کتاب مهارتهای ارتباطی نوشتهی محمدسعید احمدی و حمید نوری به جنبههای مختلف مهارت ارتباط مؤثر میپردازد و مفاهیم، تئوریها و استراتژیهای عملی آن را معرفی میکند. این کتاب راهنما، با تشریح مهارتهایی همچون ابراز وجود، گوش دادن، مقابله با تعارضات و انالپی، به خواننده کمک میکند تواناییهای مؤثر ارتباطاتیاش را بهبود دهد و سلامت روانی و زندگی اجتماعی موفقتری داشته باشد.
دربارهی کتاب مهارتهای ارتباطی
ما همگی عضوی از یک جامعه محسوب میشویم و بخشی از هویتمان در اجتماع شکل میگیرد. انسان موجودی کاملاً تنها نیست و همیشه با دیگر افراد در تعامل است. در خانه، در محلِکار، جلسات، دانشگاه و مدرسه، خیابان، یا هر جای با دیگران در ارتباط هستیم، صحبت میکنیم، گوش میدهیم یا بحث و تبادلنظر داریم. بنابراین باید گفت ارتباط داشتن یکی از مؤلفههای اصلی و اساسی زندگی ما محسوب میشود و با کمک دیگران است که کاملاً بالغ میشویم. گرچه ما به شکل ذاتی تمایل داریم با دیگران در تعامل باشیم، اما ارتباط، بیشتر از اینکه مهارتی ذاتی و غریزی محسوب شود، اکتسابی است. ازاینرو باید انواع آن را بشناسیم، اصول و قواعدش را یاد بگیریم، شیوهی اجرای درست آن را درک کنیم و با تمرین و تکرار خود را بهبود دهیم.
برای آشنایی با این مفهوم، منابع زیادی در دسترس است. یکی از کتابهایی که سعی کرده به شکل کامل و کاربردی به آن بپردازد، کتاب مهارتهای ارتباطی نوشتهی محمدسعید احمدی و حمید نوری است. این کتاب مفاهیم و تئوریهای مهم این مهارت را بررسی میکند و استراتژیهایی عملی معرفی مینماید که با استفاده از آنها میتوان این توانایی را در خود بهبود داد.
مهارتهای ارتباطی درواقع متشکل از چندین مهارت متمایز هستند که بخشی از آنها اصلی و بنیادین محسوب میشوند و همهی ما در زندگی شخصی و حرفهای باید از آنها برخوردار باشیم. گوش دادن، صحبت کردن و مهارتهای غیرکلامی ازجمله مهارتهای اصلی ارتباط گرفتن محسوب میشوند که همهی منابع علمی در مورد آنها اتفاقِنظر دارند و به آن پرداختهاند. مهارتهای ارتباطی به این معنا هستند که بتوانیم درست به حرف دیگران گوش بدهیم، خیلی واضح و مستقیم حرفمان را بزنیم و بتوانیم با زبان بدن و حرکات منظورمان را برسانیم. درحقیقت این مهارتها ارکان اولیهی ارتباط محسوب میشوند و اگر درک مناسبی از آنها نداشته باشیم، ارتباطمان به نتیجه نخواهد رسید.
محمدسعید احمدی و حمید نوری در کتاب مهارتهای ارتباطی میکوشند به همین موضوع بپردازند و تاحدِّامکان به زبانی ساده آن را توضیح دهند. آنها در ابتدا ارتباط را به دو دستهی کلامی و غیرکلامی تقسیم میکنند و پس از آن نظریهها و مدلهای مهمی که در مورد هرکدام از این ارتباطات وجود را توضیح میدهند. در ادامه نیز به چند مهارت کاربردی و مؤثر ارتباطی اشاره میکنند که همهی ما در زندگی به آنها نیاز داریم.
محمدسعید احمدی و حمید نوری بهعنوان اولین مهارت موردبحث، به NLP یا برنامهریزی عصبی-زبانی میپردازند و کاربرد و شیوهی اجرای آن را بیان میکنند. انالپی به رابطهی بین زبان کلامی و غیرکلامی میپردازد و تأثیر آن را بر ذهن انسان بررسی میکند. نویسندگان در فصل بعدی کتاب مهارتهای ارتباطی، مهارت مقابله با تعارض را مطرح میکنند و انواع روشهای مهار اختلافات فردی، گروهی و سازمانی را توضیح میدهند. مهارت ابراز وجود، دیگر موضوعی است که کتاب سعی دارد آن را شرح دهد و به خواننده بیاموزد چطور از آن به نفع خود بهره ببرد. احمدی و نوری در بخش بعدی کتابشان مهارتهای دیگری همچون گوش دادن، توجه کردن و همدلی را تعریف و در مورد آنها به تفصیل بحث میکنند.
کتاب مهارت ارتباطی به ما کمک میکند درک بهتری از خود و روابطمان پیدا کنیم و ارتباطاتی موفقتر شکل دهیم. این راهنما را انتشارات آوای نور به چاپ رسانده است.
کتاب مهارتهای ارتباطی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر میخواهید مهارتتان را در ارتباط گرفتن با دیگران بیشتر کنید، کتاب مهارتهای ارتباطی میتواند کمکتان کند.
با محمدسعید احمدی بیشتر آشنا شویم
محمدسعید احمدی (متولد 1357) استاد روانشناسی دانشگاه فرهنگیان است. ازجمله کتابهای منتشرشدهی او میتوان به «مهارتهای زندگی اسلامی»، «مبانی و راهبردهای طراحی آموزشی»، «مدیریت کلاس درس برای دبیران دورهی متوسطه» و «مهارتهای ارتباطی» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب مهارتهای ارتباطی میخوانیم
همدلی، سومین کلیدی است که میتواند ارتباطهای بین فردی را غنی سازد. دو قرن پیش، جان وولمن، با پای برهنه از بالتیمور به فیلادلفیا رفت. او این کار را کرد تا کمی از درد بردههای سیاهپوست را که مجبور بودند با پای برهنه، مسافتهای طولانی را طی کنند، احساس کند. با قرار دادن خود بهجای بردگان، او بهتر میتوانست درک کند که بردگی، چه مفهومی داشته است. او "همدلی" داشت. همدلی عبارت است از توان درک کردن دیگران - تا حدزیاد - و به همان شکل که او خودش را درک میکند. فرد همدل، میتواند" درجلد فرد دیگر" فرو رود و جهان را از دریچه چشم او ببیند. او به دیگری، به طریقی غیر زیانآور و غیر نقادانه، گوش میکند. او داستان شخص دیگر را، چنان که خود قصد دارد معرفی کند، میشنود و اهمیت خاصی را که داستان برای دیگری دارد، تشخیص میدهد.
در جوامع مدرن شهری، برقراری ارتباط واقعی با همه کسانی که ملاقات میکنیم، کاری غیرممکن است و قدری بیتفاوتی انتخابی، برای ادامه حیات روانی ضروری است. زیرا در غیر این صورت ممکن است مدار بین فردی ما، متحمل بار اضافی شده و با سوزاندن"فیوز" برای مدتی از نظر بین فردی خاموش شود و در نتیجه انرژی بین فردی ما تحلیل رفته و در تمامی روابط خود از درخشش کمتری برخوردار شویم. با وجود این که بیتفاوتی انتخابی امری ضروری به نظر میرسد، بسیاری از افراد در روابط خود به شکل نامناسبی بیتفاوت هستند. عدهای، مردم گریزند و تقریبا از برخورد با همه افراد کناره میگیرند و عدهای دیگر صرفا وظیفه خود را درنظر دارند و تنها زمانی به تعامل با افراد میپردازند که این امر به پیشبرد یکی از اهداف آنان کمک کند. دیگران نیز وقت زیادی را با مردم میگذرانند، اما از تعامل در سطح احساسی اجتناب میکنند و با جدایی بیش از اندازه از افراد دیگر و احساسات خود، هستی محدود و رشد یافتهای را برای خود رقم میزنند.
بله
















