کتاب چگونه خود را بازاریابی کنید به قلم ری گروس، دربرگیرنده رهنمودهای مفیدی درباره نحوه پیشبرد شخصی، چگونه خود را پرورش دادن و چگونه تصویر خود را برای موفقیت، مدیریت کردن است.
اگرچه در سالهای اخیر کتب گوناگونی در حوزه بازاریابی و فروش منتشر شده است، اما یکی از موضوعات مهمی که نادیده گرفته شده است و نقش بسیار مهمی در موفقیت بازاریابان و فروشندگان دارد، چگونگی بازاریابی خود میباشد.
تجربه و تحقیق ثابت کردهاند که بسیاری از خریداران قبل از اینکه کالا یا خدمتی را بخرند، به فروشنده، ویژگیها، خصلتها، شخصیت و رفتار او توجه میکنند و اگر او را فردی مطمئن، قابل اعتماد و موجه بدانند، به داد و ستد میپردازند.
نخستین چالشی که بازاریابان و فروشندگان حرفهای با آن رو به رو هستند، این است که چگونه خودشان را در مقابل مخاطبان گوناگون بازاریابی کنند. راستی و درستی، صلاحیت و مهارتهای فروش، مسئولیتپذیری و پاسخگویی به نیازها و نیازمندان مجموعهای از خصوصیاتی است که مشتریان با آنها بازاریابان و فروشندگان را ارزیابی میکنند.
یقیناً شما نیز مدیران نالایقی را اطراف خود دیدهاید که پلههای ترقی را طی کردهاند در حالیکه افراد شایسته دیده نشدهاند. آیا فکر کردهاید که دلیل این امر چه چیزی است؟
بسیاری از مدیران در سازمانها جهت انجام امور محوله بر تواناییهای خود متمرکز هستند در حالی که به ارتقای شخصی خودشان به عنوان افرادی ارزشمند برای سازمان بیتوجهی میکنند. در واقع آنان اهمیت کمی برای موفقیت سازمانی قائل هستند. تصویر ذهنی موجود نسبت به آنها تشکیل شده است از تفاسیر متعدد و گوناگونی که در مورد آنها ارائه میشود.
ری گروس (Ray Grose) در کتاب چگونه خود را بازاریابی کنید (How to sell yourself)، نشان میدهد که شما ذات خود را نمیفروشید، بلکه وجههای از خود را به دیگران میدهید. شما این وجهه را به صورت پولی مبادله نمیکنید، بلکه این تصویر و وجهه را از طریق پرورش شخصیت خود ارتقاء خواهید داد.
در بخشی از کتاب چگونه خود را ارزیابی کنید میخوانیم:
از نظر اعضای تیم، شما مهمترین فرد سازمان نیستید؛ شما در واقع جلوهای از سازمان هستید. از نظر آنان شما منبع هر چیزی هستید که سازمان برای آنان فراهم مینماید. این منابع نه تنها شامل حقوق و پاداش است بلکه شامل امنیت و به ویژه فرصت رشد نیز میباشد. شما رهبر سازمانی آنها هستید.
آنان با شما رابطه عاطفی دارند و به شما به عنوان الگوی نقش نگاه میکنند. برای این که اعضای تیم شما بتوانند نردبان موفقیت را در سازمان طی کنند، در هر مرحله نیاز به پیشرفت و ارتقا دارند. شما کمیت و کیفت بازدهی آنان را مدیریت میکنید،؛ اما باید با استفاده از راهنماییها و انگیزهای که به آنان میدهید، از آنان حمایت کنید.
اعضای تیم باید مهارتهای جدیدی را یاد بگیرند و مهارتهای قبلی خود را ارتقا دهند. آنان انتظار دارند که شما به آنان نشان دهید که چه چیزی را باید یاد بگیرند و چگونه پیشرفت نمایند. آنان از اهداف شما برای بهبود و پیشرفت محیط و ارائه بازخور در مورد نحوه پیشرفت استقبال میکنند. بنابراین تصویر ذهنی شما نزد آنان بهطور مستقیم بستگی به نحوه عمل شما به عنوان یک رهبر با ملاحظه دارد. اعضای تیم به راحتی نمیتوانند به نحوه عمل سازمان از نظر خط مشیها، مراکز قدرت، قوانین نانوشته و آن دسته از ویژگیهای مربوط به تصویر ذهنی با ارزش در سازمان، پی ببرند.
آنان میتوانند بخشی از این موارد را از طریق همکاران خود یاد بگیرند اما شما در این زمینه متخصص هستید. فراهم نمودن هوشمندانه این اطلاعات منجر به ارتقای تصویر ذهنی شما نزد پرسنل میشود. البته یکی از مسؤلیتهای شما این است که به توسعه و پیشرفت کارکنان خود بپردازید (هرچند که این امر ممکن است همیشه در اهداف شما ذکر نشود).
بله


























