نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام - ویکتور هوگو
4.3
5270 رای
زحمتی که، به این تجربهی زیبا و دوست داشتنی انجامیده...
رتبهاش را وسعتی به پهنای تمام ستارگان آسمان، تعیین میکند، و آن در قدرت پروردگار عالمیان است.
و توان من، همین ۵ستاره بود... که به معنای کهکشان اعتقادی ایران من است.
با کمال احترام، آرزوهای نیکام از حضرت (حق تعالی) را تقدیم وجود ارزشمند و سعیتان میکنم...
رتبهاش را وسعتی به پهنای تمام ستارگان آسمان، تعیین میکند، و آن در قدرت پروردگار عالمیان است.
و توان من، همین ۵ستاره بود... که به معنای کهکشان اعتقادی ایران من است.
با کمال احترام، آرزوهای نیکام از حضرت (حق تعالی) را تقدیم وجود ارزشمند و سعیتان میکنم...
چقدر ما انسانها موجودات ترسناکی هستیم
چند وقت پیش یه نفر رو به جرم قتل عمد اعدام کردن
من و خیلیا خوشحال بودیم
چون مقتول تو بغل مادرش جون داده بود و قاتل برای دزدی به خونه مقتول حمله کرده بود و به کمک سلاح گرم مرتکب به قتل شده بود
فردای همون روز از خودم ترسیدم
از منی که از مرگ یک انسان اگرچه قاتل خوشحال شدم
چند وقت پیش یه نفر رو به جرم قتل عمد اعدام کردن
من و خیلیا خوشحال بودیم
چون مقتول تو بغل مادرش جون داده بود و قاتل برای دزدی به خونه مقتول حمله کرده بود و به کمک سلاح گرم مرتکب به قتل شده بود
فردای همون روز از خودم ترسیدم
از منی که از مرگ یک انسان اگرچه قاتل خوشحال شدم
مرگ حقه، اما تلخ... ولی خداوند چه زیبا اونو درکنار زندگی قرارداده، ازین جهت که یکی از قوانین کلی خلقت انسانها، ندونستن زمان مرگه.... اگه آدما، زمان وچگونگی مردن خودشون رومیدونستند فاجعه بود!!!!!... مثل محکومین به مرگ که این اثرزیبا، این حس رو باقلم بیان کرده... ممنون ازآقای عمرانی بااجرای گرم ودلنشین همیشگی شون....
ویکتور هوگو، با اینکه از عنوانش محتوا رو لو میده ولی به نظر خیلی جزئیات رو به خوبی نشون میده توی زبان عادی گفتن جزئیات خسته کننده باشه شاید ولی توی ادبیات هر چقد جزئی تر باشیم بیستر خواننده رو همراه میکنیم این اثر هم همین شکلیه و فضای سرد زندان و میل به نجات و رهایی رو به تصویر میکشه
از نگاه من کتاب خیلی خوبی بود. نشون دادن امیدی که در دل زندانی بود و وضعیتی که داخلش بود یه پارادوکس جالبی ایجاد کرده بود. بنظرم به عنوان کسی که در اون وضعیت بد قرار داشت، همین که یک گل زرد نظرش رو جلب کرد نشون دهنده امیدی هست که همه انسان ها حتی وقتی در حال مرگ هم باشن به زندگی و جزئیات دارن.
داستانش بد نبود. ادبیات نوشتنش عالی بود اما خیلی ارتباط نگرفتم دلم میخواست چیزای بیشتری بدونم مثلا جرمش چیه یا اینکه از خانوادش حرف بزنه یا از اتفاقی که افتاده و..... صدای گوینده خوب بود. در کل شنیدنش چندان چیزی بهم اضافه نکرد فقط دلم واسه اونایی ک میشنون قراره اعدامشون کنن سوخت. 💔
از شنیدن این کتاب لذت بردم. قلم نویسنده جوری بود که چشم هام رو بسته بودم و خودم رو جای محکوم گذاشته بودم و کامل از دید محکوم داستان رو میدیدم! با اینکه کوتاه و به نظر محتوای ساده و مستقیمی داره اما بسیار عمیقه و آدمی رو به فکر فرو میبره... صدای گوینده هم بسیار حرفه ای و گرم بود. ممنون از کتابراه🙏
بنظرم مفهومی که میشه از این کتاب گرفت اینه که ایستاده مردن بهتر از زانو زده زندگی کردن هست. اونم بین جماعتی که حتی خودشون رو لایق استفاده از عقل و تصمیم گیری مستقل نمیدونن، و فقط عقاید تحمیل شده رو نشخوار میکنن. این رو میشه از بی حوصلگی هیئت منصفه داخل داستان و نظر دادن بی منطق و اونها متوجه شد.
ویکتور هوگو همیشه نوشته هایش ذهن خواننده رو به چالش کشیده و این کتاب از این قاعده مستثنا نیست.
ویکتور هوگو در این کتاب داره تفکرات یک فرد محکم به اعدام رو باز گو میکنه احساسات، افکار و ترس ها؛ که گویا این داستان را برای پایان دادن به اعدامها در دوره خود مخصوصا به وسیله گیوتین نوشته شده
ویکتور هوگو در این کتاب داره تفکرات یک فرد محکم به اعدام رو باز گو میکنه احساسات، افکار و ترس ها؛ که گویا این داستان را برای پایان دادن به اعدامها در دوره خود مخصوصا به وسیله گیوتین نوشته شده
داستان قلم شیوایی داشت و ویکتور هوگو نویسنده توانا بسیار زیبا حالات یک مجرم اعدامی را به تصویر کشیده بود ولی از اینکه بچه ها در طول تاریخ اعدام ها را مشاهده می کنند متاسفم ولی ایکاش در جوامع برای متن به کردن مجرمان راههای دیگری توسط روانشناسان وجامعه شناسان اعمال میشدتا آسیب های اجتماعی کمرنگتر شود
آخرین روز یک محکوم به اعدام اثر نویسنده توانا ویکتور هوگو. کسی که در آخرین روز محاکمه همه چیز رو زیبا میبینه و تا آخرین لحظه امید داره که زنده خواهد ماند و این امید موجب شده است که همه چیز را زیبا درک کند و روزنههای امید را روشن ببیند و نگذارد تاریکی نا امیدی بر فکر و ذهن او مستولی شود.
وقتی مردم هر روز درحال دریافت انرژی منفی هستند، از مشکلات خانوادگی گرفته تا تحقیر و بی احترامی در جامعه تمام اینها مثل یک خوره در وجودشان ذخیره میشه وقتی یک آدم اعدام میشود آنها پیش خود فکر میکنند با اعدام چند نفر دنیا جای بهتری میشه و همچنین به عنوان سرگرمی از مرگ دیگران لذت میبرند.
ویکتور هوگو از جمله نویسندگان تکرار ناشدنیست. او همچون داستایفسکی و تالستوی روح و روان انسانی را کالبدشکافی میکند و از دل آن ارزش و انسانیت بیرون میکشد. یک ستاره کم به این علت که این نسخه که شنیدیم خلاصه شده است و به طبع جان کلام را نمیرساند. باید نسخه کاملش را خواند. ممنون از کتابراه و گوینده
آن گل زرد کوچک به باد او را به بازی گرفته بود...
حکم اعدام کم هزینهترین ابزار کنترل برای حکومتهاست اتفاق جرم باید ریشهای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
حکم اعدام کم هزینهترین ابزار کنترل برای حکومتهاست اتفاق جرم باید ریشهای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
باز هم مثل همیشه شنونده یکی از شاهکارهای ویکتور هوگو بزرگ بودیم عقاید زیبای ایشان به خوبی درون کتابها و نوشته هایشان موج میزند و یک جهان را مجذوب خود کرده است مرسی بابت اجرای عالیتون و حس خوبی که بهمون دادید و مثل همیشه این کتاب صوتی را به علاقه مندان آقای ویکتور هوگو پیشنهاد میدهم
کتاب کوتاه و جالبی بود
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر میتونه موجب کاهش خیلی از قضاوتها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار میگرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال میشدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر میتونه موجب کاهش خیلی از قضاوتها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار میگرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال میشدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
به نام خدا
با گوش دادن به کتاب میتونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیفهای بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب میکنه و صدا گذاری و گویندهها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب میتونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
با گوش دادن به کتاب میتونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیفهای بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب میکنه و صدا گذاری و گویندهها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب میتونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
هر چند آقای ویکتور هوگو نویسنده مشهوری هستند اما واقعا چنین چیزی بعید از ایشون! انگار داره شنونده رو مسخره میکنه،
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
انتظار بیشتری از یه داستان با عنوانی اینچنینی و همچین نویسندهای داشتم.... مفهوم کلیشهای رو بیان میکرد و ارزشمند شدن چیزهای کوچک و عادیه زندگی هنگام زندانی بودن و تغییر دیدگاه انسان هنگام انتظار برای مرگ رو حکایت میکرد.... امتیازم فقط برای صدای دلنشین و خوانش عالیه آقای عمرانیه...
یک امتیاز کم میکنم چون داستان کامل نبود از لحاظ صدا خوب بود و خواندن یا گوش دادن این داستان را به دوستان ارشد و دکترا جزا و جرم شناسی توصیه میکنم. افرادی که در این رشته مشغول هستند به نکات خیلی ارزندهای پی خواهند برد و حتی به تازگی مقالهای جرم شناسانه نسبت به این کتاب در دست چاپ است.
صداپیشه به خوبی کلمات و احساسات رو ادا میکرد و داستان هم با تمام تلخی واقعیتی رو روایت میکرد که اصلا قابل انکار نیست
جالب اینکه نویسنده زیاد به جرم محکوم نپرداخته و بنظرم این به این معناست که گاهی واقعا مهم نیست محکوم چه جرمی داشته، انقدر شوق و ذوق مردم و اعدام باز هم زیادیه!
جالب اینکه نویسنده زیاد به جرم محکوم نپرداخته و بنظرم این به این معناست که گاهی واقعا مهم نیست محکوم چه جرمی داشته، انقدر شوق و ذوق مردم و اعدام باز هم زیادیه!
این کتاب واقعا جالب بود... ادم رو به فکر فرو میبرد... از دیدگاه یک شخصی که محکوم به اعدام هست ثانیههاچجوری میگذره؟ با چه تفکری؟ با چه شدت نوری تو زندگی؟ واقعا کتابش برام جالب بود و میخوام که بازم گوشش بدم... بنظرم ارزش تفکری که بعدش هست رو داره... و حقیقتا قلمشو دوست داشتم واقعا...
ویکتور هوگو در کتاب آخرین روز یک محکوم، ثابت کرده که فقط نویسنده و ادیبی توانمند نیست. او همان کسی است که در تمام زندگیاش شاهد رنج و محنت مردم بوده است. از بینوایان گرفته تا گوژپشت نتردام، در تمام این آثار اعتراض مردی را میبینیم که صدای محرومان را به گوش دولتمردان میرساند.
کوتاه و پر مفهوم!
زندگی کوتاه ره به زندگی طولانی و بی ارزش بردگی ترجیح داد. یک دنیا پیام داشت و واقعا درک نمیتوانه آدم، چرا با مرگ یکی خوش شویم؟ اگر بدترین آدم روی زمین ره بشناسیم و درکش کنیم به او حق میتیم که ایقسم بد شده چرا کوشش نمیکنیم کسی ره بفهمیم و فقط قضاوت میکنیم
زندگی کوتاه ره به زندگی طولانی و بی ارزش بردگی ترجیح داد. یک دنیا پیام داشت و واقعا درک نمیتوانه آدم، چرا با مرگ یکی خوش شویم؟ اگر بدترین آدم روی زمین ره بشناسیم و درکش کنیم به او حق میتیم که ایقسم بد شده چرا کوشش نمیکنیم کسی ره بفهمیم و فقط قضاوت میکنیم
چقدر مردم ترسناکن و بی قلب آخر داستان برام خیلی جالب بود این همه خوشحالی برای گرفتن جون یه آدم به نظرم طبیعی نیست یا من زیادی مهربونم یا مردم طبیعی نیستن یه نظرم خیلی غمگین بود امیدوارم این صحنهها برای همه ترسناک باشه و دردناک و غیر قابل وصف به امید روزای خوب و جامعهی سالم

👌👌
حسی تنفری که آدم از قضاوت دیگران میگیره و اون احساس انزجار آوری که دیگران برای محکومیت یک انسان (درست از جنس خودشان با اشتباهی هر چقدر هم بزرگ که از خودشان هم، هیچ بعید نیست اگر در موقعیت او میبودند) با خواندن این کتاب ایجاد میشود تلنگری تاثیر گذار است.
با سپاس از خوانش زیبای استاد عمرانی