کتاب عقل و عشق در حریم عاشورا: دیدگاههای فلسفی استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی به قلم غلامحسین ابراهیمی دینانی، اسماعیل منصوری لاریجانی و ابولفضل تاجیک به منظور بیان مطالب ژرف عرفانی و اسلامی با بیانی شیوا در قالب الفاظ و اصطلاحاتی واضح و عمیق به رشته تحریر درآمده است.
برنامه «معرفت» به عنوان یکی از پرمخاطبترین برنامهها در زمینه عرفان و معرفت در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. سخنان جذاب و سلیس دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، باعث استقبال بیشتر مخاطبان از این برنامه شده است.
این مجموعه برنامه به خوبی اتحاد قرآن، عرفان و برهان را به شما نشان میدهد. پرداخت به آیات، روایات و اشعار بزرگان
برای فهم بهتر مطالب، از ویژگیهای برنامه معرفت است که با سخنان رسای استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی در پاسخ به پرسشهای که آقای دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی مطرح میکنند، روح شما را با ژرف مضامین حِکمی آیات و روایات همراه میکند و افزون بر آن شعر و ادبیات نیز قریحۀ لطیف شما را مینوازد.
کتاب عقل و عشق در حریم عاشورا: دیدگاههای فلسفی استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی از جنبهای دیگر به مضامین معرفتی حادثه عاشورا پرداخته که در آن، عقل و عشق نمود بیشتری دارد و تنها به روایتی تاریخی از حادثه عاشورا اکتفا نکرده است.
متون فلسفی و عرفانی همواره پیچیدگیهایی دارند که موجب دوری عامهی مردم از این گونه مطالب میشوند. استقبال از این برنامه بار دیگر نشان داد که در میان ایرانیان بسیاری از مردم فرهیخته هستند که افزون بر ذوق و استعداد ذاتی، علاقۀ سرشاری به درک مبانی معرفتی، عرفانی و فلسفی دارند. این تجربه ثابت کرد که در صورت بیان درست عرفان اصیل، جایی برای پرورش و تبلیغ عرفانهای کاذب و دروغین نخواهد ماند.
کتاب عقل و عشق در حریم عاشورا: دیدگاههای فلسفی استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی نخستین جلد از مجموعه کتابهای برنامهی معرفت با عنوان عقل و عشق در حریم عاشورا به شمار میآید. این مجموعه بر اساس مباحث مطروحه در برنامۀ «معرفت» تنظیم و غیر از دو یا سه مجلدّ که دربارۀ مسائل معرفتی است، مانند بحث از تجلی و وجود یا معاد و غیره، دیگر مجلدّات به بررسی افکار و آرای اندیشمندان بزرگ اسلامی در حوزۀ حکمت و عرفان میپردازد.
در بخشی از کتاب عقل و عشق در حریم عاشورا: دیدگاههای فلسفی استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی میخوانیم:
انسان میتواند عاشق خود عشق باشد؛ در این صورت، عشق، هم عشق است، هم عاشق و هم معشوق. چنانکه عقل میتواند هم عقل باشد، هم عاقل و هم معقول، امّا به هرحال عشق، معشوق میخواهد و عقل، معقول. بنابراین، عاشق، معشوقی دارد و به سوی آن حرکت میکند؛ یعنی عشق او را به سوی معشوق میکشاند.
جاذبۀ عشق بسیار نیرومند است و هیچ چیز قادر نیست در برابر آن مقاومت کند، امّا سخن این است که وقتی عاشق به معشوق توجه دارد و به سمت او میرود، آیا از عشق معشوقش آگاه است یا خیر؟ اگر فرض کنیم آگاه نیست، یعنی معشوقش را نمیشناسد و قدر او را نمیداند. بنابراین، عشق جهت نخواهد داشت و کششی کور است که البته در این صورت، عشق نیست، فقط جاذبه است. در عالم، جاذبههای زیادی مثل مغناطیس وجود دارد، امّا عشق نیستند. عشق نیرومندترین جاذبۀ هستی است، اما کششی است با آگاهی. در این جاذبه، درایت و خرد وجود دارد و آگاهی و خرد و درایت از ویژگیهای عقل است. بنابراین، انسانِ عاقل است که عاشق میشود.
بله



















