کتاب گلهای زیبای زندگی: روانشناسی کودک نوشته نعمت الله سقازاده آرانی است. تربیت باید با برنامهٔ دقیق و حساب شده انجام گیرد تا موفقیتآمیز بوده و نتیجه بخش باشد. در تربیت پند و اندرز تنها، کافی نیست بلکه باید کلیهٔ اوضاع و شرایط بر طبق مراد فراهم شود تا نتیجهٔ مطلوب به بار آید.
خانواده اولین پایهگذار شخصیت و ارزشها و معیارهای فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آیندهٔ فرد دارد و اخلاق و صحت و سلامت روانی فرد تا حدود بسیار در گرو آن است. واکنش کودک نسبت به محیط خود طبعا تحت تأثیر موازین اجتماعی و فرهنگی گروهی است که در میان آن بزرگ شده است.
از آنجا که خانواده، خود یک واحد اجتماعی است و ارزشها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک منتقل میشود، به عنوان یک واسطه از لحاظ تأثیر محیط اجتماعی بر کودک، اهمیت فراوانی دارد. به دیگر سخن، چون خانواده که کانون تولد و زایش فرزند است، پیش از وی شکل گرفته است، تا مرحلهای که فرزند به «آگاهی» و «شعور» کافی برسد، خواه ناخواه در تعیین سرنوشت، ساختمان روحی، نوع جهانبینی و طرز تفکر وی که خود برگرفته از محیط اجتماعی است تأثیر فراوان دارد.
آن عواملی که نیازهای کودک را برآورده میسازد، کمکم بر اثر یادگیری، مورد قبول او واقع میشوند. مادر در خانواده وسیلهای برای رفع نیازمندیهای کودک است، اما به زودی برای وی یکی از عوامل دوست داشتن محیط میشود.
به همین ترتیب کسان دیگری که نیازمندیهای کودک را برآورده میسازند، از محبت وی برخوردار شده، برای او سرمشقی میشوند. انسان در اثر تماس با دیگران، تقلید و پیروی از جمع، خوب و بد جامعه را میآموزد. بدیهی است که تجارب ما از خانواده آغاز میشود و سپس به همسایه، مدرسه، مسجد و گروههای اقتصادی ختم میشود.
چون خانواده مهمترین کانونی به شمار میرود که جامعه از آن بهرهمند میشود، یکی از اساسیترین نهادهای اجتماعی است و در مراحل اولیهٔ رشد کودک، مهد پرورش وی به شمار میرود. به همین دلیل هر گونه اختلالی که در خانواده پدید آید، تأثیر مخربی در روحیهٔ کودک به جا میگذارد و موجبات انحراف وی را از قوانین و مقررات پسندیدهٔ جامعه فراهم میآورد.
به جرأت میتوان گفت که خانواده مهمترین عامل سازندهٔ شخصیت کودک است. کودک سالهای عمر خود را در خانواده سپری میکند، هر یک از اعضای خانواده به نحوی بر رفتار و شخصیت کودک تأثیر میگذارند. اغلب والدین تربیت کودکان را کار سادهای به حساب میآورند، آنها تصور میکنند که هر کسی قادر است از عهدهٔ این مسئولیت برآید اما این گونه نیست.
هر زن و شوهری قبل از این که کودکشان به دنیا بیاید، باید برای پرورش کودک با مسائل تربیتی آشنا شوند و اطلاعات لازم را کسب نمایند. پدران و مادران مطلع از مسائل تربیتی، قادرند کودکان سالمتر و سازندهتری تحویل جامعه دهند. بیاطلاعی و عدم آشنایی والدین با اصول کلی تربیت صحیح، جریان تربیت را از مسیر مستقیم و درست خارج میکند.
در بخشی از کتاب گلهای زیبای زندگی (beautifull flowers of living) میخوانید:
اگر کودک مادرش را بیش از شما دوست دارد، از این موضوع گلایه نکنید و هیچ واکنشی نشان ندهید، برعکس اگر شما را بر مادرش ترجیح میدهد، بکوشید مادرش را برایش عزیز کنید.
به هنگام بحران، ممکن است دچار تشویشهایی چون: ترس از شب شود یا کودکانه سخن گفتن را از سر گیرد، ولی پس از پشت سرگذاشتن این دورهٔ بحرانی، مشکلاتش حل میشود و این مرحله برای رشد او لازم است. تولد یک خواهر یا برادر در این دوره ممکن است بحران را تشدید کند، شما باید به این موضوع بیندیشید و محبت خود را نسبت به کودک دو برابر کنید.
بله




















