کتاب نوسنت گرایان ادبی اثر کامیار عابدی، مجموعهای از بیست و پنج چهرهپژوهی ادبی - تاریخی است که به بررسی شاعران و ادیبان ایرانی و نسبت آنها با سنت و تجدد میپردازد. این اثر با ترکیب نقد ادبی و تحقیق تاریخی، تصویری گسترده از جریانهای فکری و ادبی ایران ارائه میدهد و برای علاقهمندان به تاریخ ادبیات و ادبیات معاصر ایران، فرصتی برای شناخت دقیقتر چهرههای شناختهشده و کمترشناختهشده فراهم میکند.
دربارهی کتاب نوسنت گرایان ادبی
این کتاب شامل مجموعهای از مقالهها دربارهی بیست و پنج چهرهی ادبی و تاریخی است که از وقار شیرازی تا حسین آهی را دربرمیگیرد. نویسنده در این پژوهشها تنها به شرح زندگی و آثار شخصیتها بسنده نمیکند؛ بلکه با نگاهی تحلیلی، جایگاه هر چهره را در تحولات فکری، فرهنگی و ادبی زمانهاش بررسی میکند. به این ترتیب چهرهپژوهی ادبیات ایران در کتاب نوسنت گرایان ادبی با نقد ادبی و بررسی زمینههای تاریخی پیوند میخورد.
چهرههایی از دورههای مختلف در این کتاب، کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا مسیر دگرگونی نگاه به سنت و تجدد در ادبیات فارسی روشنتر شود. کامیار عابدی در هر مقاله از یک شخصیت، اثر، دیدگاه انتقادی یا واقعیت تاریخی آغاز میکند و از خلال آن به موضوعهایی مانند زبان فارسی، شعر، تاریخنگاری ادبی، ایرانگرایی، هویت و نسبت ادبیات با تحولات اجتماعی میپردازد. همین رویکرد باعث میشود کتاب فراتر از مجموعهای از زندگینامههای ادبی باشد.

نوسنت گرایی و نسبت سنت و تجدد در ادبیات معاصر ایران
نوسنت گرایی در کتاب نوسنت گرایان ادبی به معنای نگاهی ایستا به سنت نیست؛ بلکه مسئلهی اصلی، چگونگی مواجههی شاعران و ادیبان ایرانی با جهان جدید و تلاش آنان برای ایجاد تعادل میان میراث ادبی و نیازهای دورهی جدید است. کامیار عابدی با بررسی این چهرهها نشان میدهد که سنت و تجدد الزاما دو قطب کاملا جدا از یکدیگر نبودهاند و در آثار و اندیشههای بسیاری از اهل ادب، این دو جریان با یکدیگر در تعامل بودهاند.
در کنار شناخت شخصیتهای مذکور در این کتاب، با بخشی از دگرگونیهای فکری و ادبی ایران روبهرو میشویم و میتوانیم تغییر نگرش به شعر، زبان، فرهنگ و هویت را در دورههای مختلف دنبال کنیم. از این منظر کتاب برای کسانی که ادبیات معاصر ایران را نه جدا از تاریخ، بلکه در پیوند با تحولات اجتماعی و فکری آن میبینند، اهمیت ویژهای دارد.
نقد ادبی و تاریخ ادبیات در پژوهشهای کامیار عابدی
مهمترین ویژگی کتاب نوسنت گرایان ادبی کنار هم قرار دادن نقد ادبی و پژوهش تاریخی است. کامیار عابدی تلاش کرده است در بررسی شاعران و ادیبان ایرانی هم به متن و آثار ادبی توجه کند و هم شخصیتها را در بستر تاریخی و فکری خود ببیند. بنابراین هنگام خواندن این کتاب، قرار نیست با فهرستی از نامها و آثار مواجه شویم؛ بلکه مجموعهای از پژوهشها را داریم که هر کدام با زاویهای مشخص، بخشی از تاریخ ادبیات فارسی را بازخوانی میکنند.
کتاب نوسنت گرایان ادبی در کنار چهرههای شناخته شده به شخصیتهایی که کمتر در پژوهشهای ادبی مورد توجه قرار گرفتهاند، مثل رشید یاسمی و صادق سرمد، نیز میپردازد و از این جهت نیز برای علاقهمندان به چهرهپژوهی ایران خواندنی است. این ویژگی باعث میشود کتاب تصویری چندلایه از ادبیات معاصر ایران و مسیر تحول آن در اختیار ما بگذارد.
اگر به نقد ادبی، تاریخ ادبیات و شناخت دقیقتر شاعران و ادیبان علاقه دارید، خرید کتاب نوسنت گرایان ادبی از انتشارات مروارید میتواند شما را با نگاه پژوهشی و تحلیلی کامیار عابدی به زندگی و آثار شاعران و ادیبان آشنا کند؛ نگاهی که ادبیات را در پیوند با تاریخ و فضای فکری هر دوره بررسی میکند.
کتاب نوسنت گرایان ادبی برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ ادبیات و تحولات فکری و ادبی ادبیات ایران علاقه دارید.
- میخواهید با رویکردی پژوهشی با شاعران و ادیبان ایرانی آشنا شوید.
- به دنبال کتابی برای مطالعهی ادبیات معاصر ایران و نسبت سنت و تجدد در آن هستید.
- به کتابهای چهرهپژوهی ایران و پژوهشهای ادبی - تاریخی علاقهمندید و میخواهید مفهوم نوسنت گرایی را در آثار و اندیشههای اهل ادب دنبال کنید.
در بخشی از کتاب نوسنت گرایان ادبی: از وقار شیرازی تا حسین آهی (بیست و پنج چهره پژوهی ادبی - تاریخی) میخوانیم
فروغی اِبایی نداشت که «دین زردشتی» را «یکی از بهترین دلایلِ عقل سلیم و سلیقۀ مستقیم و ذوق لطیف و همّت بلند و طبع ارجمند قوم ایرانی» بداند. علاوهبراین، «مذهب ثَنویت ایرانی» را دلیلی بر «روشنی ذهن و بلندیِ حکمتِ ایرانیان» اعلام میکرد. درواقع، این از «صافی ضمیر ایرانیان بود که بهزودی درک کردهاند که جریانِ امور عالم، همانا، بهواسطۀ ضدّیت و مخالفت دو جنبۀ نقص و کمال» است. (مقالات فروغی، صص 99-97). اما در همان حال، با توجه به دورۀ اسلامی ایران، در نوشتهای مربوط به زبان فارسی، چنین نیز گفته است: «دلبستگی ما به اسلام و وظیفهای که نسبت به ترقّی و تکامل آن داریم، مستلزم احاطۀ ما به زبان و ادبیات عرب است» (مقالات فروغی، ص 123). البته، در رسالۀ اندیشۀ دور و دراز (استانبول 1306) خود را پیرو «فلسفۀ تکامل یا نشو و ارتقاء» (evolution) میشناسانَد. اما باز در همان حال، تأکید میورزد که «اعتقاد به فلسفۀ نشو و ارتقاء، بههیچوجه با انکار صانع، مُلازمه ندارد و من، خود به وجودِ صانع و حقیقتِ عالم ایمان راسخ دارم». (مقالات فروغی، ص 38). فروغی پس از این عبارت، به شرح و بیان دلیلهای خود در موضوع مورد بحث میپردازد. چنانکه میدانیم، یدالله سحابی (1381-1284)، استاد زمینشناسی در دانشگاه تهران، با تأیید حجۀالاسلام (سپس، آیۀالله) علی مشکینی (علیاکبر فیضآلنی، 1386-1300) در نیمۀ دوم دهۀ 1320 کوشید تا نظریۀ تکامل را با قرآن تطبیق و آشتی دهد. بههرروی، وجوه مختلف در شخصیت آثار و تکاپوهای فروغی سبب شده که ادیب مُتشرّعی مانند جلالالدین همایی (1359-1276) شاید در پاسخ برخی معاصران او را «مردِ تمام» بنامد (به نقل از پژوهشگران معاصر، ج 1، ص 80).
بله



















