کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار نوشتهی نفیسه مازوساز به بررسی یکی از مباحث پیچیده و چالشبرانگیز فلسفی و الهیاتی میپردازد: علم پیشین خداوند و تأثیر آن بر آزادی اراده و جبر. این کتاب با تأکید بر دیدگاههای قاضی عبدالجبار، غزالی، و ملاصدرا تلاش دارد تا از منظر فلسفی به پرسشهای مربوط به سازگاری علم مطلق خداوند با اختیار انسان پاسخ دهد.
دربارهی کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار
نویسندهی کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار، نفیسه مازوساز، با تکیه بر آرای سه فیلسوف برجستهی اسلامی یعنی قاضی عبدالجبار، غزالی و ملاصدرا، تلاش کرده است تا به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که آیا علم پیشین خداوند به اعمال آیندهی انسان، اختیار او را سلب میکند یا خیر؟
مسئلهی جبر و اختیار از دیرباز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. از یک سو، اعتقاد به علم پیشین الهی به این معناست که خداوند به تمامی وقایع آینده، از جمله اعمال انسان، آگاه است. از سوی دیگر، اعتقاد به اختیار انسان مبنی بر این است که انسان در انتخاب اعمال خود آزاد است. این دو باور به ظاهر متناقض، همواره یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در فلسفه و کلام اسلامی بوده است. این کتاب سعی دارد این موضوع را تاحدامکان از دریچهی فلسفهی اسلامی بررسی کند.
یکی از مباحث کلیدی کتاب، تعریف علم و انواع آن است. نویسنده به بررسی مفاهیم علم حضوری و حصولی، علم ذاتی و فعلی، و تفاوتهای میان این مفاهیم پرداخته است. یکی دیگر از بخشهای مهم کتاب، بحث جبر و اختیار است. نفیسه مازوساز به تعریف این دو مفهوم و بررسی دیدگاههای مختلف درمورد آنها پرداخته است. در ادامه بحث درمورد علم پیشین الهی با بررسی مفهوم علت و همچنین بررسی دیدگاه فیلسوفان اسلامی در این مورد ادامه پیدا میکند.
کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار که در انتشارات السانا منتشر شده، در تلاشی جامع برای بررسی یکی از مهمترین مباحث فلسفی و کلامی در جهان اسلام است. تحلیلهای فلسفی کتاب بهویژه در تعریف علم الهی و تبیین مفهوم جبر و اختیار، خواننده را به تأمل عمیقتری در این موضوعات دعوت میکند.
کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار برای دانشجویان و پژوهشگران حوزهی فلسفه اسلامی، کلام اسلامی و همچنین علاقهمندان به موضوعات مرتبط با جبر و اختیار و الهیات مناسب است. کتاب به زبانی تخصصی نوشته شده است، بنابراین برای کسانی که زمینهی کافی در مباحث فلسفی و دینی ندارند، ممکن است مطالعهی آن چالشبرانگیز باشد.
در بخشی از کتاب علم پیشین الهی و مساله جبر و اختیار: با تاکید بر آرا قاضی عبدالجبار، غزالی و ملاصدرا میخوانیم
قاضی برای اثبات عالم بودن خداوند در بدو امر مقایسهای میان صفت قدرت و علم الهی انجام میدهد و با تمسک به این قیاس دیدگاه خویش را در باب عالم بودن خداوند توضیح میدهد.
ایشان بیان میکند که خداوند نسبت به امور حادث قادر است؛ چراکه اگر خداوند نسبت به امور حادث قدرتی نداشته باشد و بعد از حدوث حادث متصف به وصف قدرت شود، قادر به قدرت محدث و متجدد میشود و این قولی فاسد و نادرست است. اما آنچه که بر قادر بودن خداوند بر امور حادث دلالت میکند، این است که خداوند مستحق اتصاف لنفسه به این صفت است و موصوف به صفتی از صفات نفس است و خروجش از این وصف جایز نمیباشد؛ و اما آنچه بر قادر بودن خداوند بر سایر مقدورات دلالت میکند، این است که اجناس مقدورات یا تحت مقدور ما داخل نمیشود یا تحت مقدور ما داخل میشود، اگر تحت مقدور ما داخل نشود، اختصاص آن به خداوند واجب است وگرنه از مقدور بودن خارج میشود و اگر تحت مقدور ما داخل شود خداوند به قادر بودن بر آن شایستهتر است.
با عنایت به اینکه قاضی بحث را با مقایسه وصف قدرت و علم آغاز کرده میتوان به این نتایج دست یافت که خداوند نسبت به امور حادث، بلکه سایر معلومات عالم است و اتصافش به وصف علم، ذاتی است، همچنانکه نسبت به امور حادث، بلکه سایر مقدورات قادر است، و قدرت عین ذات اوست.
بله


















