هاوارد سوبر یکی از برجستهترین و بهترین مدرسان سینمای جهان در کتاب قدرت فیلم، با لحنی صمیمانه از صفر تا صد دنیای جذاب سینما را در قالب نوشتههای کوتاه به شما آموزش میدهد و به تحلیل اصول و الگوهایی میپردازد که برخی فیلمها را به اثری محبوب و فراموشنشدنی تبدیل میکنند.
دربارهی کتاب قدرت فیلم:
کتابی که پیش روی شماست یک اثر نقادانهی مرسوم است و یا مجموعهای از اصول و قوانین احمقانهی مندرآوردی برای فیلمنامهنویس و کارگردانِ مبتدی نیست. بلکه مجموعهای خارقالعاده و ارزشمند از مفاهیم، ایدهها و مشاهداتیست که از تجربهی سالها تدریس هاوارد سوبر (Howard Suber) به دست آمده. کتاب قدرت فیلم (The power of film) به شما نشان میدهد چرا سوبر این چنین تحسینبرانگیز و بزرگ است؛ آن هم نه تنها در فضای دانشگاهی که در میان برخی از باارزشترین افراد خلاق در حوزهی سینما.
تمام مثالهای سوبر از «فیلمهای محبوب بهیادماندنی» است. همان طور که خودش میگوید، اینها دو ویژگی جداگانهاند: اولاً هر فیلم مورداشاره باید در دورهی خود محبوبیت زیادی داشته باشد و ثانیاً باید در حافظهی فرهنگی افراد نیز همچنان باقی مانده باشد. با توجه به محبوبیت بسیار زیاد هالیوود در دهههای گذشته، عجیب نیست که فیلمهای مورداشارهی او از آثار کلاسیک و جریان اصلیِ آمریکا باشند. بخش زیادی از دیدگاههای سوبر به فهم فیلمهای مستقل نیز کمک میکند و همچنین به کارِ فهم فیلمسازانی که در نقاط مختلف دنیا میخواهند مخاطبان بینالمللی داشته باشند.
کتاب حاضر تلاش نمیکند مخاطبان را گروهبندی کند یا قوانینی ابلهانه برای فیلمنامهنویسی و کارگردانی ارائه دهد. بلکه، نویسنده همدلانه به شما کمک میکند تا «قدرت فیلم» را درک کنید؛ اینکه سینما برای چه بیش از یک قرن هنرِ غالب بوده و چگونه اِعمالِ چنین قدرتی را بر زندگیِ همه انسانها ادامه داده است.
از دیگر لذتهای خواندن این کتاب، مشاهدهی تواناییِ سوبر در طرح مطالب، آن هم بهسادگی و با ظرافتی نفسگیر است. کتابِ او برانگیزاننده و روشنگر است؛ خواه با مشاهدات و نکاتی که سوبر طرح میکند همداستان باشید، خواه نباشید، در مواجهه با کتاب او، احتمالاً بیش از سایر کتابهای سینمایی، خود را بهلحاظ فرهیختگی و سواد سینمایی، پیوسته در حال گذار به سطحی بالاتر و بالاتر احساس میکنید.
هیچکس نمیتواند و احتمالاً نباید بههیچوجه تلاش کند این کتاب را از آغاز تا پایان و در یک نشست بخواند؛ بسیار جامعتر، بسیار پیچیدهتر و درعینحال فشردهتر از آن است که کسی سعی کند همهاش را بهسرعت جذب و دریافت کند. باید مزهمزهاش کرد، نمنم و پیاپی.
آنچه سوبر نوشته است، سبکی چنان روان و محتوایی چنان ژرف دارد که بهترین روش هضموجذبش به سیاق پیاده رفتن در دل جنگلی گونهگون و بارور است، جایی که لذت در کشف است و نه صرفاً در رسیدن به مقصد.
نکوداشتهای کتاب قدرت فیلم:
- تکتک صفحات این کتاب حکیمانه و آزادیبخش مملو از فهم روشنی است که هاوارد سوبر از داستانگویی سینمایی دارد و باید گفت بخش اعظم آن به نحوی حیرتانگیز خلاف چیزهایی است که به اصطلاح «همه میدانند»! این کتاب در یک کلام اثری ارزشمند و شایان توجه است. (فرانسیس فورکاپولا)
- آنچه را که زمانی ارسطو برای درام انجام داد اکنون هاوارد سوبر برای فیلم انجام داده است. قدرت فیلم کتابی عمیق و موجز است و همزمان تجربهی خواندنش نیز به نحوی معجزهآسا فرحبخش است. (دیوید کوپ، فیلمنامهنویس آمریکایی)
کتاب قدرت فیلم برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر به تمامی علاقهمندان و شیفتگان سینما پیشنهاد میشود.
با هاوارد سوبر بیشتر آشنا شویم:
این نویسنده و منتقد برجستهی آمریکایی که از بهترین استادانِ سینمای جهان به شمار میرود، برنامهی فیلم دانشگاه یوسیالای را تأسیس کرده است. جایی که در چندین دههی گذشته در آن به تدریس فیلمنامهنویسی، تاریخ سینما، نقد فیلم، نظریه فیلم، تولید و کارگردانی به هزاران فیلمساز جوان مشغول بوده است.
در سالیان اخیر تعداد زیادی از دانشجویان او به کارگردانان مشهوری تبدیل شدهاند. از بین آثار سوبر میتوان از کتاب «نامههایی به فیلمسازان جوان» نام برد، اما بدون تردید معروفترین اثر وی کتاب «قدرت فیلم» است که در سال 2006 به چاپ رسید.
در بخشی از کتاب قدرت فیلم میخوانیم:
اخلاقیات و شخصیت ارتباط جداییناپذیری با یکدیگر دارند. وقتی از شخصی «نیکوخصال» حرف میزنیم، نه راجعبه خصوصیتهای روانشناختیاش، که راجعبه اخلاقیات او اظهارِنظر میکنیم. اخلاقیات را اغلب نوعی فلسفه میدانند و همین است که تِری مَلویِ در بارانداز میگوید: «میخوای فلسفۀ من یکی رو بدونی؟ حسابشون رو برس قبل از اونکه حسابت رو برسن.»
اما در فیلمهای بهیادماندنی اینطور تعبیرهای علنی از فلسفههای اخلاقی نادر است، چراکه فلسفۀ شخصی، مثل انگیزه، چیزی است که بهتر است به آن عمل کنند تا آنکه فقط حرفش را بزنند. مثلاً بعد از گذشت یک ساعت از فهرست شیندلر، اُسکار شیندلر و خانمی که همراهِ اوست، شادمانه مشغولِ اسبسواریاند که از بالای تپه یکباره چشمشان به قشونِ نازی میافتد که دارند، آن پایین، زاغهای یهودینشین را وحشیانه تخلیه میکنند. گرچه کلمهای ردوبدل نمیشود و چندان چیزی بروز پیدا نمیکند، دوربین، برای مدت طولانی روی صورت شیندلر متوقف میماند، درست بعد از آنکه دخترکی کتقرمز را دیده است. همین ما را وادار میکند تعارض اخلاقیای را که در ذهنش در جریان است از صورتش بخوانیم. در صحنههای بعدی، میبینیم با کارمندهای یهودیاش محترمانه و دلسوزانه رفتار میکند و بنابراین متوجه میشویم تصمیمی اخلاقی گرفته است تا به آنها کمک کند.
در همشهری کِین، شخصیتی که فیلمْ عنوانش را از او گرفته در خطرِ از دست دادن خانوادهاش است، اگر از رقابت سیاسیِ قدرتطلبانهاش با جیم گِتیز پا پس نکشد. او امتناع میکند و در نتیجه، از پسِ این آزمون اخلاقی برنمیآید و قصهاش از آن جا به بعد، به سرازیریِ سقوط میافتد. در اینک آخرالزمان، پس از آنکه ویلرد کرتز را میکشد، بومیهایی که تحتِ حکومت دومی بودهاند آشکارا آمادهاند اولی را در مقام پادشاه پیروز، تدهین (مسح) کنند.
بله






















