کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش ملی بررسی واژهبستها در زبانهای ایرانی نوشته محمد راسخ مهند، به بررسی مباحثی چون واژهبست جایگاه دوم در فارسی، تغییرات نقشی «ب» در فارسی نو از منظر دستوری شدگی، واژهبستها به عنوان نشانه مطابقه فاعلی در فارسی و... میپردازد.
واژهبستها از عناصری هستند که در بیشتر زبانهای ایرانی پیدا میشوند، و ویژگیهای واجی، صرفی و نحوی جالبی برای مطالعه دارند. با این که پژوهشهای زیادی در مورد این واژهبستها انجام شده است، اما میتوان با نگاهی ردهشناختی به آنها، شناخت بهتری از صورت و نقش این واژهبستها به دست آورد.
واژهبستها در مباحث زبانشناسی از دهه 1970 میلادی مطرح شدند. آنها طبقهای بین وندها و کلمات هستند. معیارهایی برای تمایز آنها از دو گروه دیگر مطرح شده است. واژهبستها معمولا تکیه نمیگیرند و به میزبانی وابستهاند که تکیه دارد، در پایان سطح واژه قرار میگیرند و بعد از آنها وند دیگری اضافه نمیشود، در انتخاب میزبان آزاد هستند، جابهجایی نحوی دارند و قاعدهمند هستند. واژهبستها را به دو گروه ساده و خاص تقسیم میکنند. واژهبستهای ساده شکل کوتاه شدهی واجی یک تکواژ مستقل هستند و معمولاً توزیع همسانی با شکل آزاد خود دارند. واژهبستهای خاص لزوما شکل آوایی کامل با همسان خود ندارند و توزیع آنها نیز تابع قواعد خاصی است. یکی از مهمترین طبقهی واژهبستها، واژهبستهای ضمیری هستند که در زبانهای متفاوت، از جمله زبانهای ایرانی، وجود دارند و به دلیل ویژگیهای جالب، بسیار مورد توجه زبانشناسان بودهاند.
مقالاتی که در این مجموعه آمده است حاصل همایشی است که در 5 دی 1392 از سوی انجمن زبانشناسی ایران با موضوع «بررسی واژهبستها در زبانهای ایرانی» برگزار شد. با این که موضوع این همایش تخصصی و کم بود، اما با استقبال خوبی از سوی پژوهشگران روبهرو شد و 29 مقاله به دبیرخانه علمی همایش رسید. از بین این مقالات 15 مقاله در اولویت چاپ قرار گرفت. در این مقالات علاوه بر واژهبستهای زبان فارسی، به واژهبستهای زبانهای دیگر ایرانی از جمله تاتی، کردی سورانی، دلواری، دشتی، تالشی و گورانی نیز پرداخته شده است.
در بخشی از کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش ملی بررسی واژهبستها در زبانهای ایرانی میخوانید:
در زبان گورانی، پیبستهای ضمیری، عناصری نحوی هستند، یعنی در جایگاههای نحوی همچون: الف. مفعول صریح؛ ب. مفعول غیر صریح؛ پ. مطابقه؛ ت. مضافالیه را قرار میگیرند. این عناصر از دید نحوی مستقل اما از دید واجی و ساختواژی، وابستهاند، فاقد تکیهاند و همواره به یک میزبان در سمت چپ خود، تکیه میکنند. پیبستهای فاعلی در شمار عناصر مطابقهای هستند که در جملههای متعدی گذشته، وجود دارند و همین سبب آزادی بیشتر آنها در انتخاب میزبان میگردد.
پیبستهای مفعولی (صریح و غیرصریح)، موضوعهای فعلیاند که برابرهای کامل آنها نیز میتوانند در همان نقش ظاهر گردند. از این رو در مقایسه با پیبستهای فاعلی ضرورت کمتری دارند. پیبستهای مفعولی صریح در فعلهای ساده همواره پس از پیبست فاعلی قرار میگیرند و در فعلهای مرکب و پیشوندی به عنصر غیرفعلی و پیشوند میچسپند.
میتوان پیبستهای فاعلی را در شمار وندهای تصریفی جای داد، چرا که همواره به فعل میچسبند. پیبستهای مفعولی یا به انتهای فعل ساده پس از پیبست فاعلی یا به عنصر غیرفعلی در فعلهای مرکب یا به پیشوندهای فعلی میپیوندند. پیبستهای ملکی همواره به انتهای گروههای اسمی میچسبند. پیبستهای متممی به حرف اضافه میچسبند.
زبان گورانی نیازمند پژوهشهای ژرف و باریک است، چرا که تاکنون به هیچ زمینهای از آن پرداخته نشده است.
بله
















