در دنیای کسبوکار امروز، اگر باهوش نباشید شکست میخورید. این یک قانون است. با این حال، کتاب مهارتهای هوش کسب و کار اثر الهه محمدخانی، حسین بابایی و وحید ناصحی فر به شما نشان میدهد که چگونه هوش خود را در زمینهی کسبوکار افزایش دهید و به فردی موفق تبدیل شوید.
دربارهی کتاب مهارتهای هوش کسب و کار
هوش، یک مقولهی نسبی است. ما همواره با سطحی از هوش به دنیا میآییم؛ اما این به خودمان بستگی دارد که با افزایش دانش و تجربه، هوش خود را افزایش دهیم و یا آن را در همان سطح همیشگی نگه داریم. میزان هوش، رابطهی مستقیمی با شکست یا موفقیت ما در زندگی دارد و به همین دلیل، اگر به دنبال پیشرفت هستیم، باید برای این موضوع مهم، فکری عملی بکنیم.
کسبوکار نیز مانند سایر حوزههای زندگی اجتماعی که انسان در آنها به فعالیت میپردازد، نیازمند هوشی مختص به خود است. دارا بودن هوش کسبوکار میتواند ما را به پیشرفت حیرتانگیزی برساند؛ در حالی که فقدان این هوش، موجب شکست فعالیت شغلیمان خواهد شد. با این حال، باید از خود بپرسیم که هوش هیجانی اصلاً چه چیزی است و چه معنایی دارد؟ چگونه میتوانیم آن را افزایش دهیم و به کارکرد بهتر آن کمک کنیم؟ شما با خواندن کتاب مهارتهای هوش کسبوکار به جواب این سوالات و بسیاری از سوالات دیگرتان خواهید رسید.
الهه محمدخانی، حسین بابایی و وحید ناصحیفر در کتاب مفید و کاربردی خود با نام مهارتهای هوش کسب و کار با توجه به تجاربی که کسب کردهاند، برنامهای عملی برای بهبود هوش عملی شما و پیشرفتتان در کسبوکار ارائه میکنند. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون «امیدواری»، «خودکنترلی»، «کار تیمی»، «وجدان کاری» و بسیاری موضوعات دیگر، شما را به فردی متخصص در زمینهی کسبوکارتان تبدیل میکند؛ بنابراین فرصت پیشرفت با استفاده از مطالعهی این کتاب را از دست ندهید.
کتاب مهارتهای هوش کسب و کار مناسب چه کسانی است؟
این کتاب به تمام فعالان عرصهی کسبوکار که قصد تغییر در عملکرد خود و پیشرفت را دارند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب مهارتهای هوش کسب و کار میخوانیم
بنا به نظر هانپچرن، به نقل از مانگودجانا (2015)، آمادگی فردی برای تغییر، آن حدی است که افراد از لحاظ ذهنی، روانی و فیزیکی آماده شرکت در فعالیتها و برنامههای توسعه سازمانی هستند.
هالت و همکاران (2007) نشان دادند که مفهوم آمادگی برای تغییر بر اثر مجموعه تلاش مدیران بهمنظور جلوگیری از مقاومت کارکنان در برابر تغییر پدید آمده است.
جیمیسون و همکاران(2004)، آمادگی برای تغییر را بهعنوان حدودی که کارکنان نگرش و دیدگاه مثبتی درباره تغییر دارند و نیز حدودی که کارمندان معتقدند که چنین تغییری احتمالاً پیامدهای مثبتی برای خودشان و سازمان دارد تعریف کردهاند.
بله






















