از دورهی مشروطهخواهی، ایران و ایرانیان با جنبشهای سیاسی و اجتماعی بسیاری روبهرو بودند و وقایعی را از سر گذراندهاند که تأثیرات اجتماعی و سیاسی عمیقی بر ایشان گذاشته است. در کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران، ابوالفتح مؤمن دو دورهی قاجار و پهلوی را مدنظر قرار داده و رخدادهای مهم اجتماعی و سیاسی آنها را بازخوانی میکند. در این اثر اسناد نویافته و رخدادهای نادیده گرفته شده در تاریخ معاصر ایران واکاوی میشود.
دربارهی کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران
از دوران قاجار که ایرانیان اندک اندک با فرهنگ و تمدن اروپایی روبهرو شدند و به جهل و عقبماندگی فراگیر خود آگاه گشتند، تلاشهای بسیاری در جهت تغییر و تحول در نظام سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و اقشار و گروههای بسیاری، از مردمان طبقهی عادی گرفته تا تحصیلکردگان، روشنفکران، روحانیان و رجال سیاسی در این فعالیتها نقش داشتند. در کنار رجال و احزاب سیاسی و روحانیت، ایلات و عشایر یکی از نهادهای اجتماعی بودند که در این بین قدرت بسیاری داشتند و نقش مهمی در تحولات اجتماعی و سیاسی ایفا میکردند. ابوالفتح مؤمن در کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران نگاهی به تحولات ایران در عصر قاجار و پهلوی میاندازد و در کنار توجه به وقایع مهم و سرنوشتساز این دورهها یا شخصیتهای مهمی چون سیدجمالالدین اسدآبادی، به نقش ایلات در تحولات سیاسی و اجتماعی نیز توجه میکند.
کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران در اصل مجموعه مقالاتی است که شامل سه بخش اصلی میشود. نویسنده در بخش اول از کتاب به منابع تاریخنگاری میپردازد و در این بخش به دو منبع مهم برای تدوین تاریخ اشاره میکند. جایگاه اسناد در تدوین تاریخ و جایگاه منابع شفاهی در تاریخنگاری دو مبحث کلیای هستند که نویسنده، مقالات جداگانهای را به آنها اختصاص داده است.
فصل دوم کتاب با عنوان «سرآغاز جنبش و عصر تحولات» به رخدادهای کلیدی تاریخ ایران در عصر قاجار میپردازد. نویسنده در این بخش از کتاب غالباً به مشروطیت توجه دارد و برخی از رخدادهای مهمی را که در تاریخ مشروطیت کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، بازخوانی و واکاوی میکند. در این بخش از کتاب است که نویسنده توجه ویژهای به فعالیتها و نقش سیاستمداری ایلی در عصر مشروطه دارد و چند مقاله از این بخش را به نقش نهاد ایل در تحولات سیاسی اختصاص میدهد. همچنین از شخصیتهایی چون علی خان اعظم زنگنه نام میبرد که از نهاد ایل برآمده و در عرصهی نظامی و سیاسی نقش مهمی ایفا کرده است.
در نهایت در فصل سوم از کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران، نویسنده به رخدادهای مهم عصر پهلوی میپردازد و وقایع سرنوشتسازی را چون اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، ملی شدن صنعت نفت و فعالیتهای حزب توده تا کودتای 28 مرداد مورد مطالعه قرار میدهد.
در مجموع، میتوان گفت در کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران، ابوالفتح مؤمن در کنار توجه به رخدادهای مهم و کلیدی دوران قاجار و پهلوی، با نگاهی تازه به نقش افراد و نهادهایی توجه میکند که غالباً در شناخت سیر تحولات اجتماعی و سیاسی کمتر از آنها یاد میشود. ضمناً از اسناد و مدارک نویافتهای یاد میکند که شناخت آنها جنبههای تازهای از تاریخ معاصر را نمایان میسازد.
کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران را انتشارات سوره مهر به چاپ رسانده است.
کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که به تاریخ معاصر ایران علاقهمند هستند و قصد دارند در این زمینه مطالعه و پژوهش کنند، میتوانند از این کتاب بهرهمند شوند.
در بخشی از کتاب دریچهای به تاریخ معاصر ایران میخوانیم
حکومت و حکام هر منطقه و محل موظف بودند که شرح کامل تمام رویدادها را با تمام جزئیات جمعآوری و به مرکز گزارش کنند. این گونه گزارشها که اکنون جزء اسناد محسوب میشوند معمولاً سیر حوادث و علل سیاسی، فرهنگی و... را ترسیم نموده، از درگیریهای محلی که ناشی از اختلافهای قومی، ملکی، خانوادگی بوده و تا وقایع کلی و ملی کشور، که معمولاً بر اساس تحقیق مأموران محلی علل و عوامل آنها همراه با راهکارهایی بیانشده، سخن میگوید. مثلاً با بررسی اسناد ابوالفتح میرزا سالارالدوله در مورد جنگی که بین قشون او و نیروهای دولتی به فرماندهی عبدالحسین میرزا فرمانفرما و یپرم خان ارمنی به سال 1330ه. ق.. در قریه شورجه همدان رخ داده، میتوان به علت واقعی هواداری خوانین منطقه چون عباس خان سرتیپ چناری، عبدالباقی خان سرتیپ چهاردولی و یا مخالفت محمدصادق خان چهاردولی و آیتالله شیخ محمدباقر بهاری با سالارالدوله پی برد. «گروه اول در پی منافع شخصی خود و از روی خوی استبدادی و اختلافاتی که با دیگر خوانین بر سر املاک داشتند و یا به علت طمعورزی بعضی از مقامات کشوری، همچون کامران میرزا نایبالسلطنه در تصاحب دارایی و املاک این خوانین باعث گرایش آنان به طرف مقابل شده است. همچنین بیاطلاعی آنان از اوضاع زمانه و تحولات تهران و کشور این گرایشها را تشدید میکرد.»
گروه دوم خود بر دو دستهاند: دسته اول مانند محمدصادق خان چهاردولی برای مخالفت با دیگر خوانین منطقه و آگاهی جزئی که از سیر حوادث کشور داشت، سعی کرد از تحولات موجود به سود خود استفاده کند، که البته در این راه موفق بود تا جایی که بعد از شکست قشون سالارالدوله در نبرد شورجه، اموال عبدالباقی خان به وی بخشیده شد و به لقب صادقالسلطان ملقب گردید. «دسته دوم اشخاصی چون آیتالله شیخ محمدباقر بهاری بودند که با مراجع نجف اشرف ارتباط همیشگی31 و از سیر رویدادها و تحولات کشور به طور کامل آگاهی داشتند.» اینان با دانش و بینش کافی، با استبداد داخلی و خارجی به مبارزه پرداخته، در تمام مراحل انقلابِ مشروطیت از اسلام و مردم بدون هیچ چشمداشتی، طرفداری کردند. بدین ترتیب فقط اسناد هستند که تفاوت و انگیزه افراد و گروهها را با یکدیگر، حتی آنان که در یک صف مبارزه قرار گرفته بودند، روشن میسازد.
بله

















