فرقی ندارد به سوی سنت برویم یا مدرنیته، تا هنگامی که نتوانیم جامعهی خود را بشناسیم، هر دو سمت به ما آسیب میزند و میتواند فرهنگ، سیاست و اقتصاد را به نابودی بکشاند. کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعه ایران نوشتهی محمدرضا کلان فریبایی به ما نشان میدهد که جامعهی ایران در جایی بین سنت و مدرنیته ایستاده و این کشاکش و تحولات پرسرعت، چگونه بر فرهنگ و سیاست اثرگذار است.
دربارهی کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعه ایران
مدرنیته نیز مانند ماشین و برق و تلفن، سوغاتی است که در دهههای پیش از فرهنگ به کشورمان وارد شد. این واژه که بهسرعت همچون دشمنی خونی در برابر «سنت» قرار گرفت، بهمرور زمان توانست جای خود را میان ایرانیان باز کند و تا حدی درونیسازی شود؛ اما تقابل و شکاف میان عناصر متجدد و نو و آنچه از گذشته به ما رسیده است، بهسادگی قابل حل است؟ پاسخ این پرسش به بازخوانی تاریخ اجتماعی ایران وابسته است. کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعهٔ ایران نوشتهٔ محمدرضا کلان فریبایی به ما نشان میدهد که نسبت حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی با مدرنیته به چه شکلی است و این دو حکومت چگونه توانستند با پدیدهٔ تجدد خود را همراه کنند یا علیه آن فعالیت داشته باشند.
کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعهٔ ایران در یک فصل مفصل به موضوع تحولخواهی زنان اشاره میکند. زنان در دوران حکومت قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی همواره در صف نخست تحولخواهی و پیشروی بهسوی مدرنیته ایستادهاند. محمدرضا کلان فریبایی به این نکته اشاره دارد که با وجود تلاشهای زنان برای ورود به عرصهٔ دانش، ورزش و بازار کار، همچنان عواملی چون مردسالاری و قوانین محدودکننده در برابر آنها قرار دارد و مشارکتشان در عرصهٔ سیاسی ناچیز است. این کتاب زنان را نخستین «محافظان سنت در خانواده» مینامد که بهدلیل تغییرات اجتماعی دچار تجددخواهی شدهاند و سنت بزرگترین حافظان خود را از دست داده است. دومین گروه حافظ سنتها، روستاییان هستند که آنها نیز بهدلیل مشکلات معیشتی و نبود آب کافی برای کشت، به شهرها مهاجرت کردهاند و سنت دومین پناهگاه خود را نیز ناچار ترک گفته است. سومین گروه که در برابر تجدد ایستادگی میکنند، روحانیون هستند که آنها نیز بهدلیل اختلاط با سیاست و از دست دادن وجه مذهبی، پایگاه اجتماعی خود را در جامعه تضعیف کردهاند.
کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعه ایران با شرح تاریخ، قوانین و وضعیت روز اجتماع به ما وضعیت سنت و تجدد را نشان میدهد و از مخاطبان خود میخواهد که نسبت سنت و تجدد در عرصههای مختلف اجتماع را با دقت درک و تحلیل کنند.
کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعه ایران برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با آمار دقیق و به شکل مستند از وضعیت تجددطلبی و یا سنتخواهی مردم ایران مطلع شوید.
- تمایل دارید که دربارهی تاریخ معاصر ایران اطلاعات کسب کنید و از چگونگی تغییرات اجتماعی در دههی 60 و 70 باخبر شوید.
- به منبعی تحقیقی برای آگاه شدن از نقش گروههای مختلف اجتماعی در پیشروی جامعه بهسمت تجدد، نیاز دارید.
در بخشی از کتاب گفتمان تجدد و سنت در جامعه ایران میخوانیم
در بخش دوم این تحقیق، متغیرهای تأثیرگذار بر رعایت حجاب بررسی شده و نتایج نشان میدهد متغیر «تحصیلات» رابطهٔ معنادار و مثبتی با بدپوششی زنان دارد و با افزایش تحصیلات، میزان حجاب زنان کاهش مییابد. متغیر «سن» نیز در تغییرات پوششی زنان تأثیرگذار بوده است و با افزایش سن، از میزان بدپوششیهای زنان کاسته میشود و جوانان بیشتر در معرض بدپوششی قرار دارند. نتایج تغییرات پوششی در «مشاغل متفاوت» گویای این است که سه گروه از افراد، یعنی زنان بیکار، محصلها و کارمندان شرکتهای خصوصی، جزو گروههای آسیبپذیر هستند. در میان شاغلان نیز کارمندان شرکتهای خصوصی، بازاریها، کارگران و فعالان رسانهای بیشترین آمار بدپوششی را دارند. بررسی رابطهٔ «وضعیت تأهل» و میزان حجاب نشان میدهد متغیر تأهل تأثیر قابل ملاحظهای در تغییرات پوششی زنان جامعه ندارد و فاصلهٔ بین زنان مجرد و متأهل بدحجاب جامعه، تقریباً 10 درصد است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که حجاب در کشور از حالت شرعی به حالت عرفی تغییر کاربری داشته است، بهطوریکه فقط 35 درصد از زنان جامعه حجاب را ارزشمند دانستهاند و 55 درصد دیگر ترجیح میدهند که پوشش را بهعنوان عرف رعایت کنند. نتایج این پژوهش چند پرسش را به ذهن متبادر کرده است: نخست اینکه چرا نهادهای فرهنگی ایران، با وجود صرف بودجهٔ کلان در راستای تبلیغات، تا این حد ناموفق بودهاند که حجاب فقط برای 35 درصد از زنان جامعه ارزشمند تلقی شده است؟
بله


















