کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی نوشتۀ اریک کیم، با ارائه راهکارهایی به شما یادآوری میکند که بیش از تجسم هر هدفی، چه در قالب عکاسی، هنر یا هر نوع فعالیتی، باید خود زندگی را گرامی دانست.
بنابر گفتۀ اریک کیم (Eric Kim) ذن در هنر عکاسی خیابانی (Zen in the Art of Street Photography)، مجموعهای از مقالات مورد علاقۀ او دربارۀ ذن، تائوئیسم، بودیسم و سایر تفکرات فلسفیاش در انطباق با عکاسی خیابانی و جنبههای معنوی زندگی و نیز عکاسی به عنوان یک شیوۀ زندگی میباشد. اثری که از فسلفه به عنوان بهانهای برای بهبود عکاسی و از آن جهت زندگی بهتر و روشنگری بهره میبرد.
در این کتاب علاوه بر شناخت بیشتر افکار و فلسفۀ نویسنده و تکمیل روشهای عکاسی خیابانی، نکات قابل تفکری را میخوانید که میتواند نگرش شما را به زندگی و فعالیتتان، یعنی عکاسی به عنوان بخشی از کار، زندگی و هنر تکمیل نماید. اگر کار و زندگی واقعاً خلاقیت داشته باشد جهت آن از درون به بیرون است؛ زیرا بیان طبیعی خود از درون رخ میدهد. آنگاه انسان خواهد توانست به شکلی طبیعی زندگی نماید و با معنویت عمیق درون خود ارتباط برقرار کند. چنین فردی میتواند انسانی رشد یافته شود، نه محصول فقط جامعه و تأثیرات بیرون از آن.
این اثر بیشتر شما را با مباحث مقدماتی و نظری عکاسی خیابانی، تمرینهایی برای رهایی از ترس از عکاسی در خیابان و برخی روشها و تمرینهای تکنیکی آشنا میکند؛ علاوه بر این بیشتر با نحوۀ به کارگیری جنبههای درونی و ذهنی و مباحث نظری، معنوی و فلسفی در عکاسی خیابانی و به طور کلی هر چه در زندگی با آن سر و کار دارید، روبرو خواهید شد. مطالبی که شاید آنچنان پر راز و رمز نیستند ولی قطعاً مؤثر هستند.
با مطالعۀ این کتاب یاد میگیرید که چگونه با به کار گرفتن روشهای متفاوات اجازه ندهید عوامل بیرونی به راحتی آرامشتان را از بین نبرند و از طرفی انرژیتان را صرف اموری نمایید که در اختیار شما هستند. در این اثر میفهمید که نویسنده، فلسفۀ مورد علاقهاش را جدی گرفته و بسیار مایل است که این فسلفه را وارد زندگی رومزهاش نماید.
فلسفهای که هر فرد برای زندگیاش دارد باید متناسب با شخصیت و شرایط خودش انتخاب شود و از جایی که نویسنده از دو نژاد کرهای و امریکایی است، دیدگاه شرقی او در انتخاب ذن و تائوئیسم به عنوان فسلفه مورد علاقهاش تأثیر بسزایی دارد. فلسفهای که انسان را کنشگری فعال و پرشور میشناسد و او را به دل فعالیتهای اجتماعی میبرد و این نشان دهندۀ این است که هنگام فعالیتهای روزانه در آن واحد میتوان هم بازیگر بود و هم مشاهدهگر.
به طور کلی ذن برای رسیدن به روشنایی دو راه پیش پای فرد میگذارد: یکی لفظی یا زیانی و دیگری عملی. این لفظگرایی با فلسفۀ زبانشناسی و دیالکتیک تفاوت دارد، اما به نظر میرسد به مرور زمان و با گسترش روزافزون توجه به ذن و ترکیب آن با فلسفههای متفاوت، روشها، نگرشها و نحوۀ کاربرد آن نیز گسترش یافته است. در واقع هر کسی از ظن خود شد یار ذن!
در بخشی از کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی میخوانیم:
اگر هنگام هدفگیری عصبی و ناآرام باشید، تیرتان به هدف نخواهد خورد. استاد هریگل اینگونه توضیح میدهد:
«کشیدن زه کمان در نهایت آرامش، گرفتن کمان در نهایت آرامش و رها کردن تیر در کمال آرامش.»
تجربه به من نشان داده است آرام بودن در عکاسی خیابانی بسیار مهم است. زمانی که هنگام عکاسی عصبی هستم مردم آن را احساس میکنند و ارتباط با آنها سختتر میشود. در چنین شرایطی بسیاری از موقعیتهای عکاسی را از دست میدهم، چرا که نمیگذارم چشمهایم بچرخند و کارشان را انجام دهند.
این موضوع دربارۀ زندگی هم صدق میکند. زمانی که بیش از حد تلاش میکنیم یا به زور کار میکنم، نتیجه نمیگیریم. اگر متأهل هستید زمانی را به یاد بیاورید که میخواستید تازه با زوجتان آشنا شوید و او را تحت تأثیر قرار دهید. در آن شرایط کدام استراتژی بهتر بود؟ اینکه او را کادو باران کنید و دائم از او تعریف کنید یا اینکه خودتان باشید و بگذارید او به سمت شما بیاید؟ من متوجه شدهام که اکثر روابط بر اساس استراتژی دوم به وجود آمدهاند.
بله
























کتاب خوبی بود. البته بیشتر به مجموعه مقالات نویسنده شبیه بود. به هر حال به نظرم صد در صد ارزش خوندن داره. چرا که نکاتی رو از عکاسی کردن به شما یاداور میشه که خیلی کمک کننده است. این نکات لزوما فنی ویا تکنیکی نیستن بلکه نکاتی هستند که به شما کمک و میکنند تا شیوهی نگاه خودتون رو به پدیدهی عکاسی پیدا کنید همینطور به فهم این موضوع کمک میکنه تا قبل از اینکه یاد بگیریم چطوری عکس بگیریم، باید یاد بگیریم که چطور به عنوان یک انسان به محیطمون نگاه کنیم...