کتاب واحه مرو شامل ماجراهای سفر ادموند ادنوان به مناطق روسی حاشیه شرق دریای خزر در سالهای 1879-1881 میلادی و پنج ماه اقامت در میان ترکمنهای تکه مرو است.
ادموند اُدُنُوان (Edmond O'Donovan) خبرنگار ویژه اخبار جنگ روزنامه دیلی نیوز انگلیس در ایرلند متولد شد. وی زندگی کوتاه اما ماجراجویانه و مخاطرهآمیزی به عنوان خبرنگار جنگی بریتانیا داشت. ادموند ادنوان فرزند جان ادنوان، باستانشناس و مکاننگار مشهور ایرلندی، از 22 سالگی همکاریاش را با آیریش تایمز و دیگر نشریات ایرلند آغاز کرد. علاقه خاص وی به تهیه و نگارش اخبار جنگهای مختلف بالاخره باعث مرگ وی به سال 1883 شد.
ادنوان درسال 1879، به عنوان خبرنگار رونامۀ دیلی نیوز سفری سه ساله به آسیای مرکزی داشت. در مدت این سه سال وی در اطراف دریای کاسپین در حال ماجراجویی بود که 5 ماه از آن را در مرو اقامت داشت. ادنوان از ابتدا تصمیم داشت تا تنها روایت سفرش به مرو را بنویسد، اما به توصیه دوستانش، ماجرای سه سال سفر را نوشت. بنابراین، او تجربیات و مشاهداتش از سکونتگاههای روسی حاشیه دریای خزر گرفته تا گذرش از مناطق ترکمننشین، تلاشش برای رسیدن به استرآباد و ماجراهای اقامتش در میان ترکمنهای مرو را در دو جلد بازگو کند. همانطور که ادنوان خود تأکید میکند تمرکز کتاب واحه مرو (The Merv Oasis) در واقع بر بخشهای مربوط به واحۀ مرو است که وی با اهداف خاص به آنجا رفته بود. علاوه بر آن بنا به اظهار نویسنده تمام اطلاعات موجود در این سفرنامه مربوط به دیدهها و شنیدهها نگارنده از مردم، شهرها و مکانهای بازدید شده است و او به شدت از بیان خاطرات و دیدگاههای نویسندگان دیگر دوری جسته است که پس از بازگشت سفرنامۀ خود را در دو جلد و یک هزار و صد صفحه در لندن در سال 1882م. منتشر کرد. جلد اول این سفرنامه 29 فصل دارد که 20 فصل آن مربوط به ماجراهای سفر ادنوان در ایران میشود. جلد دوم نیز 28 فصل را در برمیگیرد که هفت فصل از آن مربوط به ماجراهای نگارنده در ایران میشود.
ادنوان با هدف بررسی مرو، سفر سه سالهاش را در تاریخ 26 نوامبر 1879 م. (مطابق با 11 ذی الحجه 1296 ق. برابر 5 آذر 1258 خ.) از ترابوزان شروع کرد. وی پس از گذر از شهرهای باکو، کرسنودسک و استرآباد از بندر انزلی به ایران آمد. ادنوان پس از ورود به ایران در مسیرش تا مرو از رشت، تهران، شاهرود، سیزوار، قوچان، مشهد و درگز عبور کرد. به محض ورود ادنوان به مرو، ترکمنها با ظن جاسوسی وی برای روسها، او را بازداشت کردند که پس از چندین ماه توانست با نامهنگاری با مقامات سیاسی کشور خود را برهاند. او پنج ماه تمام در مرو و میان تراکمۀ آخال بسر برد و دوباره به مشهد بازگشت. ادنوان تراکمه را مطیع نمود و تشکیلات آنها را منظم نمود و وسار برای دفاع مرو آماده کرد و آنها را به تبعیت انگلستان دعوت کرد و اگر توقف کرده بود برای روسها زحمت فوقالعاده فراهم میآورد اما نگذاشتند زیاد توقف بکند و احضار شد.
در بخشی از کتاب واحه مرو میخوانیم:
مردهای ایران مخصوصاً ایلات و عشایر به لباس و سر و صورت ظاهر توجهی ندارند و اصولاً برخلاف مردانگی میدانند که مثل زنها به خود ور بروند و جز در موقع رسمی در سایر مواقع به همان لباس معمولی اکتفا میکنند. از استعمال زیورآلات هم احتراز مینمایند و ندرتاً بعضی اشخاص متعین یک حلقه انگشتری طلا در دست میکنند. نگین انگشتری شاهزاده والی خراسان الماس بود و به نظر من از یکصد لیره استرلینگ بیشتر ارزش داشت. مردهای ترکمن انگشتری دارند و نگین آن را به جای مهر اسم بکار میبرند.
بله





















