یک مراسم ترحیم و یک لاشهی خودرو مقدمات ماجراهای نفسگیر کتاب صوتی دختر من را فراهم میکنند. مگان میراندا خالق این تریلر روانشناختی و جنایی میداند چگونه رازهای پنهان خانوادگی را در زیر پوستهی خوفناک شهر روایت کند. وقتی هیزل برای مراسم فوت ناپدریاش راهی شهر میشد، هرگز تصوری از محتویات وصیتنامهی او نداشت؛ این در حالی است که پیدا شدن بدنهی یک خودرو در دریاچه بهسرعت خبر مراسم یادبود «پری هولت» را تحتتاثیر قرار میدهد. این اثر توانست عنوان پرفروش نیویورکتایمز را نیز از آن خود کند.
دربارهی کتاب صوتی دختر من
حتی باهوشترین افراد نیز از سایهی مرگ در امان نیستند. وقتی که روز یادبود «پری هولت» فرا میرسد، مراسمی درخور چیرهدستترین کارآگاه شهر برگزار میشود. در رأس شرکتکنندگان مراسم، «هیزل» قرار دارد؛ دختر ناتنی هولت و شخصی که وقایع پرهراس کتاب صوتی دختر من گرداگرد زندگی او شکل میگیرد. مگان میراندا خالق این تریلر روانشناختی، نطفهی ترس و تعلیق را در دل یک معمای پنهان خانوادگی پرورش خواهد داد.
اکنون ده سال از روزی که هیزل شهر کوچک خانوادگی خود را ترک کرده بود میگذرد. بازگشت بعد از این همه سال آن هم به دلیل فوت غیرمنتظرهی ناپدری، چندان کار راحتی نیست. او حالا نه تنها وارث خانهی کودکیهای خود است، بلکه باید از نو با خاطرات آن سالها دستوپنجه نرم کند. در یک سوی ماجرای کتاب صوتی دختر من مگان میراندا، سوز و سرمای مراسم ترحیم را حس خواهید کرد و در سوی دیگر داستان اخبار بسیار داغی جریان دارد.

رمان معمایی دختر من: وقتی دریاچه اعتراف میکند!
همزمان که اهالی شهر برای مراسم بزرگداشت پری هولت آماده میشدند، خبر شوکهکنندهی دیگری را در گوش هم زمزمه میکردند. بستر خشکیدهی دریاچه هر روز رازهای پنهان زیادی را آشکار میکرد و همان روز یک دستگاه اتومبیل متلاشیشده از کف دریاچه بیرون کشیده شده بود. در ظاهر نمیتوان هیچ ارتباطی میان ماشین ویرانشده و جسم بیجان هولت پیدا کرد. البته با دنبال کردن این رمان جنایی، بیشتر در اینباره تأمل خواهید کرد.
طرفداران رمانهای هیجانانگیز خارجی، به محض دیدن کتابهای مگان میراندا در قفسهی کتابفروشیها بیمعطلی یکی از آنها را برمیدارند. فضای خفهکنندهی شهر همراه با بوی خزه و جلبک و اسکلههای کهنه در این داستان، به زودی به مردابی از معماهای حلنشده تبدیل میشود. این فضاسازی دقیق در کنار شخصیتپردازی حرفهای، کتاب صوتی دختر من نشر صوتی پویا هنر ماندگار را از یک معمای ساده و سریعالسیر به پروندهای عمیق و نفسبُر تبدیل کرده است.
رازهای مخوف دریاچه در تریلر جنجالی مگان میراندا
گفتیم که بعد از فوت پری هولت، دخترخواندهاش، هیزل، به صاحب قانونی خانه تبدیل شد. البته این به آن معنا نیست که هولت فرزند یا وارث دیگری نداشت. در حقیقت این درخواست مستقیم و بیقیدوشرط هولت بود که تنها خانهی بهجاماندهی او بعد از مرگش نصیب هیزل شود. میتوان تصور کرد که شنیدن چنین حقیقتی تا چه اندازه میتواند پسران هولت را در بهت و حیرت فرو ببرد.
این آغاز تنش و ناخشنودیهای خانوادهی آنهاست اما ضربهی اصلی ماجرا زمانی رقم میخورد که یک ماشین زنگزدهی دیگر، از زیر اسکله بیرون میزند؛ ماشینی که اینبار به یک فرد آشنا تعلق دارد. شما با خرید کتاب صوتی دختر من دنبالکنندهی ماجرای پرپیچوخمی خواهید بود که بسیاری از خوانندگان آن را بهترین رمان مگان میراندا میدانند.
این رمان کارآگاهی با تلاش نشر صوتی پویا هنر ماندگار و همکاری نشر خلوت به دست شما میرسد. ترجمهی خوب نگار صفری و روایت کوبندهی فرناز فرید دو امتیاز وسوسهکنندهی دیگری هستند که برای انتخاب این کتاب جای تردید باقی نمیگذارند.
افتخارات کتاب دختر من
- پرفروشترین نیویورک تایمز
- پرفروشترین یواسای تودی
- ترجمه به چندین زبان دنیا
نکوداشتهای کتاب دختر من
- مگان میراندا هر روز بهتر از قبل مینویسد. او بیتردید استاد مسلم رازهای هولناک و پیچشهای غافلگیرکنندهی داستانی است! (لورا دیو، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز)
- پیچوخمهای داستانیِ سرگیجهآور و پایانهای شوکهکنندهی متعدد، از ویژگیهای همیشگی رمانهای مگان میراندا است. (نیویورکتایمز بوک ریویو)
- داستانی پر از چرخشهای روایی جذاب، رازهای تاریک و گذشتهای مرگبار. رمان دختر من از مگان میراندا، بهترین کتاب او تا امروز است. از زمانی که «کتاب همه دختران گمشده» را خواندم، طرفدار مگان بودهام و این کتاب را نسخهای پختهتر و کاملتر از آن رمان میدانم. اگر از سریال درام جنایی Mare of Easttown (میر اهل ایستتاون) لذت بردهاید، خواندن این رمان شما را شگفتزده خواهد کرد. (اشلی الستون، نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز)
کتاب صوتی دختر من برای شما مناسب است اگر
- به دنبال یک رمان معمایی خارجی هستید که با گرهافکنیهای داستانی و رخدادهای غافلگیرکننده قلبتان را به تپش بیندازد!
- از طرفداران تریلرهای خانوادگی با حضور روابط پیچیده، رازهای سر به مُهر و دسیسههای پنهان هستید.
- در حال جستجو بین بهترین رمانهای جنایی هستید و میخواهید از میان تحسینشدهترین آثار سالهای اخیر به یک گزینهی مطمئن برسید.
در بخشی از کتاب صوتی دختر من میشنویم
خانه متعلق به توست. هر روزی که میگذشت، احساس انقباض و تنش در شانههایم بیشتر میشد. حرفهای عمویم کل هفته در ذهنم طنینانداز بود، سر کار، کنار استخر باشگاه و هنگام شبنشینی جمعه. خانه متعلق به توست، فقط تو. از میان تمام چیزهایی که میتوانستم تصور کنم، این آخرین چیزی بود که انتظارش را داشتم. اونها هم خبر دارن؟ این اولین چیزی بود که بعد از اینکه به خودم آمدم از او پرسیدم. انگار این پرسش باید نقطه شروع باشد، بهجای اینکه بپرسم: مطمئنی؟ چرا؟ عمویم گفت: «هنوز با اونها صحبت نکردم. اما بهزودی خواهند فهمید. میخواستم اول از همه، شخصاً به خودت بگم.» وصیتنامه پری هفته پیش در دفتر کارش پیدا شده بود. اما حالا سه روز گذشته بود و او حتماً به برادرانم هم گفته بود که ما درباره خانه صحبت کردهایم.
بااینحال، هیچکدام حتی یک کلمه هم حرفی نزده بودند؛ نه تماسی، نه پیامی. انتظار نداشتم کیدن چیزی بگوید، اما گیج. تصور میکردم شاید او برای آرام کردنم با من تماس بگیرد و بگوید: البته که اون میخواسته تو خونه رو داشته باشی. اون همیشه میخواست تو برگردی هیزل. و بگوید که هنوز هم طرف من است. اما هیچکس با من حرفی نزد. جیمی گفته بود که فردا قرار است خانه را تخلیه کنند. اما حتی کسی ساعتش را هم به من نگفت. نمیدانستم قرار است وارد چه وضعیتی شوم. برای همین، بهمحض اینکه بعدازظهر شنبه از بازدید پروژه جدید ساختمانی بیرون زدم، ساک سفر کوچکی بستم و تصمیم گرفتم راه بیفتم. میخواستم قبل از سررسیدن برادرانم در صبح یکشنبه، با تمام سوالها و قضاوتهایشان، قدری در آن خانه قدیمی تنها باشم. در پی فرصتی بودم تا همهچیز را درک کنم، تا آخرین خاطرات را مزهمزه کنم، پیشاز آنکه آنها را از روی دیوارها پاک کنیم، از روی قفسهها برداریم و درون جعبههایی در انبار جایشان دهیم.
بله



























