ایدئولوژی یکی از پیچیدهترین و مناقشهبرانگیزترین مفاهیم در فلسفهی سیاسی معاصر است. یان رمان در کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد به بازخوانی و شرح نظریاتی پرداخته که این مفهوم، یعنی ایدئولوژی، را در کانون بحث خود جای دادهاند.
درباره کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد
ایدئولوژی یکی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین مفاهیمِ نظری در حوزهی فلسفهی سیاسی است. هنگامی که فیلسوفان و متفکران از ایدئولوژی سخن میگویند، دقیقاً چه معنا و برداشتی از این واژه را در ذهن دارند؟ تلاش یان رمان در کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد (Theories of Ideology) صرف ارائهی پاسخی جامع و درخور به این پرسش دشوار بوده است.
اصطلاح ایدئولوژی، نخستین بار توسط آنتوان دو تراسی (فیلسوف دورهی روشنگری)، برای توصیف علمی به کار رفت که وظیفهی آن «مطالعهی ایدهها» قلمداد میشد. مراد دو تراسی از «ایدهها»، هر آن باورِ نظاممندی بود که ذیل مقولاتی معین، قابل صورتبندی باشد. به عبارتی، دو تراسی «ایدهها» را در معنای «طرز فکرها» میفهمید. واژهی ایدئولوژی امّا، خیلی زود از این معنای اولیه فراتر رفت، و نزد فیلسوفانی که عمدتاً گرایش مارکسیستی داشتند، در معنای «جهانبینی خاصِ برآمده از نظامِ حاکم» به کار رفت؛ جهانبینیای که هدف از تولید و ترویج آن، حفظ وضعیت موجود است. خودِ کارل مارکس، همواره ایدئولوژی را مترادف با «آگاهی کاذب» قلمداد میکرد. بدین سیاق، ایدئولوژی دستهای از باورهای نادرست است که طی فرایندهایی عموماً پنهان، توسط گروهِ حاکمه به مردم تحمیل میشود. پس از مارکس، فیسلوفانِ پیرو او، و نه فقط آنها، بلکه همچنین متفکرانی از جناح راست سیاسی، هر کدام به مرور به ارائهی برداشتهای خاص خویش از مفهوم ایدئولوژی پرداختند. اینچنین، مجموعهای از نظریات متفاوت ارائه شد که جملگی حول محور مفهوم ایدئولوژی سامان یافتهاند. در کتاب پیش رو، این نظریههای گوناگونِ ایدئولوژی مورد بحث و تأمل قرار گرفتهاند.
کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد توسط مهرداد امامی به زبان فارسی ترجمه شده و از سوی نشر چشمه در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد
-
کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد بهترین مقدمهای است که در باب تاریخچهی ایدئولوژیپژوهی در اختیار داریم. یان رمان در این اثر، ظریفترین و در عین حال، پیچیدهترین تحلیلها را در باب سازوکار هژمونی در زمانهی ما ارائه داده است. دستاورد نظری او هدیهی شگفتانگیزی برای ما به شمار میرود. (Cornel West, Professor of Philosophy and Christian Practice)
-
اعتقاد من این است که امروزه که ایدئولوژی به عنوان مفهومی منسوخ مورد نکوهش واقع میگردد، ما بیش از همیشه به دانش در باب ماهیت ایدئولوژی نیاز داریم. کتاب یان رمان تاریخچهای عالی از تفکر در باب مفهوم ایدئولوژی است. (Fredric Jameson, Duke University)
-
یان رمان متعلق به جریانی است که در پی بازسازی اصول مارکسیسم، مطابق با شرایط جهان در قرن بیست و یکم است. او در کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد به بررسی انتقادی نظریههایی میپردازد که حول محور مفهوم ایدئولوژی ارائه شدهاند. (Richard D. Wolff, University of Massachusetts)
-
کتاب نظریههای ایدئولوژیِ یان رمان، در کنار آثار آلتوسر، ایگلتون و گرامشی، یکی از جامعترین و بدیعترین دریافتها را از مفهوم ایدئولوژی ارائه میکند. (Thomas Klikauer, Capital and Class)
-
کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد اثری عالی برای آن دسته از مخاطبانی است که میخواهند در بحثهای حوزهی فلسفهی سیاسی غور کنند. (Lucas Miranda, Marx and Philosophy Review of Books)
کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به حوزهی فلسفهی سیاسی و دوستدارانِ آشنایی با اصول فلسفهی مارکسیسم، دو گروه از مخاطبین کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد از یان رمان به شمار میروند.
با یان رمان بیشتر آشنا شویم
یان رمان (متولد سال 1953) فیلسوف، نظریهپرداز سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاههای نیویورک و برلین است. وی همچنین، یکی از سردبیران «فرهنگ لغات تاریخی - انتقادی مارکسیسم» بوده. کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد بهترین اثر ترجمهشده از یان رمان (Jan Rehmann) به زبان فارسی است.
در بخشی از کتاب نظریههای ایدئولوژی: قدرتهای بیگانگی و انقیاد میخوانیم
مارکس همواره در برابر گرایش خودجوشِ درکی شیءوارهساز از مناسبات اجتماعی استدلال میکرد و میگفت سرمایه «چیز» مبلغ پولی سرمایهگذاریشده نیست، بلکه «رابطهی اجتماعی معین تولید در ارتباط با یک صورتبندی اجتماعی و تاریخی خاص است که آشکارا شکل یک چیز را به خود میگیرد.» به همین دلیل وی تأکید داشت که سرمایه «با گردش صِرف پول و کالاها» ایجاد نشد، بلکه مستلزم تلفیق بین صاحب ابزار تولید و «کارگر آزادِ موجود در بازار همچون فروشندهی نیروی کار خویش بود.» آنگاه روند شیءوارگی «شکل ناب» خود را در سرمایهی حاوی بهره مییابد که در آن، سرمایه «صرفاً به عنوان یک چیز»، «منبع رازآلود و خودزای بهره و سرچشمهی افزایش خود» و «ارزشی خودارزشآفرین، پولی پولآور» پدیدار میشود «و در این شکل، دیگر حامل هیچ نشانهای از اصل خود نیست»، به طوری که به صورت کلی به خصلت ارزشزای پول تبدیل میشود، «همانگونه که گلابی دادن خصلت درخت گلابی است.» این برای علم اقتصاد عوامانه رحمتی الاهی است، زیرا سرچشمهی سود دیگر تشخیصپذیر نیست.
مارکس در اواخر مجلد سوم سرمایه، مراحل گوناگون شیءوارگی و رازآلودسازی شیوهی تولید سرمایهداری را در «فرمول تثلیث»ی خلاصه کرد که در آن، سرمایه سود (بهعلاوهی بهره) تولید میکند، زمینْ رانت ارضی؛ و کار دستمزد. مارکس در این بستر، عبارت «دین زندگی روزمره» را مطرح کرد که آن را «جهانی طلسمشده، تحریفشده و باژگونه به دست موسیو کاپیتال (سرمایه) و مادام زمین» میخواند «که درعینحال شخصیتهایی اجتماعی و چیزهایی صرفاند.»
بله
















