/۱۰/۲۱
خیلی جالب اما من از گویندگی آقای عمرانی لذت بردم و فکر کردم من آن جا هستم و همه چیز را حس کردم ممنون آخرش مثل آخر قصه ماهی سیاه کوچولو بود که بعد از شنیدن داستان از صد‌ها ماهی فقط یک ماهی پند گرفت و همه شب خواب نکرد و به فکر غرق شد❤
مسعود رفیعی
۵
۱۴۰۵/۰۱/۲۱
فقط از جنبه صوت کتاب میتونم نظر بدم که فکر نکنم بهتر از این بشه و با شنیدن داستان آدم به ارزش زندگی پی میبره و اینکه ما حق گرفتن زندگی هیچ تنابنده ای رو نداریم و البته چقدر عالی میشد اگه هنگام پخش متن هم نمایش داده میشد عالی عالی میشد
KURD Bezar
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
خیلی جالب بود تجربه یک انسان محکوم به مرگ رو از دید خودش روایت میکنه که واقعأ در اون دوران چه حسی داره و چی تو سرش میگذره صدا گذاری بینظیر که داستان رو چند برابر جذابتر میکنه پیشنهاد میکنم گوش بدین تجربه جالبی ممنون از کتابراه
افسون بانو
۵
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
توصیف حال و هوای یک اعدامی که شاید کسی تا آخر عمرش چنین چیزی رو نتونه تصور کنه حس وحالی که برای یک نفر پیش میاد و تنها کسی که میتونه در موردش باهاش حرف بزنه خودشه و تا زمان مرگش کسی نتونه بشنوه و درکش کنه و تمام اون حس و حرف هارو باخودش ببره
Bano
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
من خیلی کتاب‌های ویکتور هوگو رو دوست دارم واقعا خیلی عالیهه کتاباشو خوندم
سپیده نوروزی
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
هیچوقت نمی تونستم اینجوری خودم رو جای یه ادم محکوم به اعدام بذارم و کتاب خیلی قشنگ از دریچه چشم محکوم به اعدام به زندگی و جریانات زندگی نگاه کرده بود، شاید اگر یکبار از این دریچه نگاه کنیم، دیدگاهمون نسبت به فرصت زندگی کردن تغییر کنه
hossine karimi
۳
۱۴۰۴/۰۹/۰۳
واقعا زندگیه تو از دیده دیگران اهمیت چندانی نداره هرکس تا زمانی که ازت بهره ببرند نگرانت هستن و بهت اهمیت میدن وگرنه این مردم حتی واسه سرگرمی و خنده خودشون یا حتی بخاطره اینکه در یک جریانی حضور داشته باشند حاظرن مرگت رو ببینن
کوثر اسدی
۵
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
اینکه افکار شخصیت اصلی بر خلاف روند داستان پیشرفت جذاب بود مخصوصا جایی که داره درباره زیبایی‌های زندگی حرف میزنه و میگه اموان نداره تویه بهار همچین حکمی بدن... حکم مرگ فقط برای زمستون بوده! این جای داستان جذاب بود برام!
;Jesi
۴
۱۴۰۳/۰۵/۰۶
سلام. این کتاب صوتی من رو تو خودش غرق کرد. خیلی دوست داشتم که این محکوم تمام جزئیات اطرافش رو دقیق توصیف میکنه. اما انتظار ابراز احساسات یا دلیل قتل یا تا زمان اعدامش صحبت رو کنه رو داشتم. میخواستم بدونم ۶ هفته رو چطور میگذرونه
Maryam
۵
۱۴۰۳/۰۲/۱۰
عالی بود خیلی عالی. واقعا نویسنده به زیباترین شکل ممکن احساسات یک زندانی محکوم به اعدام را به تصویرکشیده. امیدی که قبل از محکوم شدن دراوجود داشته وزیباییهای همه چیز رامیدیده. وبعد از حکم که نگاهش به همه چیز تغییرکرده وسرد وبی روح شده.
ریحانه الهی
۵
۱۴۰۳/۰۱/۲۴
رمانی زیبا با قلمی روان و قشنگ؛ ترجمه خوبی داشت و گوینده هم خوب بود. دیدگاه متفاوت هوگو واقعا ستودنیه و سوژه و زاویه دیدی که انتخاب کرده بسیار جالب، متفاوت و قابل تامله. بعد خوندنش گوش دادنش ذهنتون درگیرش میشه.. من خیلی دوست داشتم.
Gholizade
۴
۱۴۰۲/۱۱/۲۲
اینکه یک محکوم به اعدام با دیدن نور خوشحال میشه و میگه روز روز خوبیه
مصداق همون شعر (وسعت کوچک رهایی را از نگاه یک اسیر باید دید) هستش
نکته مهمی که من از این کتاب برداشت کردم این بود چیزایی که واسه ما طبیعیه واسه بعضیا ارزو
قدر بدونیم
س.م
۵
۱۴۰۲/۰۵/۲۲
بسیار عالی و بینظیر بود. با تمام وجود میشد حس کرد و تصور کرد صدای گوینده نحوه بیان اونقدر عالی بود که قصه قابل لمس بود
و اون قسمت که مردم برای مردن یک نفر شادی میکنن در واقعیت هم همین. به امید روزی که نه مجرمی باشه نه ظلم دیده ای. سپاس
محمدحسین عابدی
۲
۱۴۰۱/۱۲/۲۰
سلام و خسته نباشید. صدا و دوبله عالی بود
یک زندانی و کسی که محکوم به حبس ابد یا اعدامی هست و 80درصد زندانیان بیشتر میتونن حال این شخص و این داستان رو درک کنن و برای عموم مردم شاید قابل درک نباش.
بهرحال نتیجه و اثر مثبتی نداشت در من.
مهدی صابریان
۵
۱۴۰۱/۱۲/۱۷
آخرین روز یک محکوم به اعدام حس غریبی دارد کسی که فشار طناب را بر گردن کم کم حس می‌کند آخرین ساعتها را چگونه می‌گذراند به چه می‌اندیشد چه حسی دارد آیا می‌توان تمام احساس او را با ترس معنا کرد یا حسرت بیشتر از ترس در وجود او موج می‌زند؟
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
👋 سوالی دارید؟