کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT نوشته متیو ویلاته، جنیفر ال ویلاته و استیون هیز، به بحث درباره زبان رواندرمانگران در جلسات درمانی میپردازد و از چگونگی برقراری ارتباط درمانگران با مراجعان خود سخن میگوید و آنان را در این زمینه راهنمایی میکند.
درباره کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT:
بزرگترین مزیت گونه انسانی توانایی بینظیر وی در استفاده از قدرتمندترین ابزار جهان است: زبان. ظرفیت انسان برای یادگیری و پیشرفت با دستیابی به زبان و فرآیندهای ذهنی مرتبط به آن بهطور فزایندهای رشد کرده است. بااینوجود این توانایی بدون هزینه نیست. صحبت کردن، تفکر و استدلال در بسیاری از مشکلات روانشناختی، در مرکز اصلی قرار دارند. به همین دلیل است که مشکلات رفتاری را مشکلات «سلامت ذهن و روان» مینامند.
این ماهیت دوگانه زبان یک مشکل منحصربهفرد برای رواندرمانی ایجاد کرده است، درنتیجه زبان در مرکز بیشتر درمانهای روانشناختی قرار دارد. بسیاری از تکنیکهای درمانی با هدف تغییر افکار شما نتایج ناخواسته یا حتی متناقضی داشتهاند. اعتقادات و باورها و خاطرات شما حتی در مقابل شواهد متناقض و تمایل صادقانه برای تغییر آنها همچنان ادامه دارد. حتی اگر بتوانید از پسِ افکار مشکلآفرین برآیید، قرار دادن محتوای ذهنی در خط مقدم مبارزه باعث تقویت اهمیت و تأثیر آن در زندگیتان میشود. این نبردها هم مراجع هم درمانگر را خسته میکنند. رواندرمانگر چطور میتواند درد و رنج ناشی از زبان را با استفاده از زبان و شناخت کاهش دهد؟
کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی (Mastering the clinical conversation) رویکردی جایگزینی را برای شما نمایان میکند، در جایی که درمانگران از این مبارزه خسته میشوند و به مراجع کمک میکنند تا از قدرت زبان در ارتقاء تابآوری و شکوفایی روانشناختی استفاده کنند. بسیاری از کتابچههای رواندرمانی بهصورت مجموعهای از دستورالعملهای قدمبهقدم آشپزی هستند که همه مراحل مختلف را دارند و با دنبال کردن آنها میتوانید به نتیجه موردنظر برسید که برای استفاده سریع و آسان هستند.
کتابچههای آشپزی کاربردهای خود را دارند؛ اما رویکرد دیگری نیز امکانپذیر است. سرآشپزها میتوانند چیزهای نو و جدیدی ایجاد کنند و اطمینان دارند که با آن اقدامات به نتایج مطلوبی دست پیدا میکنند؛ زیرا اقدامات آنها بر اساس اصول درستی انجام میشود. آنها دستورالعملها و مواد جایگزین را بر اساس منابع موجود در شرایط آشپزی فعلی و همچنین ترجیحات شخصی افرادی که میخواهند از آنها پذیرایی کنند، به کار میگیرند. آنها با تأکید بر نقاط قوت خود و تجربه شخصی مراجع خود، دستورالعمل را با سبک خاص خود تطبیق میدهند.
در این کتاب شما با مجموعهای نسبتاً کوچک از اصول زبان، شروع به دیدن فرآیندهای زبان میکنید. نویسندگان امیدوارند با این کتاب شیوههای مبتنی بر شواهد را به روشی متناسب با عقاید نظری خود بتوانند اتخاذ، سازگار و ادغام کنند و به نیازها و ترجیحات مراجع خود حساس باشند و مهمتر از همه به شما در دستیابی به اهداف بالینی کمک کنند.
نکوداشتهای کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT:
- این کتاب که به زیبایی نوشته شده است، درک عمیقی از رابطه زبان با آسیبشناسی روانی و کاربرد مؤثر آن در رواندرمانی ارائه میدهد. (Michelle G. Craske)
- گزارشی جذاب و قابل دسترس از RFT و کاربرد آن در رواندرمانی. این کتاب تعادل زیبایی از تفکر مفهومی و کاربردهای عملی ارائه میدهد و یک منبع توسعهدهنده ذهن برای رواندرمانگران با هر گرایش و سطح تجربه است. (Jacqueline B. Persons)
- الهامبخش و مهم. این کتاب هر رواندرمانگری را به مکث وا میدارد. (Susan M. Johnson)
- این کتاب گنجینهای از خرد بالینی با توجه به نقش پرسشگر، گفتگو، تأمل و چالش در زمینه درمان محسوب میشود. این اثر هدیهای به همه رواندرمانگران است. (Paul Gilbert)
کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای رواندرمانگران، روانپزشکان و روانشناسان بسیار سودمند و کاربردی است.
با نویسندگان کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT بیشتر آشنا شویم:
متیو ویلاته (Matthieu Villatte)؛ دانشمند، پژوهشگر بالینی در موسسه پژوهشی مبتنی بر شواهد سیاتل است. وی تاکنون کارگاههایی در زمینه کاربردهای بالینی نظریه چهارچوب ارتباطی و علوم رفتاری بافتاری در ایالت متحده آمریکا، کانادا، استرالیا، آمریکای جنوبی و اروپا برگزار کرده است. وی همچنین سردبیر مجله علوم رفتاری زمینهای نیز محسوب میشود. دکتر ویلاته در حال حاضر بر روی کاربرد شیوههای مبتنی بر شواهد کار میکند. وی مقالات و فصلهایی را در مورد تئوری چهارچوب رابطهای، علوم رفتاری مبتنی بر زمینه و درمان شناختی رفتاری تجربی نیز چاپ کرده است.
جنیفر ال ویلاته (Jennifer L. Villatte)؛ روانشناس بالینی که متعهد به پیشبرد عدالت در سلامت روان از طریق علوم رفتاری زمینهای است. وی استادیار روانپزشکی و علوم رفتاری در دانشگاه واشینگتن به شمار میرود و در آن جا نیز با نوآوران مهندسی کامپیوتر، طراحان انسانمحور و دادههای علوم همکاری میکند تا در راستای حداکثر اثربخشی و رسیدن به مداخلات رفتاری که باعث پیشرفت رفاه فردی و جمعی میشود گام بردارد.
استیون هیز (Steven C. Hayes)؛ دکتر و استاد بنیاد نوادا در دو گروه روانشناسی دانشگاه نوادا (رنو) است. وی بهعنوان رئیس سازمانهای علمی و تخصصی متعددی ازجمله انجمن درمان شناختی _ رفتاری و انجمن علوم رفتاری زمینهای کار کرده است. پژوهشهای وی درزمینه تأثیر علم بر عملکرد، از سوی انجمن ارتقای تحلیل رفتاری مورد تقدیر قرار گرفته و نیز جایزه طول عمر از سوی انجمن درمانهای شناختی و رفتاری گرفته است. دکتر هیز، نویسنده 41 کتاب و بیش از 575 مقاله پژوهشی، در فهم زبان و شناخت بشر و بهکارگیری این درک و شناخت در جهت کاهش آلام و رنجهای انسان و ارتقای بهزیستی است.
در بخشی از کتاب تسلط بر مصاحبه بالینی برای درمانگران ACT میخوانیم:
آیا تاکنون متوجه شدهاید که مغز انسان نسبت به بقیه اندامهای بدن چقدر بزرگتر است؟ انسانها بالاترین میزان انسفالیزاسیون (مغزی شدن) نسبت به دیگر پستانداران دارند، چگونه مغز انسان بعد از تولد به این اندازه بزرگ میشود، فرآیندهای تکامل راهحل مرتبط با این مشکل را کشف کردهاند. انسان با یک مغز کوچک متولد میشود که در طول دوران کودکی، بزرگسالی و حتی کهنسالی به رشد و نمو خود ادامه میدهد. این راهحل مزایای منحصربهفردی برای گونهی ما فراهم کرده است.
مغز انسان با توجه به محیطی که در آن عمل میکند، ازجمله بافت فرهنگی و اجتماعی تنظیم میشود. نکته منفی این است که کودک انسان برای تأمین نیازهای بقای خود به دیگران وابسته است و خود مراقبان نیز به دلیل این فشار اضافی آسیبپذیر میشوند. این وابستگی مستلزم آن است که مراقبان آنقدر در رفاه و آسایش کودکان سرمایهگذاری کنند که به همه صداها و بوهای ناخوشایندی که از نوزاد ساطع میشود بتوانند پاسخ دهند و نزدیکش شوند نه اینکه فرار یا حمله کنند. دلبستگی شدید بین فردی توسط احساس صمیمت، توجه مشترک، همدلی تقویت میشود و شانس بقا را برای هر دو نفر و همچنین دیگران در گروه اجتماعی بهبود میبخشد. این سطح از پدیدههای انسانی به حدی مفید است که گروههای انسانی را قادر میسازد واحدهایی از انتخاب تکاملی باشند تا افراد تنهایی درون گروهها؛ بنابراین بقای انسان به فرهنگ همکاری وابسته است و با فرهنگ احساسات رونق مییابد که هردو در فرآیند زبان تقویت میشوند.
دیدگاه RFT زمانی که زبان و شناخت بهعنوان اشکالی که باعث گسترش و برتری ماهیت اجتماعی گروههای انسانی شوند، منطقی به نظر میرسد. نامگذاری که یکی از اولین نمونههای زبانی در کودکان است را در نظر بگیرید. هنگامیکه کودک خردسال یاد میگیرد در هنگام ارائه یک چیز گرد قرمزرنگ بگوید (سیب)، با شنیدن صدایی که میگوید (سیب) به آن شیء خاص اشاره کند، رابطه بین نماد سیب و شیء (سیب) برقرار میکند.
بله


























