کتاب هنر اسلامی در قرن 19، تالیف دوریس بهرنس ابوسیفی و استفن ورنویت، مقدمهای بر تاریخ قرن 19 است که روندها و تاثیرات آن زمان را در حوزه تولید هنر و معماری در سرزمینهای مرکزی اسلامی، مورد بررسی قرار میدهد.
برای شروع لازم است آب را کمی گل آلود کنیم و این سوال را مطرح کنیم که دوره قرن 19 در واقع به چه معناست. قابل توجه این است که هیچ اجماع نظری برای آنچه محدودیتهای تاریخی قرن 19 در استفاده از تاریخ میسازد وجود ندارد. مطمئنا، برخی ممکن است اعتراض کنند، که این دوره باید شامل هر سال در تقویم میلادی شود که با اعداد یک و هشت آغاز میشود، و در یک معنای دقیق حق با آنهاست. اما وقایع تاریخی به ندرت به نفع محدود کردن خود و مرتب کردن مرزهای تاریخی هستند. بنابراین ما اغلب با مفهوم "قرن 19 طولانی" روبرو میشویم که توسط بسیاری از مورخان استفاده میشد.
ما میتوانیم درباره ذات مشکلات در اغراق گویی نقش دولت در دوره مدرن بسیار صحبت کنیم. تاریخ منطقه بیشک مرهون آرشیوهای دولتهای مرکزی گوناگون، آثار نوشته شده توسط سیاستمداران، رنگ و رو گرفته با نسخ رسمی تاریخ، بسیار آشکار در تنهای گوشخراش نماد ملیگرا، و هنوز بطور قابل توجهی قدرتمند ست. با این وجود، فرار از این حقیقت غیر ممکن است که این مرهون بودن، مدرک اهمیت در حال افزایش دولت در قرن 19 است. وجود این آرشیوها که تاریخنگاران بر آنها تکیه میکنند شاهد بر اندازه، زاویه دید، و انگیزه سازمانی دولت مدرن است. بعلاوه تاریخنگاران اغلب تکیه بر آثار بروکراتهای درست جایگذاری شده میکنند زیرا پیدا کردن منابع مهم بیرون از محدوده دولت مرکزی مشکل بود، گرچه این تا حدی به سوی پایان دوره ما تغییر میکند همانطور که گروههای اجتماعی جدید شروع میکنند به کسب نقشهای جدید برای خودشان. برای بیان مثبت تر این، اشخاص بسیاری که در موقعیتی بودند که در مورد امورات روزمرهشان توضیح دهند به هر حال درگیر با دولتهای وقت خود شدند.
تاثیر دولت در حال افزایش بود چون دولتها در فرآیند گستردگی دراماتیک بودند، هم در مورد اندازه و هم زاویه دید فعالیتهایشان. در بزرگترین و مهمترین اینها، دولت عثمانی، رشد کمتر از یک موضوع غافلگیر کننده نبود. دود سال 1790 تقریبا 2000 کاتب نسخ خطی امپراتوری را اداره میکردند. تا سال 1900 این تعداد به حدود 35000 توسعه یافت یک تخمین محافظه کارانه برای بازتاب این حقیقت که بسیاری از کارمندان دولت بیشتر از یک شغل داشتند. یک عدد بزرگتر شاید آن عدد را دوباره دوبرابر کند. در نهایت این حقیقت که نسخه رسمی و دولت مرکز تاریخ که بسیار ماندگار بوده است بی شک مربوط به سنت دولتی میشود که به تنهایی محصول آشکاری از اثبات دوباره قدرت دولتهای مرکزی قرن 19 است.
به جای شروع با بررسی این فرایند که با آن دولتهای قرن 19 خودشان قدرت را غصب میکنند من فکر میکنم نشان دادن تاثیرات این روند در اینجا با برخی تصاویر لحظهای "قبل" و "بعد" سودمندتر است که هر کدام اجمالا تغییر دوره مداخله کننده را آشکار میکند، چه در عثمانی، مصری یا موارد ایرانی.
بله
















