نباید سختگیر باشیم و فلسفه را علمی خشک و خستهکننده بدانیم. فیلسوفانی مانند «ژیژک» نیز هنگامی که دیگر خسته میشوند و میخواهند در یک جمله مقصود را جمعبندی کنند، به شوخی پناه میبرند. کتاب از هاها تا آها نوشتهی حسین یعقوبی ارتباط و نقطهی مشترک فلسفه را با جوک و لطیفه بازگو میکند؛ وجه اشتراک طنز و فلسفه، حقیقتگویی آنهاست. کتاب فلسفی از هاها تا آها بسیار ساده و با شوخطبعی و نقلقولهای طنزآمیز مخاطب خود را با مباحث فلسفی مثل «ایدهآلیسم ژرمنی»، «نسبیت مطلق» و... آشنا میکند.
دربارهی کتاب از هاها تا آها
واقعیت محض خیلی اوقات خندهدار است. هنگامی که با حقیقت درونی پدیدهها مواجه میشویم، نمیتوانیم بر مضحک بودن بسیاری از آنها چشم بپوشیم و نسبت و شباهتشان با «جوک» را نادیده بگیریم؛ در واقع بیشتر باید به این نکته بپردازیم که جوکها تا چه اندازه روایتگر حقیقت پدیدهها هستند، اما بهدلیل اینکه کتاب از هاها تا آها، بیشتر اثری فلسفی است، به ارتباط فلسفه با کمدی بیشتر توجه کرده و ما نیز از این دریچه به موضوع مینگریم. پیش از اینکه معرفی کتاب حاضر را آغاز کنیم، باید بر این نکته تأکید کنیم که تشبیه یا بازگویی شباهت نظریات فلاسفه با جوک و لطیفه، به قصد توهین یا تمسخر فیلسوفان و نظریات ایشان نیست. حسین یعقوبی شباهتهای کارکرد جوک و فلسفه را نه بهعنوان پدیدهای منفی، بلکه بهعنوان یک ویژگی مثبت عنوان کرده است. او کوشیده تا ایدههای فلسفی دشوار را - که حتی نمیتوان به سادگی اسم این ایدهها را از روی کاغذ خواند - با حکایتهای ساده، جملات شوکهکننده و لطیفههای کوتاه توضیح دهد و منظور و مقصود کلی فیلسوفان را با ما در میان بگذارد.
شما میدانید «نیکی» چیست و «شر» کدام؟
پرداختن به موضوع خیر و شر و تعیین معیاری برای تفکیک دادن این دو مورد از همدیگر، بیشتر به حوزهی فعالیت اخلاقیات مربوط است؛ کشیشان و مبلغان مذهبی و پدر و مادرها بیشتر درگیر این هستند که کودک خود را با «کار بد نکن و کار خوب فلان است.» مشغول کنند؛ اما وظیفهی فیلسوفان، یافتن چرایی در این موضوعات است؛ بهطور مثال یک فیلسوف نمیپرسد «نیکی کدام است؟» بلکه برای او این پرسش بهوجود میآید که «چرا الف نیک و ب منفی است؟». کتاب از هاها تا آها پاسخی را مطرح میکند که واقعاً ناامیدکننده اما واقعیت محض است. برای تشخیص اینکه چه عملی نیک و چه عملی بد است، هیچ معیار دقیقی جز «از بزرگترهایمان گفتهاند.» وجود ندارد. حسین یعقوبی این واقعیت را بهطور مختصر و در قالب حکایتی طنزآمیز مطرح کرده تا ما را با یکی از موضوعات مهم و بسیط فلسفهی افلاطون و سپس کانت آشنا کند.
همهی ما کمی دانشمند و کمی نادان هستیم
ویلیام جیمز، فیلسوف دانشگاه هاروارد به ما نشان میدهد که احساس «کشف و شهود» کاملاً وابسته به لحظهای است که در آن حضور داریم. او بعد از مصرف گاز خنده (نیتروز اکسید (N2O)) نظریهای فلسفی را خواند و حس کرد به تمام رازهای هستی پی برده و تمام درهای حقیقت به روی او گشوده شدهاند. در همان حالت دریافتهای خود از آن متن را نوشت تا دنیا را با کشفی مهم روبهرو کند؛ اما هنگامی که تأثیر گاز خنده تمام شد، درمییابد که هیچ مفهوم خاصی را دریافت نکرده و آنچه نوشته است، چیزی جز جملهای مهمل نیست. این مثال «نسبی» بودن حسها و آگاهیها را به ما نشان میدهد. موضوعی که اکنون بهنظرمان بدیهی مینماید، ممکن است فردا پیچیده جلوه کند و آنچه اکنون درخشان و مهم جلوه میکند، ساعت دیگر ابلهانه بهنظر برسد. کتاب فلسفی از هاها تا آها نظریهی نسبیگرایی را با توضیحاتی موجز اما جامع برای ما روشن میکند. حسین یعقوبی یکی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین مباحثی که فیلسوفان قرن بیستم را به خود مشغول کرده بود، در کتاب طنز از هاها تا آها شرح داده و به ما کمک میکند تا این مطلب را بهراحتی درک کنیم؛ این اثر در انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.
کتاب از هاها تا آها: فلسفیدن با لبخند برای شما مناسب است اگر
- دوست دارید با نظریات مهم و معروف فلسفی به زبانی ساده و طنز آشنا شوید.
- میخواهید نسبت میان کمدی و فلسفه را دریابید.
- از خواندن کتابهای فلسفی و مربوط به حوزهی منطق، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب از هاها تا آها: فلسفیدن با لبخند میخوانیم
استدلال دوار: در استدلال دوار یا دوری، شواهد و قرائن برای یک گزاره شامل خود آن گزاره هم میشوند. در اغلب موارد یک چنین استدلالی خود فینفسه جوک است و احتیاج به پردازش بیشتر ندارد.
اعضای یک قبیلۀ سرخپوستی کمی بیش از آغاز زمستان دستهجمعی نزد رئیس جدید قبیله رفتند و از او پرسیدند که با استفاده از قدرت پیشگویی خود به آنها بگوید که آیا زمستان سردی پیش رو دارند یا خیر. رئیس قبیله که تربیتشدۀ دنیای مدرن بود و از اسرار قدیمی چیزی سر درنمیآورد، طبعاً نمیتوانست پیشبینی کند که زمستان سرد خواهد بود یا ولرم و معتدل. اما برای اینکه خودش را از تکوتا نیندازد، به افراد قبیله توصیه کرد که تا میتوانند هیزم جمع کنند و خود را برای یک زمستان سرد پربرف آماده کنند. چند روز بعد، مخفیانه با سرویس هواشناسی تماس گرفت و پرسید هوای زمستان آینده را چگونه پیشبینی میکنند. مسئول هواشناسی با اطمینان تأکید کرد که زمستان کاملاً سردی خواهد بود. رئیس قبیله با خوشحالی افراد قبیله را جمع کرد و تأکید کرد که هیزم بیشتری جمع کنند. چند هفته گذشت و خبری از برف و سرما نشد. رئیس قبیله با نگرانی مجدداً با مسئول هواشناسی منطقه تماس گرفت.
- هنوز که هیچ خبری نیست. شما مطمئنین که امسال زمستون سردی داریم؟
- شک نکن. ما پیشبینی میکنیم که امسال یکی از سردترین زمستونهای کل تاریخ آمریکا رو داشته باشیم.
- واقعاً؟ از کجا اینقدر مطمئن هستین؟
- از اونجا که تا حالا سابقه نداشته سرخپوستان این منطقه اینقدر هیزم جمع کنن.
بله






















