جلد کتاب کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسمپشت جلد کتاب کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم
۱۳۱,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسمپشت جلد کتاب کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم

کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم

کتاب الکترونیک
208 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم

کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم نوشته بلقیس سلیمانی، ماجرای ترس‌های یک زن میان‌سال به اسم فرنگیس است که به مبارزه ذهنی و عملی با سنت‌های قدیمی می‌پردازد، ترس‌هایی که برخی از آن‌ها محصول روان ناآرام او و برخی محصول شرایط اجتماعی‌اش هستند.

داستان کتاب از گورانی‌ها می‌ترسم در شهر کوچکی به نام گوران رقم می‌خورد و روایت‌گر زندگی زنی‌ست که به مبارزه با سنت‌هایی می‌پردازد که دست و پای او را بسته‌اند. او با سنت‌های قدیمی مقابله می‌کند و با پرسش‌های فلسفی مختلفی که در ذهن دارد، زندگی خود را ادامه می‌دهد.

حاجی پیله‌وری یکی از بزرگان شهر است که دختری به نام فرنگیس دارد، او را برای تحصیل به تهران فرستاده، ازدواج کرده و زندگی مرفهی دارد، فرنگیس طبق روال برنامه خانوادگی، به شهر کوچک خود آمده تا مانند خواهر و برادرهایش، دو ماه از پدر و مادر پیر و برادرش که بیمار ذهنی، حرکتی است نگهداری کند. او در تهران مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته است از جمله زندگی زناشویی ناموفق و طلاق که تا پایان داستان یکی یکی برای مخاطب روایت می‌کند.

در این اثر فرنگیس شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند تا بتواند بر بزرگ‌ترین ترس خود یعنی آیین و سنن دوران کودکی و بزرگ سالی‌اش پیروز شود و از زندگی خود در دو زمان حال و گذشته پرده برمی‌دارد. داستان اصلی بلقیس سلیمانی، داستان بیگانگی فرنگیس با گورانی‌ها و سنت‌های آنان است.

این داستان سیری خطی دارد و ماجرای آن طی دو ماه روایت می‌شود. گاهی هم نگاهی به دهه 60 می‌اندازد و در تمام این‌ها به دنبال واکاوی ترس‌های فرنگیس است.

بلقیس سلیمانی داستان‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی در شهر کرمان متولد شده و دارای مدرک کارشناسی ارشد فلسفه است. او بیش از 80 مقاله در مطبوعات نوشته‌ و برخی از داستان‌های وی به زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی و عربی ترجمه شده ‌است. او همیشه در داستان‌هایش فلسفه‌ی زندگی را به نمایش می‌گذارد.

در بخشی از کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم می‌خوانیم:

چی می‌شد اگر دعوتش را قبول می‌کردم و یک روز صبح، صبحانه را با او می‌خوردم؟ چرا نباید این کار را بکنم؟ از چی می‌ترسم؟ چرا این ترس لعنتی ولم نمی‌کند؟ مگر نه اینکه حالا آزادم؟ مگر نه این‌که حالا برای بهداشت اخلاقی جامعه خطری ندارم؟ از اول هم خطری نداشتم. زن‌های زشت، زن‌های معمولی، هیچ‌وقت برای جامعه خطر ندارند. من زشت نبودم اما خوشگل هم نبودم. معمولی بودم. معمولی شدم، بعد از آن‌که دانشجو شدم و آن بینی صدمنی را عمل کردم. من کپی پدرم بودم، پوست سبزه، دماغ بزرگ و پیشانی بلند را از او به ارث برده بودم. مادر هیچ‌چیز به من نداده بود. به بقیه‌ی بچه‌ها چیزی داده بود اما به من دریغ از یک انگشت پا.

حتم ابراهیمِ خیابان‌گز‌کن چشم به ثروت پدرم داشت که آمد خواستگاری‌ام، وگرنه من انتخاب یکی‌مانده‌به‌آخرش بودم. عاشقش نبودم. چه‌طور می‌توانستم عاشقش باشم وقتی به تعداد زیادی از دخترهای دبیرستان جلال آل‌احمدِ گوران پیشنهاد ازدواج داده بود و من آخری‌شان بودم؟ با این‌همه خوشحال بودم که یک نفر به خواستگاری‌ام آمده. بختم باز شده بود و همین برایم کافی بود.

به دکتر می‌گویم: «من از گورانی‌ها می‌ترسم.»
می‌گوید: «چرا؟»
«به خاطر شلاق زدن یه هم‌مدرسه‌ای و شریک‌جرمش تو اون سال‌ها.»

کلاس اول دبیرستان بودم، پانزده سالم بود و عاشق احسان شیخ‌خانی شده بودم که خانه‌شان روبه‌روی خانه‌مان بود. می‌دانستم شیخ‌خانی‌ها از ملاکین آن اطراف هستند و برای خودشان اسم‌ و رسمی دارند. پدر احسان به نظرم در اداره‌ی کشاورزی، آب، برق، یک همچین جایی کار می‌کرد، رئیس اداره بود انگار. تمام سال‌هایی که در آن خانه بودیم، حتی یک بار من خانه‌شان را ندیدم. آن‌ها از ما هم خاص‌تر بودند. اما صبح‌به‌صبح پسرِ سر‌ به زیر و قد‌بلندشان را می‌دیدم که کیف به دست به دبیرستان می‌رفت، از من بزرگ‌تر بود. من عاشقش شده بودم و او چنان‌ که بعدها فهمیدم عاشق رودابه بود که خویش‌شان بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم
نویسندهبلقیس سلیمانی
ناشر چاپینشر چشمه
سال انتشار۱۳۹۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات208
زبانفارسی
شابک978-964-5571-74-8
قیمت کتاب الکترونیک
۱۳۱,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان فلسفی ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم بر اساس قرارداد رسمی با نشر چشمه در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

بلقیس سلیمانی نویسنده کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم

بلقیس سلیمانی

۱ اردیبهشت ۱۳۴۲ - ایرانی

بلقیس سلیمانی نویسنده و منتقد ادبی ایرانی است که آثارش ویژگی خاصی دارند و آن حضور و نقش پررنگ زنان در نوشته‌هایش است. از بلقیس سلیمانی کتاب‌هایی مانند «بازی آخر بانو»، «روز خرگوش» و «به هادس خوش آمدید» منتشر شده است.

نقد، بررسی و نظرات کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم

مهتاب علی بیک
۱۴۰۲/۱۱/۱۷
کتاب یک برش از تاریخ اجتماعی است. شخصیت داستان در دهه پنجم زندگی در یادآوری گذشته به طرز ملموسی فضای اجتماعی دهه‌ی شصت و سال های نخستین پس از انقلاب آن هم در محیطی کوچک و بسته را روایت می‌کند. نوع نگاه به زندگی و افکار زنان داستان در دوره میان سالی بسیار زنده و قابل درک است و غافل گیری قسمت انتهایی کتاب هم چیزی از شیرینی داستان کم نمی‌کند و فقط باعث حسرت خواننده‌ای می‌شود که با شخصیت ها به خوبی ارتباط گرفته است
نرگس گیلانی
۱۴۰۴/۰۷/۰۶
برای یک بار خواندن خوب است. بیشتر مورد پسند آن دسته عزیزانی است که به داستان های اجتماعی و ساده علاقه دارند. ضمن اینکه آخر داستان چی شد؟ خیلی مبهم بود!!! انگار داستان نیمه رها شدمثل فیلم هایی که باید منتظر قسمت دوم موند
Shirin Raad
۱۳۹۸/۰۶/۰۵
داستان وار و ساده از زنی که زیاد احساساتی نیست و پایان چرت و گنگ. نمیدونم چرا برگزیده بود...
Zahra Khoshnama
۱۳۹۸/۰۵/۱۹
کتاب زیبا ساده و روانی بود. با خوندن کتاب حالا منم از گورانیها میترسم. آدم یاد اون روستا میفته که خانوم‌ها اجازه ندارن به عنوان گردشگر واردش بشن
اعظم انصاریپور
۱۳۹۹/۰۷/۲۳
سلام، من تازه مقداری از کتاب را خوانده ام، بسیار جالب وپرازنکته است، خواندنش را پیشنهاد میکنم
فرشته پالاش
۱۳۹۸/۰۷/۲۵
خوشم نیومد نصفه نیمه رهاش کردم!
ادامه نقد و نظرات کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم...
👋 سوالی دارید؟