بیداری در میانهی یک رویا، تجربهای است که شاید زندگیمان را زیر و رو کند. در کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی، ودیم زیلاند، به روشهایی پرداخته میشود که خوابها را شفافتر میکند و دیدمان را به واقعیت زندگی تغییر میدهد. این کتاب ما را وادار میکند تا از خود بپرسیم: آیا آنچه میبینیم و تجربه میکنیم، واقعاً همان چیزی است که فکر میکنیم؟
درباره کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی
همهی ما تجربهای از رویا داریم؛ اما این کتاب به ما میآموزد که رویا فقط محصول تخیل نیست، بلکه دروازهای به سوی چیزی عمیقتر است. در کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی (Reality transurfing Steps I V)، ودیم زیلاند (Vadim Zeland) نهفقط از تجربههای معمول خواب، بلکه از پدیدهای بهنام رویای شفاف سخن میگوید؛ حالتی که در آن، فرد آگاهانه متوجه میشود که خواب میبیند و میتواند این خواب را کنترل کند. اینجا جایی است که شما دیگر تماشاگر منفعل نیستید. شما کارگردانِ خواب خود میشوید، با قدرتی که به شما امکان پرواز، تغییر و خلق میدهد. اما آیا این همان چیزی است که همه به دنبال آن هستند؟
کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی ما را به چالشی دعوت میکند: آیا آنچه در بیداری تجربه میکنیم، بهاندازهی واقعیت خواب قابل تأمل است؟ ودیم زیلاند با روش ترانسرفینگ خود، مرز میان رویا و واقعیت را بازتعریف میکند. او باور دارد که آنچه در رویا دیده میشود، اطلاعاتی است که از فضای انرژی و اطلاعات نشئت گرفته است، نه از حافظهی انسان. این دیدگاه به طرز عجیبی هم جذاب و هم چالشبرانگیز است.
تصور کنید در خواب میبینید که کسی شما را تعقیب میکند. وحشتزده میدوید، اما جایی برای فرار نیست. حالا اگر در لحظهای شگفتآور، متوجه شوید که خواب میبینید، چه میکنید؟ در این کتاب، ودیم زیلاند نشان میدهد که با همت میتوانید حتی در کابوس، بازی را تغییر دهید. ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی، که با ترجمهی محمدجواد محبی توسط انتشارات کلید آموزش منتشر شده است، شما را به تفکری فراتر از روزمرگی دعوت میکند. این کتاب، پلی میان فلسفه و روانشناسی است که با زبانی ساده و جذاب، ما را با واقعیتهایی که شاید پیشتر تصور نمیکردیم، آشنا میکند.
کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی برای افرادی مناسب است که به رشد شخصی، تغییر مسیر زندگی و درک عمیقتری از واقعیت علاقه دارند. این کتاب به کسانی که به دنبال راهکارهایی برای دستیابی به اهداف و مدیریت بهتر زندگی خود هستند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب ترانسرفینگ واقعیت - جلد دوم: خش خش ستارههای بامدادی: چطور زندگی دلخواه خود را انتخاب کنید میخوانیم
در اینجا قصد دارم تا چند مثال را از شیوه کار پاندولها برای منحرف کردن شما از مسیر درست معرفی کنم.
از خودتان بپرسید که آیا پاندول، هدف اشتباهی را با ظاهری درست به شما تحمیل میکند؟ مثلاً تبلیغاتی با این عنوان که از شما به عنوان انسان مهربان خواسته میشود تا برای کمک به حیوانات بیدفاع، سربازان مجروح، کودکان گرسنه یا سایر گروههای آسیبپذیر کمک کنید؟ یا شاید کسی در جایی برای آزادی مبارزه کرده و به دل شجاع و مهربان شما نیاز دارد؟ این دل مهربان شما باید برای کمک بشتابد.
در واقع این دل مهربان نیست که پاسخ میدهد بلکه ذهن مهربان است. مهربانی ساختگی ذهن هم، فقط به اندازه فاصله گرفتن از خواسته روح است. ذهن در این حالت دل را فراموش و خودش را رها کرده تا به کمک دیگران بشتابد. مانند آنکه فرزندان خودتان را با یک مسئله رها کنید تا فرزند شخص دیگری را نجات دهید. ذهن مهربان، دل را در صندوقچهای پنهان کرده تا با افکار ظاهراً منطقی خود به آرامش برسد. با این کار او احساس تهی بودن کرده و نیاز دارد آن را با چیزی پر کند.
پاندولها برای پر کردن این خلاء انواع روشها را ارائه میکنند. طیف وسیعی از راه و روشهایی که میتوانید انرژی خود را صرف کمک به دیگران کنید. اما آیا این جای خالی دل نیست که موجب میشود مردم با چنین شور و اشتیاقی به ندای دیگران پاسخ دهند؟ مهربانی و نوعدوستی در واقع نتیجه این خلاء معنوی است. مراقبت از دیگران صرفاً راه ذهن برای جبران آن است در حالی که نیازهای دل خود او برآورده نمیشود. این کمک به دیگران شیوه پاندولهاست که خودش را مانند فداکاری خیرخواهانه جلوه میدهد.
بله



















