فرهود مذهبی فرد در کتاب کسی درون من گریه میکند، مجموعهای از نثرهای ادبی را در این کتاب گردآوری کرده که ما را به سفری در ژرفای تاریکی درون دعوت میکند. جایی که اشکها و فریادها خودشان را پشت لبخندی بیرمق و کمجان پنهان کردهاند اما کماکان منتظر شنیده شدن هستند.
دربارهی کتاب کسی درون من گریه میکند
کتاب کسی درون من گریه میکند دلنوشتههایی از فرهود مذهبی فرد است که در آن از عواطفی صحبت میکند که علیرغم مهم بودنشان، کمتر از آنها صحبت میکنیم؛ احساس گم شدن و تنهایی در جمع، پنهان کردن خود واقعیمان در میان نگاههای سطحی دیگران و احساس شادی درونیای که فرسنگها از ما دور شده است. نویسنده درصدد ارائه دادن راهحل نیست بلکه ما را دعوت میکند به مکث کردن، برای شنیدن نجواهای عمیقی که در هیاهوی زندگی کمجان شدهاند؛ صدای روح خسته و زخمیای که امیدی کوچک کماکان در قلب اندوهبارش شعله میکشد.
هر قطعه از کتاب کسی درون من گریه میکند، دریچهی کوچکی است که به روی خاطرات فراموششده، زخمهای التیامنیافته و بخشهای نادیدهانگاشتهی درون نگارنده گشوده میشود. فرهود مذهبی فرد نمیخواهد راهحلی برای شادی همیشگی ارائه دهد بلکه با کلامش میخواهد حضور این عواطف و احوالات را بپذیرد و آنها را انکار نکند. این اثر به همت نشر مضامین به چاپ رسیده است.
کتاب کسی درون من گریه میکند برای شما مناسب است اگر
- مشتاق خواندن دلنوشتههایی احساسی هستید.
- احساس میکنید در این لحظه، غرق شدن در اندوه میتواند شما را به خود واقعیتان نزدیکتر کند.
در بخشی از کتاب کسی درون من گریه میکند میخوانیم
گاهی همهی آنچه یک دل شکسته نیاز دارد،
نه یک نصیحت است،
نه یک راهحل،
نه حتی یک آغوش؛
بلکه فقط یک نگاه.
نگاهی که بگوید:
«میفهمم.»
«اینجایی.»
«داری تحمل میکنی، و من میبینم.»
ما آدمها، بیشتر از آنکه گرسنهی غذا باشیم،
گرسنهی درک شدنیم.
میخواهیم کسی باشد که به ما نگاه کند
نه از سر قضاوت،
نه از سر ترحم،
بلکه با مهری خاموش
که انگار سالهاست منتظر دیدن ما بوده.
به اندازهی یک نگاه،
آدمی میتواند دوباره جان بگیرد.
مثل شمعی که خاموش شده،
اما با یک نسیم روشن میشود.
بله




















