توصیفهای خوبی داشت و با جزئیات بیان شده که تصور شرایط زندانی رو آسون میکنه غم و نا امیدی که زندانی داره تجربه میکنه و دنبال راه نجاته و بیتفاوتی و حتی خوشحالی کسایی که جای اون نیستن یه جور غم و ناراحتی رو رقم میزنه درکل جالب و زیباست
خیلی جالب اما من از گویندگی آقای عمرانی لذت بردم و فکر کردم من آن جا هستم و همه چیز را حس کردم ممنون آخرش مثل آخر قصه ماهی سیاه کوچولو بود که بعد از شنیدن داستان از صدها ماهی فقط یک ماهی پند گرفت و همه شب خواب نکرد و به فکر غرق شد❤
تلخ اما واقعی ولی در هر شرایط مردم همیشه برای یک اعدامی هورا میکشن و دست میزنند بدون اینکه از جرمش مطلع باشن و به نظر من این مثله خیلی جالب نیست فقط کافیه یک نفر به اعدام نه بگه همه یک صدا نه میگن با اینکه باز هم از جرمش مطلع نیستن
فقط از جنبه صوت کتاب میتونم نظر بدم که فکر نکنم بهتر از این بشه و با شنیدن داستان آدم به ارزش زندگی پی میبره و اینکه ما حق گرفتن زندگی هیچ تنابنده ای رو نداریم و البته چقدر عالی میشد اگه هنگام پخش متن هم نمایش داده میشد عالی عالی میشد
خیلی جالب بود تجربه یک انسان محکوم به مرگ رو از دید خودش روایت میکنه که واقعأ در اون دوران چه حسی داره و چی تو سرش میگذره صدا گذاری بینظیر که داستان رو چند برابر جذابتر میکنه پیشنهاد میکنم گوش بدین تجربه جالبی ممنون از کتابراه
توصیف حال و هوای یک اعدامی که شاید کسی تا آخر عمرش چنین چیزی رو نتونه تصور کنه حس وحالی که برای یک نفر پیش میاد و تنها کسی که میتونه در موردش باهاش حرف بزنه خودشه و تا زمان مرگش کسی نتونه بشنوه و درکش کنه و تمام اون حس و حرف هارو باخودش ببره
هیچوقت نمی تونستم اینجوری خودم رو جای یه ادم محکوم به اعدام بذارم و کتاب خیلی قشنگ از دریچه چشم محکوم به اعدام به زندگی و جریانات زندگی نگاه کرده بود، شاید اگر یکبار از این دریچه نگاه کنیم، دیدگاهمون نسبت به فرصت زندگی کردن تغییر کنه
واقعا زندگیه تو از دیده دیگران اهمیت چندانی نداره هرکس تا زمانی که ازت بهره ببرند نگرانت هستن و بهت اهمیت میدن وگرنه این مردم حتی واسه سرگرمی و خنده خودشون یا حتی بخاطره اینکه در یک جریانی حضور داشته باشند حاظرن مرگت رو ببینن
اینکه افکار شخصیت اصلی بر خلاف روند داستان پیشرفت جذاب بود مخصوصا جایی که داره درباره زیباییهای زندگی حرف میزنه و میگه اموان نداره تویه بهار همچین حکمی بدن... حکم مرگ فقط برای زمستون بوده! این جای داستان جذاب بود برام!
سلام. این کتاب صوتی من رو تو خودش غرق کرد. خیلی دوست داشتم که این محکوم تمام جزئیات اطرافش رو دقیق توصیف میکنه. اما انتظار ابراز احساسات یا دلیل قتل یا تا زمان اعدامش صحبت رو کنه رو داشتم. میخواستم بدونم ۶ هفته رو چطور میگذرونه
عالی بود خیلی عالی. واقعا نویسنده به زیباترین شکل ممکن احساسات یک زندانی محکوم به اعدام را به تصویرکشیده. امیدی که قبل از محکوم شدن دراوجود داشته وزیباییهای همه چیز رامیدیده. وبعد از حکم که نگاهش به همه چیز تغییرکرده وسرد وبی روح شده.
رمانی زیبا با قلمی روان و قشنگ؛ ترجمه خوبی داشت و گوینده هم خوب بود. دیدگاه متفاوت هوگو واقعا ستودنیه و سوژه و زاویه دیدی که انتخاب کرده بسیار جالب، متفاوت و قابل تامله. بعد خوندنش گوش دادنش ذهنتون درگیرش میشه.. من خیلی دوست داشتم.
اینکه یک محکوم به اعدام با دیدن نور خوشحال میشه و میگه روز روز خوبیه
مصداق همون شعر (وسعت کوچک رهایی را از نگاه یک اسیر باید دید) هستش
نکته مهمی که من از این کتاب برداشت کردم این بود چیزایی که واسه ما طبیعیه واسه بعضیا ارزو
قدر بدونیم
بسیار عالی و بینظیر بود. با تمام وجود میشد حس کرد و تصور کرد صدای گوینده نحوه بیان اونقدر عالی بود که قصه قابل لمس بود
و اون قسمت که مردم برای مردن یک نفر شادی میکنن در واقعیت هم همین. به امید روزی که نه مجرمی باشه نه ظلم دیده ای. سپاس
سلام و خسته نباشید. صدا و دوبله عالی بود
یک زندانی و کسی که محکوم به حبس ابد یا اعدامی هست و 80درصد زندانیان بیشتر میتونن حال این شخص و این داستان رو درک کنن و برای عموم مردم شاید قابل درک نباش.
بهرحال نتیجه و اثر مثبتی نداشت در من.
آخرین روز یک محکوم به اعدام حس غریبی دارد کسی که فشار طناب را بر گردن کم کم حس میکند آخرین ساعتها را چگونه میگذراند به چه میاندیشد چه حسی دارد آیا میتوان تمام احساس او را با ترس معنا کرد یا حسرت بیشتر از ترس در وجود او موج میزند؟
باعرض ادب احترام به شما اقای عمرانی و تموم گروه کتابراه ممنونم ازتون🙏کتاب خیلی جالبی بود پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید کوتاه ولی مفید و ارزشمند👍👍زندگی پر از لحظات خوب و خوش هست فقط باید لذت برد از لحظه به لحظه اشباهم مهربان باشید
غم انگیز بود وپر از ناامیدی...
گاهی اوقات فکرمیکنم اون کسی که میدونه دیگه مدت زیادی زنده نیست، زندگی ازنظرش چقدر ارزشمند وقشنگه، چیزی من به شخصه دارم ولی قدرشو نمیدونم این داستان به من یکباردیگه ارزش زندگی وآزادی رویادآوری کرد...
چقدر زیبا بود. امید به زندگی داشت و چقدر حس خوبی داشت با اینکه میدونست میخوان اعدامش کنن. وکیلی که پولشوگرفته. قاضی که براش مهم نیست. زندان بان هم که فقط دستوراجرامی کنه. ومردمی که لذت میبردن ازگشته شدن هم نوع خودشون. واماطناب دار
این کتاب میتونه سرآغاز یک تجدید نظر در خصوص خود، جامعه و افراد پیرامون ما باشه. دروغ همیشه دروغه و برقراری ارتباط به همون اندازه که مفید و امید بخشه به همون اندازه هم خطرناکه چون هیچ ارتباطی بدون در نظر گرفتن منفعت نیست.
فردی که محکوم به اعدام شده بود به شدت خواستار عفو و بخشش بود تا بتواننددوباره زندگیاش را مثل یک انسان خوب ادامه دهد ولی مردم همه ازش متنفر بودند و خواستار زودتر اعدام شدنش بودندو از روزای سخت و وحشت آور درزندان بوده را روایت کرده🖤
با گوش دادن به این داستان و حسی که به خوبی انتقال داده شده مشکلات زندگی به چشم ادم خیلی کوچیک و بی ارزش جلوه میدن چون این حادثه ممکنه برای هر انسانی اتفاق بیوفته و قطعا اون قاتل هم فکرشو نمیکرد یک روزی دراین جایگاه قرار بگیره
کتاب خیلی خوبی بود با صدای گرم دل نشین. عبرتی میشه از داستان گرفت اینکه که بعضی انسانها خیلی وقت مردن فقط اونا تو 80 سالگی خاک میکنن باید قدر لحاظات زندگی دونست و همون جور که گفت مرگ شرف داره به زندگی بدون لذت و هدف.
بهترین کتابهایی که خوندم از ویکتور هوگو بوده
آخرین روز یک محکوم رو ۴، ۵ بار خوندم اما هر لحظه که جلو چشمام میبینمش بازم تشنه خوندنش میشم
بشدت خوندنش رو توصیه میکنم
مخصوصا در کتاب صوتیش که گوینده هم صدای بسیار زیبایی داره
دلم برایه اعدامیه سوخت، من راستش هیچ وقت برایه اعدام کسی مشتاق نبودم و نرفتم حتی بدترین ادمها با بیشترین گناه، چون احساس میکنم اعدام اصلا چیز خوبی نیس ادما میتونن تغییر کنن و باقیه زندگیشونو سالم زندگی کنن مگر تعداد معدودی!
خیلی زیبا و قشنک بود مخصوصا برای اونایی که وقت کتاب خوندن ندارن میتونن تو مترو... استفاده کنن' آقای عمرانی هم خیلی زیبا و با احساس شرح دادن قسمت تلخش آخرش بود مردم از اینکه یک اعدامی میبینند به جود مییان و خوشحال میشن
متاسفم که انقدراین اثر کوتاه وخلاصه شده بود. بهترین قسمت کتاب گفتگوی زندانی با کشیشه که کلا حذف شده بود. خوب چرا با همچین اثر بینظیر اینطور برخورد میکنین؟ چرا انقدر کوتاهاش میکنین؟ متوجه دلیلیتون برای این کار نمیشم
داستان بهم یاد داد از این به بعد بیشتر به نعمتای خدا دقیق شم و لذتشونو ببرم.. آقای عمرانی بیییی نظییییره صداتون جوری که وقتی تموم شد موندم یعنی ۱۹دقیقه به همین سرعت گذشت...
برام جالب بود توصیف به این واضحی و دقیقی که هرکس میتونست فضارو به راحتی تجسم کنه و لحن و بیان گوینده که تمام این ویژگیهای خوبو تکمیل میکرد و همینطور آخر داستان که مردم با دیدن شرایط سخت و مردن یک انسان خوشحال بودند
گویند که هر چیز به هنگام خوش است ای عشق چه چیزی که همه هنگام خوشی این کتاب بوی عشق نویسنده برای به تصویر کشیدن بزرگترین مشکل جامعه یعنی تلاش نکنیم که پیشرفت کنیم بلکه از پسرفت دیگران لذت ببریم را به مشام ما میرساند
ادمهایی که نوشتن داستان ناقصه باید بگم بادلو جان گوش کنید اون وقت هست که شکر میکنین که لحظهای جای اون مرد نیستید کل داستان پر بود از اون حس دهشتی که ب بهترین شکل انتقال میداد به شنونده ممنون از اقای عمرانی❤️❤️
تمام داستان اشاره به نفرت و حسرت بغض از مردم بود. نتیجه داستان از نظر من این بود طبیعت زیباس و خلقت خداوند دانه به دانه ان حیاتی و مایه لذت بخشی است. و اما موجودی مانند انسان آن را کثیف و الوده کرده است
اعدام کلمه ای رعب آور و تراژدی تلخ قرنهاست کتابهای جناب ویکتور هوگو اکثرا مضمونهای داستانی دارند که خواندشان جالب ولذت بخش میباشد اولین کتابی که بنده از ایشان مطالعه کردم اثر بینظیر وماندگار بینوایان بود ژان وارژان.
جالب بود و برای اولین بار فکر کردم آیا اعدام برای یک جنایت کار حکم منصفانه ایست شاید حبس ابد یک لطف نباشد ومجازات سنگین تری باشد ولی از لحاظ ادبی شاهکاری زیبا در به تصویر کشیدن فضاواحساسات فرد برای خواننده اثر بود
چند صحنه و یک اتفاق کوتاه روایت میشه اما جوری نویسنده خواننده رو در اون شرایط قرار میده که تک تک احساسات و یا حتی عرقی که از نگرانی ریخته میشه رو احساس میکنی گویندگی خوبی بود و به تاثیر گذاری متن کمک کرده.
این کتاب برای ما مردمی که در این جامعه زندگی میکنیم کاملا ملموسه. خوندن توصیف محکوم از تک تک عناصر اطراف نشون میده که در لحظهای که به پایان نزدیک میشی، حتی کوچکترین چیزها به چشمت میاد و برات معنا و مفهوم پیدا میکنه.
داستانهای کوتاه همیشه جذابن اینکه تو چندصفحه بتونی قصه زندگی یک کارکترو بیان کنی و خواننده رو جذب کنی هنریه که از دست هرکسی برنمیاد زیبایی و شیوایی کلام و گویش دلنشین راوی برام خیلی جذاب بود ممنون از زحماتتون
ویکتور هوگو این کتاب رو در مذمت اعدام با گیوتین نوشته و در مقدمه کتاب نقدی کامل بر اینکار نوشته. این کتاب جز آثار برجسته بوده و باعث خلق آثار خوبی شده حتی داستایوفسکی در یکی از آثارش به این کتاب اشاره کرده.
ممنون
باید ستایش کرد به این قلم را قلمی که با جسارتی شگفت انگیز، رقابتی جانانه با صنعت سینما می کند و برای خواننده تصویری خلق می کند که به روز ترین دوربین ها در ایجادش عاجز... لحن و صدای خواننده نیز عالی بود
نویسنده خوب نویسنده آیه که درد روز جامعه رو بیان کند آقای ویکتور هوگو با جهت دیدگاه و تقبیح حکم اعدام در زمانی که اعدام بسیار با گیوتین رواج داشته خدمتی رو به جامعه خودش میکنه و قلم بسیار مانایی دارند
واقعا اثر قدرتمندیست. این کتاب کوتاه، به شکلی تکاندهنده، لحظات پایانی زندگی مردی رو به تصویر میکشه که بیگناهه. فضای داستان خیلی سنگین و پر از اضطرابه، و ما رو با سوالات مهمی دربارهی عدالت، زندگی و مرگ روبرو میکنه.
بی نظیر بود و چقد دقیق بیان شده بود احساسات اون آدم که میشد آدم خودش رو جای اون فرد بذاره ولی دلم بیشتر برای جلاد سوخت کسی که احساساتش بمیره.. گرفتن جون بقیه شغلت باشه و. بنظرم زندگیش از خود مرگ تلخ تربود..
کتاب کوتاه از کسی که لب مرگ ایستاده اصلا نمیشه روی نوشته ویکتور هوگو حرفی نوشت فقط میتونم بگم راوی عالی محیط داستان ملموس و همه چیز فوق العادسزندانی که بین مرگ و کار اجباری مرگ رو انتخاب میکنه عالی ممنون از کتابراه
داستان بدی نیست ولی خوب بستگی داره به روحیه و دیدگاه شما. البته من نظرم رو مینویسم که یک بار به دنیا میایی پس سعی کن خطاهای بزرگ رو انجام ندی و در دردسرهای بزرگ قرار نگیری. با آرزوی زندگی موفق و شیرین برای دوستان
نویسنده خیلی دقیق احساسات رو نوشته و خواننده بسیار زیبا و جذاب داستان رو میخونه، من بشدت به اثرات ویکتور هوگو علاقه مندم، چون ایشان یکی از بهترین نویسندگان هستند و به نظر من نبوغشون در نویسندگی بسیار بالا هست
داستان اگر چه کوتاه بود ولی تاثیر عمیقی داشت حس زندگی و امید تاهمیشه حتی تو شرایط محکوم به اعدام بودن در انسان وجود داره این وجود نور خدا در انسان رو نشون میده صدای گوینده هم زیبایی داستان روصدچندان کرده
باسلام؛ داستان کوتاه تر از حد انتظار من بود اما با این وجود فضای داستان کاملا متناسب با جزئیات گفته شده بود که کمی از ضعفهای داستان کم میکنه. بهر حال این کتاب به موضوع جذابی پرداخته که با عنوانش سازگاری داره.
غم و نا امیدی که زندانی داره تجربه میکنه و دنبال راه نجاته و بیتفاوتی و حتی خوشحالی کسایی که جای اون نیستن یه جور غم و ناراحتی رو رقم میزنه
درکل جالب و زیباست