تصور جهان بدون دنیای پررمزوراز رنگها غیرممکن است. شناخت ما از اجسام و اشکال به شناخت رنگ آنها پیوند خورده است. اثر رنگها بر انسان بسیار بیشتر از چیزی است که تصور میشود. کتاب رنگ، روانشناسی زندگی اثر مشترک میلاد خواجهپور، ساناز سمندی، فاطمه عبدالهی و سمانه تابش تأثیر رنگ بر احساسات انسان و فعالیتهای او در زندگی را بررسی میکند.
دربارهی کتاب رنگ، روانشناسی زندگی
از آنجا که هرکدام از رنگها بخش متفاوتی از مغز را تحریک میکنند و احساسهای مختلفی را برمیانگیزانند، توجه به آنها امری ضروری است. میلاد خواجهپور، ساناز سمندی، فاطمه عبدالهی و سمانه تابش با همکاری یکدیگر، کتاب رنگ، روانشناسی زندگی را به رشتهی تحریر درآوردهاند. مؤلفان در این کتاب، به توضیح معنای رنگ و طبقهبندی رنگها در دستههای سرد و گرم و روشن و تیره میپردازند. اما این تمام چیزی نیست که در این اثر مورد بررسی قرار میگیرد. بررسی روانشناسانهی رنگ موضوع اصلیِ کتاب حاضر است.
رنگ یک پدیدهی فیزیکی الکترومغناطیسی است که در اثر برخورد نور به اجسام و بازگشت آن به چشم حاصل میشود. درواقع رنگ را میتوان نوری نامید که دارای طول موج معین و قابل اندازهگیری است و تشخیص آن به فعالیت عصبیِ شبکیهی چشم مربوط میشود. اما این تنها دیدگاه علم نسبت به پدیدهی رنگ را توضیح میدهد. فیزیولوژیستها، فیلسوفان و روانشناسان نیز نظریههای خود را ارائه کردهاند که کتاب رنگ، روانشناسی زندگی از این میان به نظریهی روانشناسان درمورد رنگ میپردازد.
رنگ عامل محرکی است که به وسیلهی آن میتوان احساسات مختلفی را در انسانها بیدار کرد یا حتی آنها را به فعالیتهای دلخواه واداشت. برای مثال یک فضای کاری با رنگهای زنده و نشاطآور، بهرهوری کارمندان و همچنین دلبستگیشان نسبت به محیط کار را بالا میبرد. کتاب رنگ، روانشناسی زندگی، رنگها را براساس اصلی و ترکیبی بودنشان، تضاد، کنتراست، سرد و گرم بودن، مکمل بودن یا کمکی بودن طبقهبندی میکند.

رنگ اصلی بر سه قسم است: زرد، آبی و قرمز. این رنگها از ترکیب هیچ رنگی به دست نمیآیند، بلکه خود با یکدیگر ترکیب شده و رنگهای جدیدی میسازند. تقسیمبندی رنگها به سرد و گرم، به دلیل تأثیر این رنگها بر روح و روان و نیز تداعی احساسی است که سردی یا گرمی را به ما منتقل میکند. روانشناسی رنگ درواقع تأثیر رنگها بر احساسات مردم را ردیابی میکند. برای مثال، رنگ قرمز سمبل شهوت، خطر، خوشبینی، قدرت و انرژی است. این رنگ میتواند بسیار انرژیزا باشد و همزمان احساس سردرد در افراد به وجود بیاورد. در مقابل، رنگِ زرد نشانهی معنویت، روحانیت، شادی و رشد است. استفاده از این رنگ در فضا، غم و اندوه و گاهی فریب و بزدلی و ریاکاری را منتقل میکند.
نکتهی جالبی که کتاب رنگ، روانشناسی زندگی درمورد رنگ آبی مطرح میکند، خاصیت درمانی آن در علم پزشکی است. رنگ آبی به دلیلِ سرد بودنش، دمای بدن را پایین میآورد. به همین جهت برای درمان تب مفید است و به کمک تابش نور آبی، فشار خون پایین آمده و نبض و تنفس متعادل میشود.
کتاب رنگ، روانشناسی زندگی پس از شرح کاملی که درمورد ویژگیهای هر رنگ به دست میدهد، مدیریت رنگ و مهارت انتخاب رنگ بهینه را آموزش میدهد. استفادهی هوشمندانه از رنگها در هر موقعیت و حرفهای میتواند منجر به موفقیتی بزرگ شود. برای مثال یکی از راههای افزایش جذابیت محصولات در صنعت، انتخاب رنگ مناسب برای آن است. به گونهای که با تغییر رنگ یک محصول و با کمترین هزینه، سود زیادی حاصل خواهد شد.
تحقیقات بر روی کودکان در سنین متفاوت نشان داده است که بین استفاده از رنگ و زندگی عاطفی کودک، رابطهای موازی وجود دارد. کودکان زیر پنج سال کمتر از رنگهای یکدست استفاده میکنند و اغلب در نقاشیهای خود، طیف گستردهای از رنگها را به کار میبرند. این موضوع نشاندهندهی این است که جنبهی عاطفی آنها بر جنبهی تعلقیشان غالب است. استفاده از مداد سیاه و غلبهی شکل بر رنگ، برتری فکر تعلقی را بر هیجانات عاطفی نشان میدهد. دانشمندان در آزمایشی دیگر ثابت کردهاند که کودکان گوشهگیر و درونگراتر از یک یا دو رنگ در نقاشی استفاده میکنند؛ درحالیکه کودکان سازگارتر معمولاً از پنج رنگ استفاده میکنند.
کتاب رنگ، روانشناسی زندگی در ادامه، به مسئلهی تأثیر رنگ در محیطهای کاریِ تولیدی و صنعتی، محیطهای اداری و رسمی، دفاتر بینالمللی و فضاهای آموزشی وارد میشود و آموزههای خوبی در این خصوص ارائه میکند.
انتشارات سبزان کتاب رنگ، روانشناسی زندگی را روانهی بازار کرده است.
کتاب رنگ، روانشناسی زندگی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای کسانی که دوست دارند معنا و کاربردِ هر رنگ را بیاموزند، اثری خواندنی است.
در بخشی از کتاب رنگ، روانشناسی زندگی میخوانیم
سیارهی مارس (مریخ) بهعلت قرمز بودن خاک سطح آن اغلب با عنوان «سیارهی سرخ» یاد میشود. در سمبولیسم این رنگ بیشتر با جملهی هنر جنگ و با رفتار افتخارآمیز در نبرد همراه میشود. در فرهنگ لغات لباسهای رزمی قرمز رنگ را «گیونر» یا «سنگویین» میگویند. ظاهر شدن آن روی سپر افتخار، نشان دهندهی شجاعت و روحیهی بخشندگی نسبت به یک دشمن شکستخورده بود. تداعیهای منفی قرمز معمولاً در ارتباط با شوق است. برای مثال انسانهای مو قرمز از قدیم به داشتن مزاج آتشین معروف بودند. در سمبولیسم مسیحیت، قرمز رنگ شهدایی است که خونشان را در راه ایمانشان ریختهاند. در قرنهای گذشته عروسها لباس قرمز میپوشیدند تا نشانگر باروری این اتحاد باشند. در سنت شرقی، قرمز نشانهی عنصر آتش است. حیوان سمبلیک آن، پرندهی سرخ جنوب یا ققنوس است، بنابراین قرمز مظهر تولد دوباره است، زیرا گفته میشود که ققنوس خود را روی تودهای از هیزم آتش زد و بعد با شکوه و جلال از خاکستر برخاست. همچنین قرمز، رنگ خوشبختی و افزایندهی خلاقیت، انرژی، شادی و رضایت از زندگی است. فصل سمبلیک قرمز اواسط تابستان است. هنگامی که حرارت خورشید در بالاترین سطح خود قرار دارد.
رنگ قرمز در طب چینی و هندی نماد عنصر آتش است. تماشای رنگ قرمز برای چند لحظه ضربان قلب را شدت میدهد و باعث هیجان میشود. در واقع، آثار قرمز معادل با فعالیت اعصاب سمپاتیک است، نبض را سریعتر میکند، فشار خون را بالا میبرد و میزان تنفس را افزایش میدهد. قرمز بیانگر نیروی حیاتی و فعالیت اعصاب و غدد است و به معنای آرزو، میل و اشتیاق است.
بله




















