نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام - ویکتور هوگو

صنم صارمی
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
داستان برای من جذاب نبود ولی درس آموز بود این که هر کسی میتونه سهوا یا عمدا دچار اشتباه بشه و جایی قرار بگیره که نباید و جامعه چقدر میتونه سنگدل و بیرحم باهاش برخورد کنه و این در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده خیلی دردناکه و ما باید به این افراد کمک کنیم وقتی از نگرانی و اضطراب صحبت میکرد برام ملموس بود چقدر میتونه سخت باشه.
HBS
۱۴۰۳/۰۸/۱۶
یک داستان بسیار کوتاه از یک نویسنده بسیار بزرگ برای اثرگذاری اجتماعی و سیاسی و بیان دیدگاهش به نحوی بسیار زیبا
جدای از پیام اصلی، داستان اشاره‌ای پندآموز به این نکته دارد که آدمی قدر داشته هایش را زمانی می‌داند که آن را از دست می‌دهد. برای یک محکوم به اعدام حتی نور خورشید نیز جذابیت دارد و نعمتی بزرگ و دلچسب محسوب می‌شود.
بچه اول خانواده
۱۴۰۲/۰۶/۱۴
این که یه تصویر ذهنی واضح برات میسازه خیلی خوبه وحتی یه جاهایی خودتو جای زندانی قرار میدی که حسش رو درک میکنی و اینکه نشون میده تو چنین شرایطی دنیایه یه زندانی و فرادی که از بیرون به اون نگاه میکنن چقدر تفاوت داره و اینکه بعد از این اتفاق چقدر ادم به چیز‌هایی که الان داره و بهشون اهمیت نمیده علاقه مند میشه و این حس به خوبی منتقل شده
Hadis
۱۴۰۲/۰۱/۱۵
بسیار غم انگیز و ناراحت کننده.. ودر عین حال انسان رو به تفکر وادار میکنه.. چقدر لحظه‌های سنگین و دردناکی رو میگذرونه.. لحظه‌هایی رو که شاید ما خیلی راحت و به سادگی ازش میگذریم..
تمام لحظه‌های زندگی ارزشمنده به شرطی که درک کنیم و قدر بدونیم..
ای کاش هیچ کس حکم اعدام نمیداد و هیچ کس اعدام نمیشد..
تنها خداوند میتونه قاضی عادلی باشه
ن.ا
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
اینکه فرد اعدامی چه حسی داره یکی از ابعاد ماجراست و برای اظهار نظر همه ابعاد باید در نظر گرفته بشه، اگر فردی با زنده موندنش عامل مرگ افراد بیگناه دیگری باشه با اینکه از مردن دیگران خوشحال نمیشم ولی بخاطر زنده موندن افراد دیگه میشه خوشحال بود، با اینکه اعدام زشت و وحشتناکه ولی معتقدم گاهی برای بشریت لازمه
ملیکا
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
بنظرم ارزش گوش دادن داره تا یاد بگیریم از غم و بدبختی دیگران لذت نبریم و اعدامی و افرادی که شرایطشون با ما متفاوته رو درک کنیم و حالشونو با رفتارمون بدتر نکنیم خیلی دوست داشتم بدونم جرمش چی بوده ولی خب چون موضوع مدنظر نویسنده ی چیز دیگه بوده به جرمش اشاره نکرده که قضاوت کمتر بشه و به اصل داستان پرداخته بشه
حامد
۱۴۰۴/۰۳/۰۵
درود بر شما از نظر من قلم نویسنده عالی و گوینده هم عالی کار خودش رو انجام داده. فقط باید زمان نگارش این داستان کوتاه رو درک کنید که در اون وقت چقدر محکوم به اعدام وجود داشت و تفریح مردم خصوصا در اروپا دیدن اعدام شدن افراد بود زمانی حدودا ۲۰ دقیقه صرف خواندن این کتاب کنید. مثلاً مسیر برگشت از سر کار.
عقیق
۱۴۰۳/۰۸/۱۹
از چیره‌دستی و دیدگاه فوق‌العاده جذاب ویکتور هوگو هرچه بگوییم کم‌است؛ اما لازم دونستم به صدای شیوای استاد عمرانی اشاره خاص تری کنم که شنونده رو میخکوب خودش میکنه و به خودت میایی و متوجه میشوی ناخوداگاه تشنه شنیدن جملات بعدی هستی! اگر دوستدار سبک نوشتار جدید و کم تر شنیده شده هستید؛ این کتاب نوش جان وجودتان❤️
ایمان محمدی
۱۴۰۳/۰۳/۰۷
داستان کوتاه و‌ زیبا از نویسنده معروف ویکتور هوگو
هر چند که داستان کوتاه بود ولی آنچه را که یک‌نفر در آخرین روز‌های زندگی خود در دادگاه بخاطر جرم مرتکب شده، تجربه می‌کند را از دیدگاه و‌منظر آن شخص بیان کرده و تمام امید و آرزوهایی که آن فرد برای بخشیده شدن دارد و در نهایت با رای متفاوت از طرف دادگاه مواجه می‌شود
مژگان دیانتی
۱۴۰۲/۰۷/۲۳
داستان در مورد یک محکوم بود که حکم اعدامش صادر شده و واکنش مردم نسبت به شنیدن خبر حکمش. سرعت داستان خیلی زیاد بود و نمیشد احساس نویسنده را درک کرد در نتیجه نتونستم ارتباط بگیرم با داستان. خیلی کوتاهه با توجه به اینکه مجبور به پرداخت پولی بابت کتاب نیستید، پس شنیدنش برای تجربه یک کتاب بی احساس شاید جالب باشد برایتان.
سمیرا تاری
۱۴۰۱/۱۲/۱۴
نثری بسیار زیبا و جذاب داره ویکتور هوگو، طوری که اگه هزاران صفحه باشه داستان باز دوست داری بخونی.
اما این قصه به ما میگه که در شرایطی خاص موضوعات پیش پا افتاده و صحنه‌های معمولی چقدر میتونن ارزشمند باشن و کسی که در حال ازدست دادن چیزی یا موقعیتی باشه قدر اون رو میدونه
با تشکر از زحمات دست اندرکاران تهیه کتاب
فریبا امینی امینه
۱۴۰۱/۱۱/۲۳
چقدر سخته اون لحظه‌ای که امیدها ناامید می‌شه. این کتاب زیبا گویای واقعیتی بود که در پشت حصار زندانها مخفی شده و کمتر کسی بهش فکر می‌کنه. امیدوارم افرادی که واقعا پشیمون هستن از کارشون، یه فرصت دیگه برای زندگی بهشون داده بشه. هر چند پایان غم انگیزی داشت اما قلم ویکتور هوگو و صدای جناب عمرانی حرف نداره! ممنون از کتابراه
مهلا صفائی
۱۴۰۱/۰۸/۰۷
کوتاه ولی تاثیر گذار
👌👌
حسی تنفری که آدم از قضاوت دیگران میگیره و اون احساس انزجار آوری که دیگران برای محکومیت یک انسان (درست از جنس خودشان با اشتباهی هر چقدر هم بزرگ که از خودشان هم، هیچ بعید نیست اگر در موقعیت او می‌بودند) با خواندن این کتاب ایجاد میشود تلنگری تاثیر گذار است.
با سپاس از خوانش زیبای استاد عمرانی
علی داوری
۱۴۰۰/۱۱/۱۹
زحمتی که، به این تجربه‌ی زیبا و دوست داشتنی انجامیده...
رتبه‌اش را وسعتی به پهنای تمام ستارگان آسمان، تعیین می‌کند، و آن در قدرت پروردگار عالمیان است.
و توان من، همین ۵ستاره بود... که به معنای کهکشان اعتقادی ایران من است.
با کمال احترام، آرزوهای نیک‌ام از حضرت (حق تعالی) را تقدیم وجود ارزشمند و سعی‌تان می‌کنم...
مهدیس ساکی نوری
۱۳۹۹/۱۲/۰۸
چقدر ما انسان‌ها موجودات ترسناکی هستیم
چند وقت پیش یه نفر رو به جرم قتل عمد اعدام کردن
من و خیلیا خوشحال بودیم
چون مقتول تو بغل مادرش جون داده بود و قاتل برای دزدی به خونه مقتول حمله کرده بود و به کمک سلاح گرم مرتکب به قتل شده بود
فردای همون روز از خودم ترسیدم
از منی که از مرگ یک انسان اگرچه قاتل خوشحال شدم
Shadi Zaree
۱۳۹۹/۱۱/۱۷
مرگ حقه، اما تلخ... ولی خداوند چه زیبا اونو درکنار زندگی قرارداده، ازین جهت که یکی از قوانین کلی خلقت انسانها، ندونستن زمان مرگه.... اگه آدما، زمان وچگونگی مردن خودشون رومیدونستند فاجعه بود!!!!!... مثل محکومین به مرگ که این اثرزیبا، این حس رو باقلم بیان کرده... ممنون ازآقای عمرانی بااجرای گرم ودلنشین همیشگی شون....
مریم ایوبی نیا
۱۴۰۵/۰۲/۱۸
داستان آخرین روز یک محکوم به اعدام ویکتور هوگو خیلی غم انگیز بود واقعا چرا باید یه عده از اعدام کسی انقدر خوشحال باشن مخصوصا کودکان که پاک و معصوم هستن دست بزنن و از اعدام اون مرد خوشحال باشن این نشون میده در اون سال ها اعدام و خفقان در فرانسه زیاد بوده که و به امر معمول تبدیل شده بده
عارفه
۱۴۰۵/۰۲/۰۷
انگار همیشه وقتی آدمی از چیزی محروم میشه تازه به چشمش میاد، یادش میوفته قدرش رو بدونه و براش حائز اهمیت میشه. مطلب دیگه ای که این کتاب یادآورش میشه اینه که چی شد آدمی تونست به این نتیجه برسه که میتونه برای سلب حق زندگی افراد دیگه تصمیم گیری کنه! با تشکر از تیم ماه آوا بابت این اجرای عالی 👍🏼
somayeh
۱۴۰۴/۱۲/۱۸
ویکتور هوگو، با اینکه از عنوانش محتوا رو لو میده ولی به نظر خیلی جزئیات رو به خوبی نشون میده توی زبان عادی گفتن جزئیات خسته کننده باشه شاید ولی توی ادبیات هر چقد جزئی تر باشیم بیستر خواننده رو همراه میکنیم این اثر هم همین شکلیه و فضای سرد زندان و میل به نجات و رهایی رو به تصویر میکشه
Melina
۱۴۰۴/۱۲/۱۴
از نگاه من کتاب خیلی خوبی بود. نشون دادن امیدی که در دل زندانی بود و وضعیتی که داخلش بود یه پارادوکس جالبی ایجاد کرده بود. بنظرم به عنوان کسی که در اون وضعیت بد قرار داشت، همین که یک گل زرد نظرش رو جلب کرد نشون دهنده امیدی هست که همه انسان ها حتی وقتی در حال مرگ هم باشن به زندگی و جزئیات دارن.
مبینا نوفرستی
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
داستانش بد نبود. ادبیات نوشتنش عالی بود اما خیلی ارتباط نگرفتم دلم میخواست چیزای بیشتری بدونم مثلا جرمش چیه یا اینکه از خانوادش حرف بزنه یا از اتفاقی که افتاده و..... صدای گوینده خوب بود. در کل شنیدنش چندان چیزی بهم اضافه نکرد فقط دلم واسه اونایی ک میشنون قراره اعدامشون کنن سوخت. 💔
امیررضا مشتاقی
۱۴۰۴/۱۱/۰۹
از شنیدن این کتاب لذت بردم. قلم نویسنده جوری بود که چشم هام رو بسته بودم و خودم رو جای محکوم گذاشته بودم و کامل از دید محکوم داستان رو میدیدم! با اینکه کوتاه و به نظر محتوای ساده و مستقیمی داره اما بسیار عمیقه و آدمی رو به فکر فرو میبره... صدای گوینده هم بسیار حرفه ای و گرم بود. ممنون از کتابراه🙏
Majid Oroky
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
بنظرم مفهومی که میشه از این کتاب گرفت اینه که ایستاده مردن بهتر از زانو زده زندگی کردن هست. اونم بین جماعتی که حتی خودشون رو لایق استفاده از عقل و تصمیم گیری مستقل نمیدونن، و فقط عقاید تحمیل شده رو نشخوار میکنن. این رو میشه از بی حوصلگی هیئت منصفه داخل داستان و نظر دادن بی منطق و اونها متوجه شد.
صدف شرافتی
۱۴۰۳/۱۲/۳۰
ویکتور هوگو همیشه نوشته هایش ذهن خواننده رو به چالش کشیده و این کتاب از این قاعده مستثنا نیست.
ویکتور هوگو در این کتاب داره تفکرات یک فرد محکم به اعدام رو باز گو می‌کنه احساسات، افکار و ترس ها؛ که گویا این داستان را برای پایان دادن به اعدام‌ها در دوره خود مخصوصا به وسیله گیوتین نوشته شده
شهلا سادات حسینی
۱۴۰۳/۱۱/۲۳
داستان قلم شیوایی داشت و ویکتور هوگو نویسنده توانا بسیار زیبا حالات یک مجرم اعدامی را به تصویر کشیده بود ولی از اینکه بچه ها در طول تاریخ اعدام ها را مشاهده می کنند متاسفم ولی ایکاش در جوامع برای متن به کردن مجرمان راههای دیگری توسط روانشناسان وجامعه شناسان اعمال میشدتا آسیب های اجتماعی کمرنگتر شود
عباس پورخلیلی
۱۴۰۳/۰۴/۰۸
آخرین روز یک محکوم به اعدام اثر نویسنده توانا ویکتور هوگو. کسی که در آخرین روز محاکمه همه چیز رو زیبا می‌بینه و تا آخرین لحظه امید داره که زنده خواهد ماند و این امید موجب شده است که همه چیز را زیبا درک کند و روزنه‌های امید را روشن ببیند و نگذارد تاریکی نا امیدی بر فکر و ذهن او مستولی شود.
مهدی عسگری
۱۴۰۲/۱۱/۲۳
وقتی مردم هر روز درحال دریافت انرژی منفی هستند، از مشکلات خانوادگی گرفته تا تحقیر و بی احترامی در جامعه تمام این‌ها مثل یک خوره در وجودشان ذخیره میشه وقتی یک آدم اعدام می‌شود آن‌ها پیش خود فکر می‌کنند با اعدام چند نفر دنیا جای بهتری میشه و همچنین به عنوان سرگرمی از مرگ دیگران لذت میبرند.
محمد اسائیان
۱۴۰۲/۰۴/۲۲
ویکتور هوگو از جمله نویسندگان تکرار ناشدنیست. او همچون داستایفسکی و تالستوی روح و روان انسانی را کالبدشکافی میکند و از دل آن ارزش و انسانیت بیرون میکشد. یک ستاره کم به این علت که این نسخه که شنیدیم خلاصه شده است و به طبع جان کلام را نمیرساند. باید نسخه کاملش را خواند. ممنون از کتابراه و گوینده
zahra
۱۴۰۲/۰۱/۱۰
سلام
با وجود اینکه داستان کوتاه ولی در عین حال بسیار عمیقه. توصیف‌های نویسنده از فضا و حالات انسانها همراه با صدای گیرا و مهارت‌های صدا پیشگی استاد عزیز آقای عمرانی این روایت رو، بسیار سینمایی کرده به گونه‌ای که گویا در حال تماشای فیلم هستی تا شنیدن کتاب گویا ممنونم و خسته نباشید
مجتبی نخعی نژاد
۱۴۰۱/۰۹/۲۷
آن گل زرد کوچک به باد او را به بازی گرفته بود...
حکم اعدام کم‌ هزینه‌ترین ابزار کنترل برای حکومت‌هاست اتفاق جرم باید ریشه‌ای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
کیانا نوروزصفت
۱۴۰۱/۰۶/۲۲
باز هم مثل همیشه شنونده یکی از شاهکارهای ویکتور هوگو بزرگ بودیم عقاید زیبای ایشان به خوبی درون کتاب‌ها و نوشته هایشان موج میزند و یک جهان را مجذوب خود کرده است مرسی بابت اجرای عالیتون و حس خوبی که بهمون دادید و مثل همیشه این کتاب صوتی را به علاقه مندان آقای ویکتور هوگو پیشنهاد میدهم
صدیقه فتحی
۱۴۰۰/۱۱/۲۴
کتاب کوتاه و جالبی بود
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر می‌تونه موجب کاهش خیلی از قضاوت‌ها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار می‌گرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال می‌شدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
محمد محمدی
۱۴۰۰/۱۱/۲۲
به نام خدا
با گوش دادن به کتاب می‌تونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیف‌های بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب می‌کنه و صدا گذاری و گوینده‌ها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب می‌تونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
محمدرضا
۱۴۰۰/۰۳/۲۶
هر چند آقای ویکتور هوگو نویسنده مشهوری هستند اما واقعا چنین چیزی بعید از ایشون! انگار داره شنونده رو مسخره می‌کنه،
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
منا صالح
۱۳۹۷/۰۸/۱۱
انتظار بیشتری از یه داستان با عنوانی اینچنینی و همچین نویسنده‌ای داشتم.... مفهوم کلیشه‌ای رو بیان میکرد و ارزشمند شدن چیز‌های کوچک و عادیه زندگی هنگام زندانی بودن و تغییر دیدگاه انسان هنگام انتظار برای مرگ رو حکایت میکرد.... امتیازم فقط برای صدای دلنشین و خوانش عالیه آقای عمرانیه...
نفیسه زائری
۱۳۹۷/۰۷/۲۶
یک امتیاز کم‌ میکنم چون داستان کامل نبود از لحاظ صدا خوب بود و خواندن یا گوش دادن این داستان را به دوستان ارشد و دکترا جزا و جرم شناسی توصیه میکنم. افرادی که در این رشته مشغول هستند به نکات خیلی ارزنده‌ای پی خواهند برد و حتی به تازگی مقاله‌ای جرم شناسانه نسبت به این کتاب در دست چاپ است.
Vajihe Vaezi
۱۴۰۵/۰۲/۰۱
این کتاب به خاطر قدرت احساسی و پیامش خیلی مورد تحسینه، اما گاهی ممکنه لحن خیلی دراماتیکش برای بعضی خواننده ها کمی اغراق آمیز به نظر بیاد. بعضی ها هم ممکنه با دیدگاه صرفاً انسانی و احساسی هوگو به مسئله ی اعدام موافق نباشن و جنبه های حقوقی یا بازدارنده ی اون رو مهم تر بدونن.
زرناز
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
اعدام، شانه خالی کردن افراد مرتبت از مسئولیت نسبت به شخص اعدامی اعدام، راحترین کارصرف نظر از اینکه با اعدام ی نفر یه خانواده با عوارض بعدش روبه رو خواهند شد، ی خانواده اعدام خواهندشد اعدام، غنیمت و لذت بخش دانستن حتی یک لحظه برای زندگی لذت زندگی کردن رو فقط ی اعدامی میدونه
سمیرا قربانی
۱۴۰۴/۱۲/۲۹
نویسنده یجوری داشتن چندین حس متفاوت مثل ترس شدید از مرگ، نبود، امید، عجز و ناتوانی و پشیمانی رو به تصویر کشیده خواننده خودش رو جای هممون آدم میزاره
تازه میفهمه چقدر آدم‌ها رو قضاوت کردیم بدون اینکه لحظه‌ای خودمون رو جای اون فرد بگذاریم (مثل همون مردمی که خواستار اعدام بودن)
Masoud Soltani
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
داستان تقابل میان اعدام یا حبس ابد را درون شخص محکوم به خوبی بیان می‌کند. این چه حس عجیبی در انسان هاست که علاقه به دیدن محکومیت دیگران دارند، دختر بچه‌ای که فریاد میزد و منتظر ۶ هفته بعد است یکی از عجیب‌ترین متن‌های این داستان است. داستان خوب و بسیار آموزنده‌ای بود.
محمد امین نصیریان
۱۴۰۴/۱۲/۰۶
کتاب خوبی بود و داستان تاثیر گذاری داشت❤️ ولی باید یه پیش زمینه‌ای از داستان ویکتور هوگو داشته باشید اگر راجب ویکتور هوگو چیزی نمیدونید چون خودش توی کتاب، داستان کامل ویکتور هوگو رو نمیگه و شما نمی‌دونید راجب چی حرف میزنه مثلا سر چه جریانی ویکتور هوگو افتاد زندان و...
baaaabak
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
بسیار عالی، مسلما کتاب ویکتور هوگو ضعیف نخواهد بود ولی ویژگی مهم این کتاب این است که افکار اشخاصی زا بیان می کند که زنده نمی مانند تا إنچه بر آن ها گذشته را بیان کنند، حتی اگر افکار ایشان چندان به روایت این کتاب چندان نزدیک نباشد، هر چند که به نظر نمی رسد اینگونه باشدموفق باشید
حمید خراقانی
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
حس می‌کنم، آن محکوم به اعدام، هنوز حرف دارد... خیلی بیشتر از این کتاب حرف دارد... مگر می‌شود حرفها تمام شود؟ من انگار هنوز حرفهایش را می‌شنوم، جملات جدیدش را، زاویه‌های پنهان جنایتش را و جهان پیرامونش را و نهایتا جهانی که واردش می‌شود را... چقدر زیاد است این حرفها
معصومه علیزاده
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
خیلی زیبا بود و چه توصیف های قشنگی از زیبایی ها و زشتی ها و چقدر بجا و خوب مردم رو تشبیه کرد اونجایی که گفت: ((جمعی تماشاگر مشتاق که به نیمکت های تالار دادگاه هجوم می آوردند و همچون کرکس ها که در کمین لاشه ای باشند....))، چه حس غریبی داشت و چقدر منو یاد بعضی آدم ها انداخت.
همزاد نیچه
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
واقعا هیچ حرفی نمیتونه در وصف این شاهکار باشه هرچند داستان خیلی کوتاهه ولی طوری احساسات شخصیت رو انتقال میده که واقعا انگار داره برای خودت این اتفاقات میوفته من به شدت با این داستان احساساتی شدم و کاملا نگاهم به شرایطی که الان داخلش هستم تغییر کردبا تشکر از کتابراه
مرضیه
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
بنظرم ویکتور هوگو در این اثر به زیبایی امید را لحظات آخر عمر یک محکوم زندانی بیان میکند وقتی از احساس او با دیدن پرتویی باریک از نور خورشید می‌گوید می‌توان به امید در کوچکترین چیزها پی برد. زیبا بود مطالعه این کتاب برای مجریان دستگاه قضا شایسته است. از کتابراه سپاسگزارم.
Sar
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
وقتی می‌خونی، انگار داری باهاش نفس می‌کشی، دلشوره می‌گیری و هر لحظه بیشتر به این فکر می‌افتی که مرگ با طناب دار چقدر بی‌رحمه‌. احساست توی داستان اون رو به یه شاهکار تبدیل کرده با وجود اینکه قبلا کتاب رو به شکل فیزیکی خونده بودم ولی این نسخه بازم من رو به فکر میندازه
T.p.4119
۱۴۰۴/۰۳/۰۷
روایت غم انگیز انسانی محکوم به اعدام که خود را در آخرین روزهای زندگی‌اش میبیند که عاشق زندگی کردن و زنده ماندن شده ولی چاره‌ای نمی‌بیند که حقیقت تلخ و تحمل ناپذیر زندان را قبول کند. از نظر من انسانهای محکوم به زندان و اعدام خیلی تنها هستند. و خدا همه جا میتونه باشه جز در زندان.
حانیه موسوی
۱۴۰۳/۱۱/۰۸
معمولیه، به نظرم ارزش زندگی و نور و... رو بیش از واقعیت نشون داده، در واقعیت وقتی جلوی اون همه آدم و منتظر حکم خود باشیم نور آفتاب و همهمه مردم هیچ حس خوبی به آدم نمی‌ده
به نظرم یک نوشته باید مشخصاً یا واقعی یا رویای باشه و مخلوط کردن این دو کمی دروغ و الکی به نظر میاد
عاطفه پورحسینی
۱۴۰۳/۰۹/۱۵
بالاخره اولین کتاب از ویکتور هوگو رو خوندم، بسیار دلنشین و روان و پراز معنا و قابل تامل هستش، خیلی خوشم اومد، گوینده عزیز نیز این لذت رو دو چندان کردند، واقعا برای منم سوال شد چرا خیلی از آدمها از دیدن اعدام هیجانزده میشن؟! واقعا تو سرشون چی میگذره؟!؟! مرسی از کتابراه
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 >>
👋 سوالی دارید؟