کتاب راند 1: از دفترچه خاطرات یک دانشجوی پزشکی
برای دانلود قانونی کتاب راند 1 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب راند 1: از دفترچه خاطرات یک دانشجوی پزشکی
در دورهی دانشجویی است که احساس «آدم بودن» میکنید و فکر میکنید کسی هستید! مهدی ایزدی در کتاب راند 1، داستانهای کوتاه و جذابی را روایت کرده که تصویری واضح و ملموس از دوران دانشجویی در رشتهی پزشکی ترسیم میکنند. این داستانها که با زبان طنز نوشته شدهاند، از سختیهای پزشکی و چالشهایی میگویند که تنها کادر درمان آنها را در زندگی تجربه کردهاند.
دربارهی کتاب راند 1
قطعاً دوران دانشجویی در هر رشتهای پراهمیت است، اما اگر وظیفهی خطیر نجات دادن جان آدمها را بر دوشتان بگذارند آنوقت جور دیگری احساس مهم بودن میکنید! مهدی ایزدی در کتاب راند 1، داستانهای کوتاهی را روایت کرده که با زبانی طنز و نه چندان جدی، سبک زندگی یک دانشجوی پزشکی را به تصویر میکشند. خاطرات دوره رزیدنتی، پا گذاشتن به اتاق تشریح، وحشت گزارشهای صبحگاهی، شوق کشف علت بیماری و تشخیص درست و هزار حرف نگفتهی دیگر، در این داستانها مطرح میشوند.
دانشجوی پزشکی بدبختترین دانشجوی دنیاست! این را راوی کتاب راند 1 نشر قطره میگوید که شب امتحان خونشناسی، با کتابی به قطر تمام بدبختیهایش در زندگی درگیر شده و نمیداند در این پانزده ساعت باقیمانده تا آزمون چطور باید کتابی به این حجم و هیبت را هضم کند. با رسیدن به واژهی «آنمی سیدروبلاستیک» و تعریف مضحکی که کتاب برایش ارائه داده - آنمی سیدروبلاستیک شامل دستهای از بیماریها با علل متفاوت است - دیگر صبرش تمام میشود و با قدرت هرچه تمامتر کتاب بیزبان را به زمین میکوبد.
خاطرات طنز یک دانشجوی پزشکی
کتاب حالا به هزاران ورقپارهی متلاشی تبدیل شده و راوی داستان راند 1 که دیگر به مرز زوال عقل رسیده دیوانهوار از خانه بیرون میزند. او بعد از کمی پیادهروی، باز به یاد آن 15 ساعت کذایی میافتد و هراسان به خانه برمیگردد. اما ترسناکتری از امتحانی که هیچ از آن نمیدانید، مادری است که در یک حرکت انتحاری و به زعم اینکه ورقپارهها آشغالهای بیارزشی بیش نیستند، آنها را مستقیم به سطل آشغال و بعد به مأموران جمعآوری زباله سپرده است...

مهدی ایزدی در داستان دیگری از کتاب راند 1، ماجرای اولین مواجههی راوی و دوستش آرش با یک جسد واقعی را روایت میکند. دانشجویان مبتدیای که پیش از این هیچ مردهای را از نزدیک ندیدهاند، حالا باید تشخیص بدهند که اگر انگشت دوم استاد در سوراخی که در زیر بغل مرده به وجود آوردهاند فرو رفت، آن فضای چهارضلعی زیر بغل است و اگر فقط انگشت کوچکش جا شد، آن فضای سهضلعی محسوب میشود.
راند 1؛ خاطرات اتاق تشریح
بعد از پایان ترم و سروکلهزدنهای فراوان با جنازهای که حالا هر نقطه از بدنش را یک دسته از دانشجویان شکافتهاند، دیگر خبری از ترس و رنگپریدگی و بیهوششدنهای اول ترم نیست. شجاعت و بیباکی تا آنجا پیش رفته که آرش تصمیم میگیرد به تلافی شوخی و تمسخر یکی دیگر از دانشجویان، انگشت جنازه را ببرد و آن را جای خودکار در جیب روپوش سوژه بگذارد. غافل از اینکه روپوشهای آویزان کنار در میتوانند برای هر کسی، حتی استاد درس کالبدشکافی باشند...
اگر شما نیز به ژانر «medical fiction» یا همان داستان پزشکی علاقه دارید، خرید کتاب راند 1 اثر مهدی ایزدی میتواند اوقات مفرحی را برایتان فراهم کند. اگر هم دانشجوی پزشکی هستید یا قصد دارید در این رشته درس بخوانید، خواندن این کتاب تلخی و شیرینی این حرفه را برایتان نمایان میکند.
کتاب راند 1 برای شما مناسب است اگر
- به دنبال این هستید که از خاطرات دانشجویان پزشکی بیشتر بدانید.
- طرفدار مجموعه داستان کوتاه طنز هستید.
- دوست دارید در قالب یک مجموعه داستان کوتاه و خواندنی، با سختیهای رشتهی پزشکی آشنا شوید.
در بخشی از کتاب راند 1: از دفترچه خاطرات یک دانشجوی پزشکی میخوانیم
مینیبوس کاملاً پر بود و بسیار بدبو؛ البته بعد از چند دقیقه به بوی عرق و نم عادت کردیم. من با یک دست کیفم و با دست دیگر از پشت و به صورتی عجیب میله را گرفته بودم و میدانستم با یک ترمز ناگهانی میله از دستم رها میشود و سعی داشتم به بهترین نحو تعادل خودم را حفظ کنم و سرم را کمی بچرخانم تا نفس بدبوی پیرمردی که در کنار من سعی داشت جای خود را حفظ کند، روی صورتم پخش نشود و پایم را از زیر پای جوانی که به دنبال جای پا، مرتب پایش را روی کفش من فشار میداد، بیرون بکشم. درست در وسط چنین وضعیت دشواری (که حفظ آن کم از تشخیص بیماری نداشت) نگاهم خیره ماند!
آنجا بالاتر از یقهی گرد پیراهنی آبیرنگ، گردنی بود و روی آن گردن تودهای آشکار به چشم میخورد! کمی بالاتر رفتم. گردن متعلق به مردی میانسال با سبیلهایی باشکوه و چشمانی سیاه و خشمگین بود که خیره به من نگاه میکرد! انگار خوشش نمیآمد کسی به تودهی گردنش خیره شود! اما مگر میشد؟ طبع پزشکی من به غلیان آمده بود! انگار همهچیز در آن روز طوری جور شده بود تا من بتوانم به تشخیص بیماری آن مرد برسم! آیا میتوانم مثل استادمان تشخیص بدهم تودهی گردنی بیمار چیست؟ حتماً میتوانم! مگر من چه از او کم دارم؟
از شدت هیجان کف دستم عرق کرده بود و از روی میله لیز میخورد. سعی کردم خودم را آرام کنم و قدمبهقدم پیش بروم. اول از همه کوشیدم تا نگاهم را از روی گردن مرد بردارم که اکنون از نگاه خیرهی من خشمگین و بهشدت مشکوک شده بود. بعد تا آنجا که میتوانستم سرم را چرخاندم تا آرش را پیدا کنم که ممکن نشد! بیچاره انگار مدفون شده بود. نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم اطلاعات خودم را درمورد تودههای گردنی مرور کنم. برای تشخیص یک تودهی گردنی باید به چه نکاتی توجه کرد؟ اول محل آن: از زیر چشم نگاهی به گردن مرد انداختم؛ خب محل این توده که مشخص است سمت راست، نه سمت چپ گردن این باباست! خب که چه؟ چه فایدهای دارد؟ دیگر چه نکاتی درمورد تودهی گردنی مهم است؟
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
شب امتحان
تالار تشریح
راند
تشخیص
دختر شاه پریان
گزارش صبحگاهی
دوئل
معجون
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب راند 1: از دفترچه خاطرات یک دانشجوی پزشکی |
| نویسنده | مهدی ایزدی |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 77 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-119-313-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی، کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی |

















