نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام - ویکتور هوگو
4.3
5545 رای
صنم صارمی
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
00
داستان برای من جذاب نبود ولی درس آموز بود این که هر کسی میتونه سهوا یا عمدا دچار اشتباه بشه و جایی قرار بگیره که نباید و جامعه چقدر میتونه سنگدل و بیرحم باهاش برخورد کنه و این در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده خیلی دردناکه و ما باید به این افراد کمک کنیم وقتی از نگرانی و اضطراب صحبت میکرد برام ملموس بود چقدر میتونه سخت باشه.
یک داستان بسیار کوتاه از یک نویسنده بسیار بزرگ برای اثرگذاری اجتماعی و سیاسی و بیان دیدگاهش به نحوی بسیار زیبا
جدای از پیام اصلی، داستان اشارهای پندآموز به این نکته دارد که آدمی قدر داشته هایش را زمانی میداند که آن را از دست میدهد. برای یک محکوم به اعدام حتی نور خورشید نیز جذابیت دارد و نعمتی بزرگ و دلچسب محسوب میشود.
جدای از پیام اصلی، داستان اشارهای پندآموز به این نکته دارد که آدمی قدر داشته هایش را زمانی میداند که آن را از دست میدهد. برای یک محکوم به اعدام حتی نور خورشید نیز جذابیت دارد و نعمتی بزرگ و دلچسب محسوب میشود.
این که یه تصویر ذهنی واضح برات میسازه خیلی خوبه وحتی یه جاهایی خودتو جای زندانی قرار میدی که حسش رو درک میکنی و اینکه نشون میده تو چنین شرایطی دنیایه یه زندانی و فرادی که از بیرون به اون نگاه میکنن چقدر تفاوت داره و اینکه بعد از این اتفاق چقدر ادم به چیزهایی که الان داره و بهشون اهمیت نمیده علاقه مند میشه و این حس به خوبی منتقل شده
بسیار غم انگیز و ناراحت کننده.. ودر عین حال انسان رو به تفکر وادار میکنه.. چقدر لحظههای سنگین و دردناکی رو میگذرونه.. لحظههایی رو که شاید ما خیلی راحت و به سادگی ازش میگذریم..
تمام لحظههای زندگی ارزشمنده به شرطی که درک کنیم و قدر بدونیم..
ای کاش هیچ کس حکم اعدام نمیداد و هیچ کس اعدام نمیشد..
تنها خداوند میتونه قاضی عادلی باشه
تمام لحظههای زندگی ارزشمنده به شرطی که درک کنیم و قدر بدونیم..
ای کاش هیچ کس حکم اعدام نمیداد و هیچ کس اعدام نمیشد..
تنها خداوند میتونه قاضی عادلی باشه
اینکه فرد اعدامی چه حسی داره یکی از ابعاد ماجراست و برای اظهار نظر همه ابعاد باید در نظر گرفته بشه، اگر فردی با زنده موندنش عامل مرگ افراد بیگناه دیگری باشه با اینکه از مردن دیگران خوشحال نمیشم ولی بخاطر زنده موندن افراد دیگه میشه خوشحال بود، با اینکه اعدام زشت و وحشتناکه ولی معتقدم گاهی برای بشریت لازمه
بنظرم ارزش گوش دادن داره تا یاد بگیریم از غم و بدبختی دیگران لذت نبریم و اعدامی و افرادی که شرایطشون با ما متفاوته رو درک کنیم و حالشونو با رفتارمون بدتر نکنیم خیلی دوست داشتم بدونم جرمش چی بوده ولی خب چون موضوع مدنظر نویسنده ی چیز دیگه بوده به جرمش اشاره نکرده که قضاوت کمتر بشه و به اصل داستان پرداخته بشه
درود بر شما از نظر من قلم نویسنده عالی و گوینده هم عالی کار خودش رو انجام داده. فقط باید زمان نگارش این داستان کوتاه رو درک کنید که در اون وقت چقدر محکوم به اعدام وجود داشت و تفریح مردم خصوصا در اروپا دیدن اعدام شدن افراد بود زمانی حدودا ۲۰ دقیقه صرف خواندن این کتاب کنید. مثلاً مسیر برگشت از سر کار.
از چیرهدستی و دیدگاه فوقالعاده جذاب ویکتور هوگو هرچه بگوییم کماست؛ اما لازم دونستم به صدای شیوای استاد عمرانی اشاره خاص تری کنم که شنونده رو میخکوب خودش میکنه و به خودت میایی و متوجه میشوی ناخوداگاه تشنه شنیدن جملات بعدی هستی! اگر دوستدار سبک نوشتار جدید و کم تر شنیده شده هستید؛ این کتاب نوش جان وجودتان❤️
داستان کوتاه و زیبا از نویسنده معروف ویکتور هوگو
هر چند که داستان کوتاه بود ولی آنچه را که یکنفر در آخرین روزهای زندگی خود در دادگاه بخاطر جرم مرتکب شده، تجربه میکند را از دیدگاه ومنظر آن شخص بیان کرده و تمام امید و آرزوهایی که آن فرد برای بخشیده شدن دارد و در نهایت با رای متفاوت از طرف دادگاه مواجه میشود
هر چند که داستان کوتاه بود ولی آنچه را که یکنفر در آخرین روزهای زندگی خود در دادگاه بخاطر جرم مرتکب شده، تجربه میکند را از دیدگاه ومنظر آن شخص بیان کرده و تمام امید و آرزوهایی که آن فرد برای بخشیده شدن دارد و در نهایت با رای متفاوت از طرف دادگاه مواجه میشود
داستان در مورد یک محکوم بود که حکم اعدامش صادر شده و واکنش مردم نسبت به شنیدن خبر حکمش. سرعت داستان خیلی زیاد بود و نمیشد احساس نویسنده را درک کرد در نتیجه نتونستم ارتباط بگیرم با داستان. خیلی کوتاهه با توجه به اینکه مجبور به پرداخت پولی بابت کتاب نیستید، پس شنیدنش برای تجربه یک کتاب بی احساس شاید جالب باشد برایتان.
نثری بسیار زیبا و جذاب داره ویکتور هوگو، طوری که اگه هزاران صفحه باشه داستان باز دوست داری بخونی.
اما این قصه به ما میگه که در شرایطی خاص موضوعات پیش پا افتاده و صحنههای معمولی چقدر میتونن ارزشمند باشن و کسی که در حال ازدست دادن چیزی یا موقعیتی باشه قدر اون رو میدونه
با تشکر از زحمات دست اندرکاران تهیه کتاب
اما این قصه به ما میگه که در شرایطی خاص موضوعات پیش پا افتاده و صحنههای معمولی چقدر میتونن ارزشمند باشن و کسی که در حال ازدست دادن چیزی یا موقعیتی باشه قدر اون رو میدونه
با تشکر از زحمات دست اندرکاران تهیه کتاب
چقدر سخته اون لحظهای که امیدها ناامید میشه. این کتاب زیبا گویای واقعیتی بود که در پشت حصار زندانها مخفی شده و کمتر کسی بهش فکر میکنه. امیدوارم افرادی که واقعا پشیمون هستن از کارشون، یه فرصت دیگه برای زندگی بهشون داده بشه. هر چند پایان غم انگیزی داشت اما قلم ویکتور هوگو و صدای جناب عمرانی حرف نداره! ممنون از کتابراه
کوتاه ولی تاثیر گذار
👌👌
حسی تنفری که آدم از قضاوت دیگران میگیره و اون احساس انزجار آوری که دیگران برای محکومیت یک انسان (درست از جنس خودشان با اشتباهی هر چقدر هم بزرگ که از خودشان هم، هیچ بعید نیست اگر در موقعیت او میبودند) با خواندن این کتاب ایجاد میشود تلنگری تاثیر گذار است.
با سپاس از خوانش زیبای استاد عمرانی
👌👌
حسی تنفری که آدم از قضاوت دیگران میگیره و اون احساس انزجار آوری که دیگران برای محکومیت یک انسان (درست از جنس خودشان با اشتباهی هر چقدر هم بزرگ که از خودشان هم، هیچ بعید نیست اگر در موقعیت او میبودند) با خواندن این کتاب ایجاد میشود تلنگری تاثیر گذار است.
با سپاس از خوانش زیبای استاد عمرانی
زحمتی که، به این تجربهی زیبا و دوست داشتنی انجامیده...
رتبهاش را وسعتی به پهنای تمام ستارگان آسمان، تعیین میکند، و آن در قدرت پروردگار عالمیان است.
و توان من، همین ۵ستاره بود... که به معنای کهکشان اعتقادی ایران من است.
با کمال احترام، آرزوهای نیکام از حضرت (حق تعالی) را تقدیم وجود ارزشمند و سعیتان میکنم...
رتبهاش را وسعتی به پهنای تمام ستارگان آسمان، تعیین میکند، و آن در قدرت پروردگار عالمیان است.
و توان من، همین ۵ستاره بود... که به معنای کهکشان اعتقادی ایران من است.
با کمال احترام، آرزوهای نیکام از حضرت (حق تعالی) را تقدیم وجود ارزشمند و سعیتان میکنم...
چقدر ما انسانها موجودات ترسناکی هستیم
چند وقت پیش یه نفر رو به جرم قتل عمد اعدام کردن
من و خیلیا خوشحال بودیم
چون مقتول تو بغل مادرش جون داده بود و قاتل برای دزدی به خونه مقتول حمله کرده بود و به کمک سلاح گرم مرتکب به قتل شده بود
فردای همون روز از خودم ترسیدم
از منی که از مرگ یک انسان اگرچه قاتل خوشحال شدم
چند وقت پیش یه نفر رو به جرم قتل عمد اعدام کردن
من و خیلیا خوشحال بودیم
چون مقتول تو بغل مادرش جون داده بود و قاتل برای دزدی به خونه مقتول حمله کرده بود و به کمک سلاح گرم مرتکب به قتل شده بود
فردای همون روز از خودم ترسیدم
از منی که از مرگ یک انسان اگرچه قاتل خوشحال شدم
مرگ حقه، اما تلخ... ولی خداوند چه زیبا اونو درکنار زندگی قرارداده، ازین جهت که یکی از قوانین کلی خلقت انسانها، ندونستن زمان مرگه.... اگه آدما، زمان وچگونگی مردن خودشون رومیدونستند فاجعه بود!!!!!... مثل محکومین به مرگ که این اثرزیبا، این حس رو باقلم بیان کرده... ممنون ازآقای عمرانی بااجرای گرم ودلنشین همیشگی شون....
داستان آخرین روز یک محکوم به اعدام ویکتور هوگو خیلی غم انگیز بود واقعا چرا باید یه عده از اعدام کسی انقدر خوشحال باشن مخصوصا کودکان که پاک و معصوم هستن دست بزنن و از اعدام اون مرد خوشحال باشن این نشون میده در اون سال ها اعدام و خفقان در فرانسه زیاد بوده که و به امر معمول تبدیل شده بده
انگار همیشه وقتی آدمی از چیزی محروم میشه تازه به چشمش میاد، یادش میوفته قدرش رو بدونه و براش حائز اهمیت میشه. مطلب دیگه ای که این کتاب یادآورش میشه اینه که چی شد آدمی تونست به این نتیجه برسه که میتونه برای سلب حق زندگی افراد دیگه تصمیم گیری کنه! با تشکر از تیم ماه آوا بابت این اجرای عالی 👍🏼
ویکتور هوگو، با اینکه از عنوانش محتوا رو لو میده ولی به نظر خیلی جزئیات رو به خوبی نشون میده توی زبان عادی گفتن جزئیات خسته کننده باشه شاید ولی توی ادبیات هر چقد جزئی تر باشیم بیستر خواننده رو همراه میکنیم این اثر هم همین شکلیه و فضای سرد زندان و میل به نجات و رهایی رو به تصویر میکشه
از نگاه من کتاب خیلی خوبی بود. نشون دادن امیدی که در دل زندانی بود و وضعیتی که داخلش بود یه پارادوکس جالبی ایجاد کرده بود. بنظرم به عنوان کسی که در اون وضعیت بد قرار داشت، همین که یک گل زرد نظرش رو جلب کرد نشون دهنده امیدی هست که همه انسان ها حتی وقتی در حال مرگ هم باشن به زندگی و جزئیات دارن.
داستانش بد نبود. ادبیات نوشتنش عالی بود اما خیلی ارتباط نگرفتم دلم میخواست چیزای بیشتری بدونم مثلا جرمش چیه یا اینکه از خانوادش حرف بزنه یا از اتفاقی که افتاده و..... صدای گوینده خوب بود. در کل شنیدنش چندان چیزی بهم اضافه نکرد فقط دلم واسه اونایی ک میشنون قراره اعدامشون کنن سوخت. 💔
از شنیدن این کتاب لذت بردم. قلم نویسنده جوری بود که چشم هام رو بسته بودم و خودم رو جای محکوم گذاشته بودم و کامل از دید محکوم داستان رو میدیدم! با اینکه کوتاه و به نظر محتوای ساده و مستقیمی داره اما بسیار عمیقه و آدمی رو به فکر فرو میبره... صدای گوینده هم بسیار حرفه ای و گرم بود. ممنون از کتابراه🙏
بنظرم مفهومی که میشه از این کتاب گرفت اینه که ایستاده مردن بهتر از زانو زده زندگی کردن هست. اونم بین جماعتی که حتی خودشون رو لایق استفاده از عقل و تصمیم گیری مستقل نمیدونن، و فقط عقاید تحمیل شده رو نشخوار میکنن. این رو میشه از بی حوصلگی هیئت منصفه داخل داستان و نظر دادن بی منطق و اونها متوجه شد.
ویکتور هوگو همیشه نوشته هایش ذهن خواننده رو به چالش کشیده و این کتاب از این قاعده مستثنا نیست.
ویکتور هوگو در این کتاب داره تفکرات یک فرد محکم به اعدام رو باز گو میکنه احساسات، افکار و ترس ها؛ که گویا این داستان را برای پایان دادن به اعدامها در دوره خود مخصوصا به وسیله گیوتین نوشته شده
ویکتور هوگو در این کتاب داره تفکرات یک فرد محکم به اعدام رو باز گو میکنه احساسات، افکار و ترس ها؛ که گویا این داستان را برای پایان دادن به اعدامها در دوره خود مخصوصا به وسیله گیوتین نوشته شده
داستان قلم شیوایی داشت و ویکتور هوگو نویسنده توانا بسیار زیبا حالات یک مجرم اعدامی را به تصویر کشیده بود ولی از اینکه بچه ها در طول تاریخ اعدام ها را مشاهده می کنند متاسفم ولی ایکاش در جوامع برای متن به کردن مجرمان راههای دیگری توسط روانشناسان وجامعه شناسان اعمال میشدتا آسیب های اجتماعی کمرنگتر شود
آخرین روز یک محکوم به اعدام اثر نویسنده توانا ویکتور هوگو. کسی که در آخرین روز محاکمه همه چیز رو زیبا میبینه و تا آخرین لحظه امید داره که زنده خواهد ماند و این امید موجب شده است که همه چیز را زیبا درک کند و روزنههای امید را روشن ببیند و نگذارد تاریکی نا امیدی بر فکر و ذهن او مستولی شود.
وقتی مردم هر روز درحال دریافت انرژی منفی هستند، از مشکلات خانوادگی گرفته تا تحقیر و بی احترامی در جامعه تمام اینها مثل یک خوره در وجودشان ذخیره میشه وقتی یک آدم اعدام میشود آنها پیش خود فکر میکنند با اعدام چند نفر دنیا جای بهتری میشه و همچنین به عنوان سرگرمی از مرگ دیگران لذت میبرند.
ویکتور هوگو از جمله نویسندگان تکرار ناشدنیست. او همچون داستایفسکی و تالستوی روح و روان انسانی را کالبدشکافی میکند و از دل آن ارزش و انسانیت بیرون میکشد. یک ستاره کم به این علت که این نسخه که شنیدیم خلاصه شده است و به طبع جان کلام را نمیرساند. باید نسخه کاملش را خواند. ممنون از کتابراه و گوینده
آن گل زرد کوچک به باد او را به بازی گرفته بود...
حکم اعدام کم هزینهترین ابزار کنترل برای حکومتهاست اتفاق جرم باید ریشهای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
حکم اعدام کم هزینهترین ابزار کنترل برای حکومتهاست اتفاق جرم باید ریشهای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
باز هم مثل همیشه شنونده یکی از شاهکارهای ویکتور هوگو بزرگ بودیم عقاید زیبای ایشان به خوبی درون کتابها و نوشته هایشان موج میزند و یک جهان را مجذوب خود کرده است مرسی بابت اجرای عالیتون و حس خوبی که بهمون دادید و مثل همیشه این کتاب صوتی را به علاقه مندان آقای ویکتور هوگو پیشنهاد میدهم
کتاب کوتاه و جالبی بود
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر میتونه موجب کاهش خیلی از قضاوتها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار میگرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال میشدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر میتونه موجب کاهش خیلی از قضاوتها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار میگرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال میشدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
به نام خدا
با گوش دادن به کتاب میتونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیفهای بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب میکنه و صدا گذاری و گویندهها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب میتونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
با گوش دادن به کتاب میتونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیفهای بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب میکنه و صدا گذاری و گویندهها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب میتونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
هر چند آقای ویکتور هوگو نویسنده مشهوری هستند اما واقعا چنین چیزی بعید از ایشون! انگار داره شنونده رو مسخره میکنه،
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
انتظار بیشتری از یه داستان با عنوانی اینچنینی و همچین نویسندهای داشتم.... مفهوم کلیشهای رو بیان میکرد و ارزشمند شدن چیزهای کوچک و عادیه زندگی هنگام زندانی بودن و تغییر دیدگاه انسان هنگام انتظار برای مرگ رو حکایت میکرد.... امتیازم فقط برای صدای دلنشین و خوانش عالیه آقای عمرانیه...
یک امتیاز کم میکنم چون داستان کامل نبود از لحاظ صدا خوب بود و خواندن یا گوش دادن این داستان را به دوستان ارشد و دکترا جزا و جرم شناسی توصیه میکنم. افرادی که در این رشته مشغول هستند به نکات خیلی ارزندهای پی خواهند برد و حتی به تازگی مقالهای جرم شناسانه نسبت به این کتاب در دست چاپ است.
