کتاب، کتاب جالبی بود.
خیلی دوست داشتم ادامه پیدا میکرد یا یکم واضح تر شروع میشد ولی در کل جذاب بود اون جایی که که مجرم رو داشتن مبردن و مردم شادی میکردم واقعا حقیقت خیلی تلخی بود. کتاب من رو وادار به تفکر کرد.
انسان ها قدر زندگی رو نمیدانند تا وقتی که ازشون گرفته بشه آن قدر دچار روزمرگی می شویم که یادمون میره برای هر نعمتی باید هزاران بار شکر کنیم این هست تا موقعی که دچار یک مشکل بشویم آن وقت هست که از دید دیگهای نگاه می کنیم
داستانی جالب ولی واقعیتی تلخ، رویدادی که هر روز تو جامعه اتفاق میافته و متاسفانه برای اینکه تدبیری اندیشه بشه برای اینکه که چنین جنایتی تو جامعه رخ نده فقط اعدام محکوم و تمام، کاش میشد جهان و ادمهاش اینقدر سنگ دل نبودن
سلام. هر چند داستان کوتاه هست ولی اوج و فرود خودش رو داره. و به طرز عجیبی باعث میشه خواننده خودش رو جای شخصیت اصلی داستان بگذاره. در عین حال خیلی ساده هست و درونیات بشر رو بررسی میکنه. مفید و مختصر.
خیلی قشنگ بود، به نظرم باید این رو موقع اعلام حکم جرم در نظر داشت که آیا بخشش دور از انتظار است یا خیر، اگر ببخشیم چه اتفاقی برای آینده آن مجرم میفتد و اگر نبخشیم، چگونه میتوانیم خود را توجیه کنیم!!
در عظمت و بزرگی ویکتور هوگو شکی نیست وقتی صدای آقای عمرانی هم کنارش باشه شک نکنید دارید یه اثر جادویی رو گوش میکنید چند بار این کتاب رو گوش دادم باور کنید هر بار که گوش میدم انگار بار اول گوش دادم....
امان از قلم و توصیف ویکتور هوگو جان...
داستانی کوتاه از توصیف روز دادگاه و احساس یک فرد محکوم به اعدام.
نگاهش و احساسش در لحظهای که حکم اعدام رو میشنوه
بی تفاوتی دیگران به زیستن یا کشته شدن یک مجرم.
و...
واقعا چقدر تاثیر گذار، هیچکس توی اون زمان هیچ درکی از حالت روحی و افکار طرف نداره. چون اصلا به اونا ربطی ندارع هیچ وقت نداشته... فقط صحبتای یک شخص تو همچین موقعیتهای حساس میتونه باعث خود تخریبی طرف مقابل بشه...
صدای راوی جذاب بود اما در هر صورت یک متن بسیار کوتاه هست، کتاب پر بود از تشبیههای درست و به جا، البته که موضوع جالبی هست و شاید هیچوقت درکی از روزهای آخر زندگی یک انسان که خودش این فرجام رو میدونه نداشته باشیم
موضوع داستان متفاوت و غم انگیز بود و در عین حال آموزنده. خیلی وقتها پیش میاد که نعمتهای زیادی داریم ولی وقتی ازش دور میشیم یا از دستش میدیم بیشتر قدرشو میدونیم. حکایت داستان برای من بیانگر این نکته بود.
ویکتور هوگو توی این کتاب بیشتر به صورت قراردادی عمل کرده و فقط سعی کرده حکم اعدام رو زیر سوال ببره
به همین دلیل رمان بیش از این که یک اثر ادبی باشه، کتابی قراردادیه؛ این اثر فاقد حس انسانی و فاقد حس روانشناسی فردیه...
این کتاب قشنگ و سیاه هستش یه دردی از اعدامی به شما منتقل میکنه که میتونه جالب باشه، برای من که همینطور بوده . به نظر من بعد این کتاب یک دید جدیدی به زندگی یک مجرم و یا یک بی گناهی که اعدام میشه رو میبینید.
داستان کنجکاوی خیلی زیادی در من ایجاد کرد، ویکتور هوگو توی انتقال احساسات در این اثر خیلی خوب عملکرده متنی که باعث میشه انسان به فکر فرو بره، در کل دوستش داشتم، با تشکر از ماه آوا بابت این اجرا خوب
کتاب زیبایی بود و ارزش چند بار گوش دادن را داشت. مردم هرگز خود را به جای آن اعدامی قرار نمیدادند و با دیدن او واکنشهایی داشتند که واقعا تاسف آور بود و اعدامی که حتی تا جلسهی آخر هم امید به رهایی داشت.
با جزییات کامل بود. صدای اقای عمرانی بی نظیر بود. فقط کم بود. دوست داشتم. اون قسمتی که گفت گل روی صخرها امید به ادم میداد. ولی کاش مردم میفهمیدن. که تلخیهای مردم ممکنه یک رو ررای اونا هم باشه. درک میکردن
نکته عمیقی داره شاید به ظاهر بی مفهوم باشه ولی خب به طور کامل داره به بی رحمی انسانها نسبت به هم اشاره میکنه...
متاسفانه این خیلی آزار دهنده است که اکثرا نسبت به هم بی رحم هستند و خیر هم رو نمیخواهند
جالب بود ولی نه زیاد چون من قبلا در این باره فکر کرده بودم. خب کم پیش میاد همچین حالتی معمولا کسی که جرمش جنایی باشد مثلا قتلی مرتکب شود خودش میداند که امکان دارد اعدام شود پس جای حرفی نمیماند.
اثر آقای هوگو و گویندگی آقای عمرانی باعث شد که این کتاب واقعا بی نقص و زیبا جلوه کنه
و من واقعا ناامید شدم که یه سریا میگن بی معنی تموم شد
این دوستان عزیز حتما برن دوباره گوش بدن کتاب رو
از نظر من نویسنده از ترکیبهای زیبا و تصویر سازیهای قشنگی در متن استفاده کرده بود گاهی اوقات شیرینی و تلخی رو مانند یک مخلوط شیرو شکلات باهمهی پارادوکسی ک نسبت به هم دارن هم میزد کتاب درکل بدی نبود....
عالی عالی چقدر کار درست و پسنیدهای انجام دادین که کتابها را به صورت صوتی در اختیار مردم قرار میدهید برای کسانی که مثل من حوصله کتاب خواندن ندارن من هم ثبت نام کردم هم کتاب خریداری کردم سپاس فراوان از شما
گوینده جذااااااب و بسیار حرفهای بود. کارشو دوس داشتم. داستان هم منو با خودش کشوند. اولش دلم نمیخواست اعدام شه ولی بعدش دلم میخواست که حبس ابد نخوره. اولین بار بود که با همچین موقعیتی همذات پنداری کردم
روایت بسیار جذاب و تأثیرگذار بود. احساسات شخصیت اصلی به خوبی منتقل می شد و فضای داستان تا پایان توجه مرا حفظ کرد. همین بخش کوتاه نشان داد که چرا آثار ویکتور هوگو تا این حد ماندگار هستند.
واقعا داستان عالی و انتخاب گوینده بسیار دقیق بود طوری که آدم رو با خودش به قلب ماجرا می برد و انگار تو لحظه به لحظه کنار اون مرد زندانی بودی و همه چیز رو حس و لمس کردی خسته نباشید
خیلی قشنگ بود با جزئیات کامل گفته شده و موضوع جالبی بود "میان من و جهان انگار ابری وجود داره و پشت این ابر دو دختر هستند که میشنوم دختر کوچیک تر میگویید: آخ جونن ۶ هفته دیگه اعدام میشه":)
شاید مقایسش با متنی که داستایوسکی داخل کتاب ابله در مورد اعدام نوشته بود درست نباشه ولی ازونجایی قلم و دیدگاه داستایوسکی به شدت منو تحت تاثیر قرار داده بود از ویکتور هوگو همچین تاثیری رو ندیدم
از این که ادمو از جرم اگاه نمیسازه و میزاره ذهن به صورت ازادانه رو این موضوع فکر کنه خیلی جالب بود برام و داستان کوتاه و قویای بود البته ک ویکتور هوگو چیز دیگهای ازش انتظار نمیره
کاش همه این کتابو گوش بدن و ای کاش روزی بیاد که دیگه حکم اعدام یا حبس ابد صادر نشه و زندگی یک انسان رو نابود نکنه کی گفته که یک سری انسان میتونن برای باقیِ عمرِ یک نفرِ دیگه همچین تصمیمی بگیرن؟
کتاب عالی بود و صد البته که قلم و اسم ویکتور هوگو کافی هس که بشه فهمید کتاب فوق العاده ایی هس وقتی میتونی در این کتاب بفهمی زمانمون چقدر کوتاه و کم هس و باید تا در توانمون هس عزیزانمون و درآغوش بکشیم
نوشتن چنین کتابی جرأت میخواست و ویکتورهوگو این جرأت رو داشت. پوشش اتفاقات یک محکوم به اعدام و از دید خود اون محکوم با نگاهی از داخل ذهن یک اعدامی به بیرون. بیان چنین احساسی کار سختیه
این داستان از زبان یک فرد محکوم به اعدام است. نگاه کردن به جهان از چشمان یک محکوم به اعدام ایده جالبی برای نوشتن داستان بود بنابراین قطعا ارزش وقت گذاشتن و گوش کردن به این داستان را دارد.
داستان کوتاه خوبی بود. ولی زیاد روشن و گویا نبود. از نظر من داستان کوتاهی خوبی که با وجود کوتاهیش بشه ازش ماجرا رو متوجه شد. وای در خصوص بیان احساسات متهم و تصویر سازی و.... بد نبود
این کتاب جدال ذهنیات فرد محکوم به اعدامی است، جدال ترس و امید، در جامعهای که عدالت گاها با اعدام اجرا میشود. کتاب ضد اعدام است. خواندن ش برای هر فردی لازم است. شاید کمی وجدان مان را بیدار کند.
کوتاهه دیگه این یذره چیه بخرید گوش بدید 😅 سرانه سالانه مطالعه رو بالا ببرین. اگر تو کار سینما هستین بخونین تا یادبگیربن چطور با جزئیات فیلمنامه بنویسین که بشه مو به موشو تصویرساخت 😄
با تشکر از همه عوامل برنامه کتابراه چون واقعاااا در این روزهای جنگ و قطع و وصل اینترنت این کتابهای عالی کتابراه بوده که اعصابمونو آروم کرده🙏🏾🌹
این کتاب هم واقعا جالب بود و پیشنهاد میکنم.
در آخر مردم فقط به دنبال فردی بودند تا ببیند زندکیای فلاکت بار تر از زندگی هایشان وجود دارد تا احساس شادی کنند، شادیای کریح و رقت انگیز... واقعا چرا بعضی از آسیب دیدن دیگران خوشحال میشوند؟
خیلی قشنگ بود. موجز و تاثیر گذار. وقتی فقط یک روز از عمرت باقی باشد چه در ذهن خودت و یا اطرافیانت میگذرد؟! حالا اگر محکوم به اعدام باشی چه میشود؟!.... صدای گوینده هم بسیار خوب بود
هوگو در این اثر، با نگاهی انسانگرایانه، ترسها، امیدها، و تأملات این مرد را به تصویر میکشد و خواننده را به پرسشهای اخلاقی و اجتماعی دربارهٔ مفهوم عدالت و ارزش زندگی انسان دعوت میکند.
کتاب جالبی بود. صدا گذاری خوبی داشت و جناب عمرانی به خوبی کتاب رو خوندن. اثار ویکتور هوگو به صورت کلی، توصیه میشع برای خوندن. این کتاب هم ب خاطر اسمش و هم به خاطر نویسندهش، من رو به خودش جذب کرد.
وقتی صحبت از ویکتور هوگو در میان میاد دیگه جای هیچ بحثی نمیشه کرد و فقط باید کتاب و باز کرد و خوند و خوند تا کتاب تموم بشه من که عاشق قلم درخشنده ی این مرد بزرگ مو همچنین دوبلر های کتابراه
هر نویسنده برای اینکه داستانی بنویسه یک عینک به چشم میزنه یعنی از منظره نگاه یک شخص به موضوعات مختلف نگاه میکنه و بنظرم خیلی این نگاه از طرف شخصی که به اعدام محکوم شده بسیار جالب بود
چقدر عجیبه که میبینم عین همین کتاب هنوز هم تماشای اعدام برای بعضی آدمها لذت بخشه! وقتی اینو گوش میدادم به این فکر میکردم انسان هیچ وقت عوض نمیشه و داستانها در طول تاریخ تکرار میشن همیشه
واقعا چرا مردم باید از دیدن یه اعدامی اینقد خوشحال باشن و لحظه شماری کنن واقعا هیچکس به فکر اون فردی که نامهی اعدامش به دستش رسیده نیستو چقد غمگین که حس کنی اخرین روزهای نفس کشیدنته
باسلام. ویکتور هوگو نویسنده و روشن فکر بزرگ قابل ستایش هست. این داستان کوتاه هم بسیار روشن فکرانه در راستای اهداف انسانی و پیش رفت فکر جامعه بشری نوشته شده که برای کشور ما بسیار لازم است
آه از مردمی که در پی نظاره کردن بدبختی دیگران هستند تا خودشان کمی احساس خوشبختی کنند و در دل بگویند خداروشکر ما جای او نیستیم.
کتابی عالی با روایت آقای عمرانی که بی نظیرتر شده بود
کتاب کوتاه بود ولی نویسنده آقای ویکتور هوگو. در توصیف محیط و افکار اعدامی یه شاهکار بوجود آورده.
واقعاً توصیف بی نظیر بود.
گوینده هم به شکل خاص ادبی که نوشته شده دارستان رو روایت کرده.
باسلام به نظرمن خوب بودهرچند متاسفانه خیلی اهل مطالعه نیستم درهرصورت ممنون از اینکه امکانی فراهم کردین که تاالان تونستم کتابهای زیادی روبشنوم و بخونم با این اپ مرسی از همه تون دم تون گرم....
به نظر من یکی از آثاری از هوگو هست که تا ابد جاودانه میشه. نمیدونم خود هوگو زندان رو تجربه کرده یا نه ولی خیلی ماهرانه و زیرکانه احساسات درونی یک انسان محکوم به مرگ رو به رشته تحریر در آورده.
خوب توصیف کرده بود خوب و واقعی. ادم خودشو تو اون شرایط حس میکرد. شاید بتونه تلنگری باشه برای ادمایی ک از سقوط بقیه لذت میبرن و حتی بچه هاشون رو برای دیدن صحنه اعدام میبرن بعنوان تفریح
به نظر اومدم کامل نیست. انگار ۵ صفحه از یک کتاب روایت شده بود. شروع خیلی خوبی داشت ولی من خودم رو آماده کرده بودم تا ماجرای جالب و تکان دهندهای رو بشنوم که یهو تموم شد. در واقع فقط شروعی از کتاب بود.
کتاب صوتی کوتاه و خوبی بود
تفکرات یک فرد اعدامی رو بیان میکنه گاهی حرفهایی بسیار زیبا و درست از زبان یه خطاکار بیان میشه که برای من خیلی جالب توجه بود
تمام خوانشها با صدای جناب عمرانی عالی هستن
خیلی دوست داشتم ادامه پیدا میکرد یا یکم واضح تر شروع میشد ولی در کل جذاب بود اون جایی که که مجرم رو داشتن مبردن و مردم شادی میکردم واقعا حقیقت خیلی تلخی بود. کتاب من رو وادار به تفکر کرد.