کتاب شاهنامه آسان که به قلم سیروس جوادیپور به رشتهی تحریر درآمده، با بازگردانی ابیات و شرح مفاهیم شاهنامه، در تلاش است تا دشواریهای شاهنامهخوانی را برای مخاطبان از میان بردارد و گنجینهی نهفته در دل این اثر کهن را برای تمامی فرهنگدوستان آشکار سازد.
دربارهی کتاب شاهنامه آسان
بدون تردید همهی ما ایرانیان کتاب شاهنامه را بهعنوان اثری فاخر و بیبدیل در پهنهی وسیع فرهنگ کشورمان میشناسیم؛ اثر منظوم فردوسی، شاعر قرن چهارم و پنجم هجری، که یکی از درخشانترین آثار ادبی حماسی محسوب میشود. با این حال برای بسیاری از ما مطالعهی آثار کهن چندان ساده نیست. به همین خاطر سیروس جوادی پور با نگارش کتاب شاهنامه آسان تلاش کرده است این مانع را از پیش پای دوستداران مطالعه و شناخت شاهنامه بردارد تا هر فردی بتواند از محتوای ارزشمند و مفاهیم ارزندهی این اثر ماندگار بهره ببرد.
در دفتر اول کتاب شاهنامه آسان، بخشی از شاهنامه که 4110 بیت را در برمیگیرد و از متن ابتدایی کتاب تحت عنوان «آغاز کتاب و گفتار اندر ستایش خرد» تا «در آوردن رستم، کیقباد را از البرزکوه» را شامل میشود، توسط مؤلف برگزیده شده است. سیروس جوادیپور در کنار این ابیات، از اندیشهی فردوسی میگوید و با ارائهی نقدی کوتاه، با بیانی روان به بازگردانی این ابیات میپردازد. به این ترتیب مخاطبان نه تنها با معنای لغات کهن و داستانهای حماسی شاهنامه آشنا میشوند، بلکه به مفاهیم و اندیشههای نهفته در پس هر روایت نیز پی میبرند. ناگفته نماند که این کتاب با استناد به شاهنامهی نسخهی مسکو که معتبرترین نسخه به شمار میآید، تهیه و تدوین شده و به همت انتشارات آریا دانش به انتشار رسیده است.
کتاب شاهنامه آسان برای چه کسانی مناسب است؟
محققان ادبی، شاهنامهپژوهان و تمامی افراد علاقهمند به شناخت فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران، از مطالعهی این اثر بهرهی بسیاری خواهند برد.
در بخشی از کتاب شاهنامه آسان: دفتر اول شاهنامه فردوسی، نقد و بازگردانی ابیات و لغتنامه میخوانیم
فریدون میدانست که آن کاخ جایگاه ضحاک است؛ زیرا جایگاه او برایش بزرگ و ارزشمند بود.
فریدون به سپاهیان خود گفت: آن کسی که از خاک تیره و مکان فرو رفتهای چنین کاخی را درست کند.
باید از چنین کسی ترسید؛ زیرا که ممکن است او با مردم جهان رازی را در نهان داشته باشد.
اکنون لازم است که زمان را غنیمت شمرد و نباید درنگ کرد و بهسرعت بهسوی آن کاخ باید حرکت نمود.
او این را گفت و خود را آماده حمله به کاخ نمود بهطوریکه آن گرز بزرگ خود را برداشت و اسب خود را بهسوی کاخ ضحاک راند.
در اینحال انگار او مانند آتش شعلهوری بود که در حضور نگهبان کاخ قرار گرفته باشد.
فریدون آن گرز بزرگ خود را از جلوی زین اسبش برداشت بهطوریکه انگار میخواست زمین را در نَوَردَد.
فریدون با پیروزی بهسوی کاخ ضحاک که پیش رفت و کسی در مقابل دروازههای کاخ ضحاک مقاومت نکرد و در اینحال فریدون خدا را نیایش نمود.
فریدون جوان بزرگ و غیرتمندی بود که با اسب به درون کاخ ضحاک رفت.
بله

















