

کتاب حسرت عشق
برای شنیدن کتاب حسرت عشق و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب حسرت عشق
کتاب حسرت عشق نوشتهی اکرم فارسی، روایتی عاشقانه از زندگی دختر جوانی به نام شمیم است که زندگی زناشویی خود را در پی به دست آوردن عشقی شوم ویران میکند اما در نهایت چیزی جز حسرت و پشیمانی نصیبش نمیشود.
رمان حسرت عشق دربارهی دختری هفده ساله به نام شمیم است که در رشتهی حقوق تحصیل میکند. خواهر او که شیدا نام دارد با مردی به نام حمید ازدواج کرده است و زندگی خوبی دارد. برادر حمید نیز در این میان عاشق شمیم میشود و این دو جوان با هم ازدواج میکنند. امیر عاشقانه شمیم را دوست دارد و تمام زندگی خود را تقدیم همسرش میکند اما پس از مدتی رفتار شمیم تغییر میکند و امیر متوجه میشود که شمیم با جوانی به نام برهان روابط عاشقانه دارد. امیر به رغم این خیانت تصمیم دارد شمیم را ببخشد ولی شمیم طلاق میگیرد تا بتواند با برهان ازدواج کند.
اکرم فارسی در این رمان عاشقانه به قلم توانمند خود به زیبایی احساسات شخصیتها را بیان میکند و شما در این اثر فراز و فرودهای زندگی شمیم را پیگیری خواهید کرد.
در بخشی از رمان حسرت عشق میخوانیم:
روز جدید شادی و نشاط خاصی با خود به همراه آورده بود. شمیم صبح زود از خواب برخاسته و مشغول مرتب کردن اتاق شیدا شده بود. میدانست که شیدا اولین جایی که سرک خواهد کشید، اتاق دوران مجردیاش خواهد بود. بعد از مرتب کردن اتاق مشغول تهیهی غذای مورد علاقهی حمید و شیدا شد. کارهایش را که انجام داد با خستگی به ساعت دیواری بزرگ هال خیره شد. نزدیک سه بعد از ظهر بود. با بی صبری سالن خانه را با قدم هایش طی میکرد. برای چندمین بار به ساعت نگاه کرد ولی هنوز نگاهش را از ساعت برنگرفته بود که صدای زنگ در برخاست همانند کودکان با خوشحالی به سوی در پر کشید و آن را باز کرد. با دیدن چهرهی زیبا و دوست داشتنی شیدا، اور را به گرمی در آغوش کشید و غرق در بوسه کرد.
- چقدر دیر کردید؟ خیلی وقته منتظرم.
شیدا در حالی که بوسههای خواهرش را پاسخ میداد او را از خود جدا کرد و با نگاه گرمش برای چندمین بار براندازش کرد.
- تو ترافیک سنگینی گیر کردیم.
-حالا بیا تو، حتماً خیلی خسته ای، پس حمید کجاست؟
-الان میاد، داره وسایلو از صندوق عقب بیرون میاره.
هر دو وارد خانه شدند. شمیم با عجله به آشپزخانه رفت و با شربت خنک و خوش رنگی به هال بازگشت. حمید نیز لحظاتی بعد به آنها پیوست. شادی عجیبی با آمدن حمید و شیدا، در چشمان شمیم موج میزد. مدتها بود از هم صحبتی با کسانی که دوستشان داشت محروم بود و حال با آمدن شیدا، تمام غم هایش را به فراموشی سپرده بود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب حسرت عشق |
| نویسنده | اکرم فارسی |
| ناشر چاپی | انتشارات ماهابه |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 398 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-5205-34-3 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۹,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
بله
















چرا آخه دختری تو این دوره زمانه با این امکانات و رفاه و غیره باید یه ازدواج ب زور داشته باشه
غیر منطقیه