شاهنامهی فردوسی تنها یک منظومهی درخشان نیست؛ بلکه یک منبع تاریخی حائز اهمیت به شمار میرود که میتوان حقایق شگفتآوری را از میان کلمات آن بیرون کشید. محمد رسولی در کتاب داستان باستان چهل قصه واقعی را از تاریخ ایران و از میان داستانهای شاهنامه جدا کرده است و در این اثر دربارهی آنها توضیح میدهد.
دربارهی کتاب داستان باستان
در دهههای اخیر اهمیت کاوش در تاریخ و گذشتههای دور ملل مختلف، برای بسیاری از ایراندوستان و ایرانپژوهشان، روشن شده و خوشبختانه، شاهنامه به عنوان منبعی قابل اتکا برای تحقیق دربارهی دوران تاریخی ایران در دسترس است. تحقیقاتْ در شاهنامه، وفاداری فردوسی به منابع تاریخی را اثبات کردهاند و خود او صراحتا در شاهنامه بیان میکند که با استناد بر منابع تاریخی و دینی در دسترس، کتاب ارزشمند خود را نوشته است. محمد رسولی در کتاب داستان باستان با بیان چهل روایت تاریخی ارزشمند دربارهی تاریخ گذشته ایران، شما را با این دورهی مهم و طولانی در تاریخ باستان آشنا میکند.
نویسنده این کتاب را در سال 1400 و با همراهی انتشارات سبزان منتشر کرده است. در این اثر داستانهایی از پادشاهان و دورههای اساطیری و باستانی ایران، با بخشی از متن شاهنامه و منابع قابلاتکا همراه شده است که با توضیحات نویسنده دربارهی فرهنگ و تاریخ سیاسی تکمیل میشوند. کتاب داستان باستان نهتنها اثری حائز اهمیت برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ است بلکه برای علاقهمندان غیرمتخصص نیز جذاب و آموزنده خواهد بود.
کتاب داستان باستان برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب داستان باستان را به تمامی پژوهشگران و علاقمندان به ایرانشناسی، جامعهشناسی سیاسی و جامعهشناسی ادبیات توصیه میشود.
با محمد رسولی بیشتر آشنا شویم
محمد رسولی، زادهی 1350، حقوقدان و شاهنامهپژوه ایرانی و بنیانگذار و مدیر موسسهی مطالعات فرهنگی بزرگمهر حکیم است. او دکترای حقوق عمومیاش را از دانشگاه تهران دریافت کرده است اما در کنار رشتهی دانشگاهیاش، به مطالعات و پژوهشهای شخصی در زمینهی دوران کهن ایران (پیش از دوران باستان) نیز مشغول بوده و در حال حاضر در این حوزه تخصص دارد. حاصل فعالیتهای میانرشتهای او، تالیف چندین و چند اثر درخشان در حوزه تاریخ سیاسی بوده است که اوج آن را در کتاب «مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» میتوان دید. در این کتاب نظریهای تازه دربارهی پیدایش حقوق سیاسی و تاریخ آن در ایران ارائه شده است. «حقوق اقتصادی»، «دیدی بر: مکتب ایرانی»، «مقالات شاهنامه»، «پندهای شاهنامه»، «سوگواری ایرانی»، «خردنامه» و «بوفی کور» از دیگر آثار او هستند که هرکدام به نوبهی خود حاوی نوآوریهایی علمی بودهاند.
در بخشی از کتاب داستان باستان میخوانیم
پیروز یکم هجدهمین شاهنشاه ایرانیان و انیران از دودمان ساسانی بود و هشت سال بر تخت سلطنت نشست و برای به شاهی رسیدن با برادر خود هرمز سوم جنگید و در نهایت پیروز شد. زمانی که یزدگرد دوم درگذشت، هرمز که پسر بزرگتر او بود در ری تاجگذاری کرد. اما پیروز هرمز را بهعنوان شاهنشاه به رسمیت نشناخت و با یاری رهام مهران به شمال شرق ایران رفت و در آن جا ارتشی فراهم نمود تا با برادرش روبهرو شود. پس از اینکه کشور با نبرد دو برادر وارد یک جنگ داخلی برای بر تختنشینی شد، مادر آنها (دینگ) در پایتخت، زمام امور را به دست گرفت و در زمان بحران جانشینی، بر ایرانشهر یا دستکم بخشهای غربی آن فرمان راند.
پس از یک سال که از پادشاهی پیروز گذشت، درهای آسمان بر روی باران بسته شد و خشکسالی آمد و پادشاه خراجها را ملغی کرد و انبارهای خاص غلات را در همه ولایات در بگشاد و به مردم داد. به همه جا نوشت که اگر بشنود که کسی در شهری یا دهی از گرسنگی مرده است، آن شهر و ده را ویران خواهد کرد و مردمش به شدیدترین عقوبت کیفر خواهند داد تا توانگران فقرا را کفایت کنند و فقیران در سایهی توانگران توانند زیست. پیروز با این سیاست توانست مردم را از قحطسالی دراز برهاند. قحطی هفت سال زمان گرفت. فیروز فرمان داد تا مردم بیرون روند و از خدا باران بخواهند. مردم به درگاه خداوند زاری و مویه کردند و گریستند و دستها به دعا برداشتند. در نوروز سال هشتم، خداوند باران فرستاد و مردم و زمینها زنده شدند. وی سپس به جنگ تورانیان رفت. در این جنگ، هرمز پیشرو بود و قباد پسر پیروز در پشت قرار داشت.
بله






















