کتاب نمایشهای ایرانی: دیگر نمایشهای ایرانی قبل و بعد از اسلام - جلد 5 اثر صادق عاشور پور، به بررسی موارد مختلفی از جمله منشأ و پیدایش نمایش عروسکی، چگونگی اجرای سیاه بازی، منشأ و پیدایش آیینه گردانی و اولین و آخرین نمایش کارناوالی ایران میپردازد.
در جلدهای قبلی، بسیاری از نمایشهای ایرانی به حد وسع و توان نگارندۀ سطور معرفی شد، بیشتر آن نمایشها مربوط به ایران پیش از اسلام، یعنی آیینهای پیشین ایرانیان بود. با پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان و تغییر جهانبینی آنان، به طور طبیعی این نمایشها به دو بخش تقسیم شدند. بخشی که به علت مغایرت با فرهنگ و باورهای نوین و نیز عدم ضرورت و کاربری در زمان و شرایط به وجود آمده از میان رفتند و در طول زمان نیز به فراموشی سپرده شدند. بخشی دیگر به ضرورت با تغییرات محتوایی به سبب داشتن قالبهای درخور توجه و قابل استفاده به عنوان مظروفی مجدد مورد بهرهبرداری قرار گرفتند و حتی تا زمان متأخر استمرار یافتند.
با این همه، آنچه که مورد توجه میباشد این است که با وجود از بین رفتن بسیاری از نمایشهای ایرانی، متأسفانه در ایران مسلمان شده، هنر نمایش ناگهان سترون شده و دیگر کس یا کسانی، مگر به ندرت دست به ابداع نمایش جدید نزدند و یحتمل نتوانستند و یا نخواستند نمونهای همانند آنچه پیش از اسلام توسط نیاکان ما پدید آمده بود، پدید بیاورند.
نمایش سیاه بازی یا تخته حوضی بر پایه دو شخصیت اصلی استوار است؛ یکی سیاه و دیگر ارباب که در بسیاری موارد، خلیفه، سلطان و حاکم میتواند جای ارباب را بگیرد. اما این جابهجایی در ماهیت کلی کار تغییری ایجاد نمیکند. نزدیکی ارتباط این دو شخصیت سبب میشود که در طول نمایش بده بستانهای جذاب و جالبی بین سیاه و ارباب به وجود آید. سعدی افشار در این باره میگوید، سیاه و ارباب باید با یکدیگر جفت باشند و زبان هم را به خوبی بفهمند. این خوب فهمیدن باعث میشود که سیاه و ارباب بتوانند به پرحرفی بپردازند؛ پرحرفی یکی از قطعات سیاهبازی است که در جایی از بازی، ارباب شروع میکند به سخن گفتن و سیاه میان حرفش میپرد، تا اینکه سرانجام کار به جایی میرسد که شاه، سیاه را از صحنه بیرون کند و این آغازیست برای شروع لحظات نابتر کمدی.
این کتاب که جلد پنجم از مجموعه نمایشهای ایرانی است شامل ده بخش میباشد. در بخش اول مروری کلی بر نمایشهای ایرانی قبل و بعد از اسلام شده است. بخش دوم نمایشهای ایرانی از آغاز اسلام تاکنون را مورد بررسی قرار میدهد. بخش سوم به کلچک بازی و منشا پیدایش آن، عیّار و عیار، ویژگیهای عیاران و... میپردازد. در بخش چهارم که به نمایش عروسکی اختصاص دارد نمایش عروسکی و چگونگی اجرای آن، منشا پیدایش نمایش عروسکی، نمایش عروسکی در ایران قبل از اسلام و در ایران اسلامی و... مورد توجه قرار گرفته است. در بخش پنجم نمایش سیاه بازی، در بخش ششم نمایش هیکل سوزی، در بخش هفتم نمایش دلقک بازی در دربار، و در بخش هشتم نمایش خیابانی مورد بررسی قرار میگیرد. دو بخش آخر نیز اختصاص به نمایش دامادکشان و محکوم گردانی دارد.
در بخشی از کتاب نمایشهای ایرانی: دیگر نمایشهای ایرانی قبل و بعد از اسلام- جلد 5 میخوانیم:
بیل برد، استاد نمایش عروسکی آمریکا، گفته است: «اعتقاد بر این است که نمایش عروسکی مدتها قبل از تئاتر پدید آمده است. در اعصار کهن به قالب شخص دیگر درآمدن ممنوع و "تابو" محسوب میشد. اگر کسی وانمود میکرد که فرد دیگریست و یا نقش فرد دیگری را بازی میکرد، برایش مرگ قطعی را پیشبینی میکردند. در نتیجه تصور تئاتر یا بازیگری غیرممکن بوده است، اما عروسک از چنین محدودیتی برخوردار نبوده.»
«در اساطیر هندو، از آفریدگار جهان برهما، به عنوان سوترهداره یاد شده است. کسی که سردستۀ نخها را به دست دارد، تمامی جهان بازیگاه اوست و همۀ مخلوقاتش همچون عروسکهای خیمه شب بازی، بازیچۀ دست او هستند. بشر هم به نوبۀ خود به تقلید از پروردگار خویش، عروسکهایی ساخت و کوشش کرد تا به آنها جان ببخشد. از این رو انسان نیز سوترهداره دنیای عروسکهایش شد. آنها را با تصوری که از جهان اطراف خویش و عالم دیگر داشت، وفق داد و شکل بخشید. به صحبت و حرکت وادارشان کرد. بدین گونه به آنان زندگی بخشید. این عروسکهای خیمه شب بازی نمادهایی شدند که انسان از طریق آنها میتوانست «من دیگر» خود را در آنان متجلی سازد. از این راه، ضرورت خلاقیتش را ارضا کرد و به عواطفش شکل بخشید.
بدین سان حتی نخستین عروسکها هم منحصراً بازیچههایی نبودند که مراد از آنها فقط سرگرمی کودکان باشد. به نظر میرسد که خیمه شب بازی در روزگاران گذشته که اشکال سرگرمی زیادی وجود نداشت، جوانان و بزرگسالان تمام طبقات جامعه را نیز به یک اندازه تحت تأثیر قرار داده باشد. عروسکهای خیمه شب بازی، مانند سایر هنرهای نمایشی هند برای جامعه حاوی پیامی هم بودهاند. از نظر هندوها، این عروسکها بیانگر مذهب، فلسفه و فرهنگ بودند. به دست خیمه شب بازان بزرگ این عروسکها چندان مؤثر میشدند که اغلب از طریق آنها معنویات، اخلاق، عقاید سیاسی و اجتماعی القا میشد.»
بله























