کتاب تقصیر مقصر نوشتهی سهیلا نوروزی، مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که در قالب روایتهایی مستقل اما با فضاهای مشابه، به زندگی شخصیتهایی میپردازد که درگیر روابط خانوادگی، خاطرات گذشته و احساسات پیچیدهی درونی هستند. نویسنده در این مجموعه تلاش میکند تصویری نزدیک از دغدغهها، تنشها و تجربههای عاطفی نسل امروز ارائه دهد.
دربارهی کتاب تقصیر مقصر
کتاب تقصیر مقصر سهیلا نوروزی، مجموعهای از روایتهای کوتاه است که هرکدام بخشی از تجربههای انسانی در دل خانواده را نشان میدهند. داستانها بیشتر بر لحظههایی تمرکز دارند که آدمها با احساساتی مانند شرم، عذاب وجدان، حسادت یا دلتنگی روبهرو میشوند؛ لحظههایی که گذشته و حال در ذهن شخصیتها به هم میرسند و آنها را وادار میکنند به رابطهی خود با دیگران فکر کنند.

فضای داستانهای کتاب تقصیر مقصر اغلب در محیط خانواده شکل میگیرد. شخصیتها گاهی از زاویهی دید مادر، گاهی از نگاه فرزندان و گاهی از زبان پدر روایت میشوند. همین جابهجایی زاویهی دید باعث میشود خواننده یک موقعیت مشترک را از نگاههای مختلف ببیند و بفهمد چگونه یک اتفاق واحد میتواند برای هر فرد معنای متفاوتی پیدا کند.
در طول این روایتها، موضوعاتی مانند جدایی والدین، بیماری، مهاجرت یا از دست دادن عزیزان در پسزمینهی زندگی شخصیتها حضور دارند. این اتفاقها نه بهعنوان حادثهای بزرگ و ناگهانی، بلکه بهعنوان بخشی از تجربهی روزمرهی انسانها تصویر میشوند؛ تجربههایی که آرامآرام بر ذهن و رفتار افراد اثر میگذارند.
روایتهایی درباره حافظه، خانواده و احساس گناه
یکی از محورهای مهم کتاب تقصیر مقصر انتشارات شالگردن، نقش خاطره و حافظه در شکلگیری هویت شخصیتهاست. بسیاری از داستانها با بازگشت به گذشته پیش میروند؛ جایی که خاطرات کودکی یا لحظههای فراموش نشده هنوز بر زندگی امروز سایه انداختهاند. شخصیتها در میان این خاطرات تلاش میکنند بفهمند چه چیزهایی آنها را به آدمی تبدیل کرده که امروز هستند.
در کتاب تقصیر مقصر، روابط خانوادگی گاهی صمیمی و گاهی پرتنش به تصویر کشیده میشود. گفتوگوهای کوتاه، سکوتهای طولانی و فکرهایی که در ذهن شخصیتها جریان دارد، فضای داستانها را شکل میدهد. نویسنده بیشتر از آنکه به دنبال ارائهی پاسخ قطعی باشد، تلاش میکند پیچیدگی احساسات انسانی را نشان دهد؛ اینکه گاهی مرز میان تقصیر و بیتقصیری چندان روشن نیست و هرکس بخشی از حقیقت را در ذهن خود حمل میکند.
در نتیجه، سهیلا نوروزی در قامت نویسنده، خواننده را به تأمل دربارهی مسئولیت، بخشش و معنای خانواده دعوت میکنند. روایتها کوتاهاند، اما هرکدام پنجرهای به بخشی از تجربهی انسانی باز میکنند. اگر بخواهید این روایتهای انسانی و درونی را از نزدیک دنبال کنید، خرید کتاب تقصیر مقصر انتخاب خوبی خواهد بود.
کتاب تقصیر مقصر برای شما مناسب است اگر
- به خواندن داستانهای کوتاه روانشناختی علاقه دارید.
- به روایتهایی دربارهی روابط خانوادگی و پیچیدگیهای روانی انسان توجه دارید.
- دوست دارید داستانهایی دربارهی نسل جوان و دغدغههای عاطفی آنها بخوانید.
- از آثاری که به موضوعاتی مانند مهاجرت، خاطره و هویت میپردازند لذت میبرید.
در بخشی از کتاب تقصیر مقصر میخوانیم
- میخواهی استفراغ کنی؟ سطل را جلوی دهانت بگیر! گفتم گریه نکن! مردهشور اشکهایت را ببرند! قوز نکن! صاف بنشین؛ کمرت را صاف نگه دار! چرا بدنت را مچاله میکنی؟ موهایت را جمع کن؛ بگذار چشمهایت معلوم باشد. موهایت را از روی صورتت جمع کن! بیا این لیوان را بگیر؛ تا ته سر بکش؛ دیگر صدایت نلرزد! اعصاب من را خوردتر نکن! مگر چه اتفاق فاجعهآمیزی افتاده است که اینگونه زار میزنی؟ که به این روز افتادهای؟ همهی شهر یکجا ویران شده و من بیخبرم؟ نکند مرض لاعلاجی داری؟ ثریا مرده است؟ سهیل بیمار است؟ شاید دوباره ویولنسل؟ هان؟ ویلنسلت را دزدیدهاند؟ دوباره؟ یا سندرومِ تکراری گلاره و مادرجان؟ دیوانهام کردی؟ چرا ذهن آدم را مسموم و درگیر میکنی؟ از این گریههایت عقم میگیرد! میدانی سلما تو جنون مسلمی! تو به تنهایی با چشمهای گریانت، با این مژههای بلندِ خیسِات که رودخانهوار اشک به پهنای صورتت میچکاند میتوانی عالمی را دیوانه و عصبی کنی و برای روزهای متمادی از کار و زندگی بیاندازی! بیچاره ثریا که به حکمِ مادری مجبور به تحملِ توست! اگر بدانی چه آشوبی در دلم انداختی! برایت مهم نیست! لطفا تا همه را از فرطِ عصبانیت خبر نکردهام حرف بزن سلما! حرف بزن! دردت چیست؟ در بهترین دانشگاه درس خواندی. با استعداد و باهوشی. حالا هم که برنامههای خلاقانهای داری! موسیقی! فلسفه! کوفت! درد! مابقی زندگیات هم به من ارتباطی ندارد؛ بستگی دارد به شعور و ادراکِ خودت از زندگی. آخر سر مرگِ تو چیست؟ صدای هقهق گریهات دارد دیوانهام میکند! چرا حرف نمیزنی؟
بله
















