هادی صباغ زاده در کتاب پرورش شخصیت در تئاتر تلاش کرده تا با زبانی گویا و روان چگونگی شکلگیری شخصیتهای نمایش را شرح دهد و نگاه متفاوتی را در نویسندگان جوان نسبت به جایگاه «شخصیت» در تئاتر ایجاد نماید. این کتاب با مبنا قرار دادن نمایشنامههای مطرح جهان و تحلیل و بررسی آنها، به روشن شدن بهتر بحث کمک میکند و نمونههای مهمی را به عنوان الگو معرفی مینماید.
دربارهی کتاب پرورش شخصیت در تئاتر
اگر به شخصیت در ابعاد کلان نگاه کنیم، منشوری از رفتارهای گوناگون، تفکرات و آرمانهایی را میبینیم که در طی زمان و بهتناسب موقعیتها تغییر مییابند و نمودهای مختلفی در برخوردهای افراد از خود به جا میگذارند.
این عنصر اساسی و مستقل میتواند به تنهایی در تئاتر تعیین کننده باشند و به بیان دیگر سایر عناصر، نقش مکمل را بر عهده دارند و محوریت اثر هنری همان شخصیت است. بنابراین با حذف عنصر شخصیت، تئاتر نیز شالوده اصلی خود را از دست میدهد.
با این وجود ساختار نمایشنامه کلاسیک به نوعی است که بر شدت و ضعف جایگاه و موقعیت شخصیت اثر میگذارد و در هر نمایش شخصیتها به شکل متفاوتی ظاهر میشوند. علت این اختلافات در نوع انتظار نویسنده اثر از اسطورههایش نیست، بلکه فراخور اتفاقات و حوادث؛ همچنین مسیری که برای شخصیت داستان میتواند ایجاد شود، خلق میگردند.
هدف نگارندهی کتاب پرورش شخصیت در تئاتر نیز کمک کردن به نویسندگانی است که میخواهند ساده و عاری از پیچیدگیهای فلسفی، مطالب را بیاموزند و در آثار خود از این نکات استفاده نمایند.
ساختار این کتاب به شکلی است که بین بخشهای مختلف آن ارتباط معناداری وجود دارد و از بیان عناوین متعدد، تاریخهای هنری، ذکر نام صاحب اثر همراه با زمان و مکان اجرا یا حواشی پیرامون آن پرهیز شده است. به این ترتیب تنها نکاتی به خواننده منتقل شوند که در نوشتن متن نمایشنامه کاربردی و مفید هستند و قابلیت اجرایی دارند.
کتاب پرورش شخصیت در تئاتر مناسب چه کسانی است؟
دانشجویان ادبیات نمایشی، هنرمندان و نویسندگانی که در حوزه تئاتر و نمایش فعالیت دارند، از این کتاب نکات آموزنده و کاربردی دریافت میکنند.
در بخشی از کتاب پرورش شخصیت در تئاتر میخوانیم
در نمایشنامه «مرغابی وحشی» اثر ایبسن اختلاف طبقاتی، اصول اخلاقی، توجه به مالاندوزی، تقلب از شخصیتهای ساخته و پرداخته ایبسن، خصوصیاتی گوشهگیر و انزواطلب آفریده که خود نویسنده آن را بهصراحت بیان نموده است. او میگوید: شخصیتهای من مانند مرغابی وحشی، گوشهگیر و انزواطلب هستند که برای پنهان نمودن واقعیتها سعی میکنند.
داستان حول محور زندگی جوانی بهنام اکدال میچرخد که پدرش با مردی بهنام ورل دوستی قدیمی داشته و پس از ورشکست شدن پدر اکدال سعی داشته تا به اکدال کمک مالی کند. پس از برملا شدن موضوع و اینکه ورل پدر دختری است که با او طرح دوستی داشته، بسیار ناراحت است و دختر را از خود طرد میکند.
ورل به دخترش پیشنهاد میدهد برای جلب دل اکدال مرغابی را قربانی کند. در نمایشنامه خانه عروسک هم نورا در سالیان گذشته پولی را غیرقانونی و با جعل نام پدر به دست آورده تا شوهرش توروالد را برای بهبود سلامتیاش به سواحل و آفتاب مدیرانه ببرد.
جایی که برای بیماری ریوی توروالد مناسب است. توروالد از موضوع خبر ندارد و اگر هم بداند آن را نمیپذیرد؛ ولی یک رباخوار نورا را تهدید به افشاگری میکند. در سراسر نمایش نورا میکوشد از این افشاگری جلوگیری کند. وقتی همهچیز فاش میگردد از شوهرش توروالد انتظار دارد آقایی کرده و او را ببخشد یا احتمالاً گناه او را به گردن بگیرد؛ ولی توروالد در عوض علیه او برخاسته، او را متهم به بیآبرویی میکند.
بله

















