کتاب رابطهی جنسی، عشق و بیماری روانی: راهنمای زوجین برای در کنار هم ماندن و داشتن رابطهی صمیمی به قلم استفانی بوهلر به متخصصان بالینی جهت پرداختن به مشکلات زناشویی و جنسی به عنوان بخشی از درمان جامع برای دامنهای از مشکلات روان از جمله: اضطراب، افسردگی و همچنین بیماریهای روانی شدید، کمک میکند.
استفانی بوهلر (Stephanie Buehler) قصد دارد تا در کتاب رابطهی جنسی، عشق و بیماری روانی: راهنمای زوجین برای در کنار هم ماندن و داشتن رابطهی صمیمی (Sex, love, and mental illness: a couple's guide to staying connected) دامنهی گستردهای از مشکلات احتمالی، از وضعیتهای ملایم گرفته تا شدیدترین مسائل مربوط به سلامت روان را توصیف کند. او از نمونههای بالینی و رهنمودها بهره گرفته و به تشریح راهبردهای پزشکی، روانشناختی و ارتباطی جهت پرداختن به این مسائل استفاده میکند.
یکی از ویژگیهای خاص کتاب رابطهی جنسی، عشق و بیماری روانی، ابراز احترام و همدلی نسبت به درمانگر بیماری روانی و همسر فرد مبتلا به اختلال روانی است. این کتاب از رویکرد غیر سرزنش کننده و غیر شرمنده کننده استفاده میکند. مضمون اصلی کتاب پیش رو در حقیقت شیوهی تاثیرگذاری بیماری روانی بر رفتار جنسی افراد است، اینکه رابطهی جنسی، عشق و بیماری روانی چطور به هم تنیده شدهاند و چطور بر یکدیگر اثر گذارند.
این کتاب برای افرادی که میخواهند رابطهی جنسی و صمیمی بهتری داشته باشند سودمند است، به طوری که شخص با بهرهگیری از اطلاعات و نکات ارائه شده در این اثر میتواند بهتر با همسر خود ارتباط برقرار کرده و حس همدردی نسبت به طرف مقابل و نسبت به خودش را افزایش دهد.
در نهایت به جرات میتوان گفت که کتاب حاضر در نوع خود منحصر به فرد بوده و حاوی اطلاعاتی است که شاید در هیج جای دیگری نتوان پیدا کرد. بنابراین، توصیه میشود این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب رابطهی جنسی، عشق و بیماری روانی: راهنمای زوجین برای در کنار هم ماندن و داشتن رابطهی صمیمی میخوانیم:
اگر شما یک فرد معمولی باشید، پیدا کردن یک کتاب، مجله، یا سایت اینترنتی در خصوص رابطهی جنسی کار دشواری نیست. اما اگر دچار بیماری روانی باشید، زندگی جنسی آن طور که دوست دارید پیش نمیرود، و ممکن است نتوانید اطلاعات مفیدی در این خصوص بدست بیاورید. به عنوان یک روانشناس که در زمینهی درمان مشکلات جنسی آموزش دیده است، من این موضوع را وقتی متوجه شدم که یک مرد مبتلا به اختلال دوقطبی شدید به همراه همسرش وارد دفتر من شد، و اظهار کرد که بیماری روانیاش رابطهی آنها را در داخل و خارج از اتاق خواب تباه کرده است.
خودِ بیماری روانی، همانند رابطهی جنسی، جزء محرمات به حساب میآید. اگر این دو موضوع در هم قرار داده شوند، زمینهای شکل میگیرد که روانشناسان یا پژوهشگران خیلی معدودی زحمت پرداختن به آن را به خود دادهاند. با این وجود، من بر آن شدم هر چه میتوانم در این زمینه اطلاعات کسب کنم تا اینکه بتوانم به طور مؤثر به افرادی مثل زوج مذکور کمک کنم. در خصوص این زوج، مثل بسیاری از زوجها، شوهر مبتلا به اختلال دوقطبی داروهایش را به صورت متناوب مصرف میکند. وقتی دارو مصرف نمیکند، سری به عشرتکدهها میزد و سپس بخاطر برآورده نکردن نیازهای جنسیاش به همسرش فحاشی میکرد. وقتی احساس کرد که شغلش تحت تأثیر قرار گرفته است، او درمان دارویی را ادامه داد و از همسرش انتظار داشت نسبت به او محبتورزی کند چون داشت به خوبی از عهدهی این وضعیت برمیآمد. در واقع، همسرش گیج شده بود و سعی میکرد مرهمی بنهد بر زخمی که از خیانت و بیوفایی او خورده است. به طور قطع، بخشی از مشکلات آنها متأثر از اختلال دوقطبی بود، اما بخش دیگری با مشکلات جنسی متداولی در ارتباط بود که این اختلال روانی روی آنها سرپوش گذاشته بود.
بله




















