کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند اثر گری ال. ونک اثری علمی است که به عصبشناسی مغز انسان میپردازد. تلاشی جالب توجه که مفاهیم پیچیده دربارهی عملکرد مغز را به سادهترین شکل ممکن توضیح میدهد. نویسنده با تکیه بر علوم نوین، به پرسشهای بنیادین در باب ذهن، حافظه، احساسات پاسخ میدهد و تأثیرات خواب، غذا و دارو بر مغز را بیان میکند. کتابی علمی که نه تنها توجه متخصصان و پژوهشگران را به خود جلب میکند، بلکه برای عموم مخاطبان نیز خواندنی خواهد بود.
دربارهی کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند
بدون تردید بخش بزرگی از پرسشهای بشری حول محور ماهیت و عملکرد مغز میگردد؛ پرسشهایی که در ظاهر سادهاند اما تلاش برای پاسخ دادن به آنها همچنان ادامه دارد و با وجود پیشرفتهای شگرف علم، رازها و سؤالات پرشماری درمورد آن بیپاسخ ماندهاند. بنابراین عجیب نیست که کتابهای علمی متعددی در این باره به نگارش درآمدهاند. گری ال. ونک (Gary L. Wenk) در کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند (The Brain: What Everyone Needs to Know) به سهم خود تلاش کرده است تا بر زوایای مختلف و رازآلود مغزْ نور دانش بتاباند.
او در سفری روشنگرانه، مخاطب خود را به دل این عضو سرشار از معما میبرد و با نظر به علوم عصبشناسی و روانشناسی از عملکرد مغز در شکلگیری افکار، احساسات و ترسها میگوید. سفری که قرار است به پرسشهای فراوانی پاسخ دهد و شگفتی بسیاری را برای مخاطبان به ارمغان آورد.
ازآنجاکه در طول تاریخ بشر، آگاهی ناکافی نسبت به مغز باعث شکلگیری باورهای نادرست و حتی زیانبار شده است، گری ال. ونک در کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند تلاش میکند تا با بینشی وسیع و با بهرهگیری از طنزی هوشمندانه و نثری ساده، پیچیدگیهای مغز انسان را برای عموم مخاطبان به شکلی قابل درک ارائه دهد تا در جهت از بین بردن شبههها و باورهای بیاساس گامی مؤثر و سازنده بردارد.

رمزگشایی از مغز به زبان ساده
گری ال. ونک با تکیه بر دانش روز دنیا و با بیانی روان و به دور از پیچیدگی، روند بزرگ شدن مغز در طی تکامل را توضیح میدهد. چیستی حافظه را تشریح میکند و از دلایل فراموشی میگوید. بهعلاوه شما را با ماهیت احساس ترس، افسردگی آشنا میسازد و اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی و دوقطبی را تشریح میکند. در فصل سوم کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند، تأثیر انواع غذاها و داروها را بر مغز نشان میدهد و از اثرات مغز بر کارکرد دستگاه گوارش سخن به میان میآورد.
پس از آن گری ال. ونک به سراغ مقولهی خواب و ریتم شبانهروزی میرود و پیامدهای بر هم خوردن ریتم شبانهروزی را برمیشمرد. او در این فصل به موضوعات جالبی مثل ارتباط خواب و خوراک، رؤیای شفاف، مدت زمان خواب دیدن، دلیل نیاز به قهوهی صبحگاهی و تأثیر افزایش سن بر روی خواب میپردازد. در ادامه از پیری و بیماریهای پارکینسون و آلزایمر حرف میزند و اثرات پیری بر بینایی، شنوایی، چشایی، تعادل و لامسه را توضیح میدهد. آخرین بخش کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند نیز موضوعات کنجکاویبرانگیز دیگری را وامیکاود که تجربهی نزدیک به مرگ، تفاوت مغز زنان و مردان و عصبزایی تنها گوشهای از آنها هستند.
به این ترتیب گری ال. ونک اثری ساده اما علمی و معتبر را پیش روی خوانندگان خود قرار میدهد تا طیف گستردهای از مخاطبان با شگفتیهای مغز انسان آشنا شوند. گفتنیست که کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند با تلاش پریسا بخشنده و شاهد زندیهراد به فارسی برگردانده شده و نشر نویسه پارسی آن را روانهی بازار کتاب کرده است.
کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی رشتههای روانشناسی، علوم شناختی و علوم اعصاب هستید، یا به مطالعه در این حوزهها علاقهمندید.
- به شناخت زیستشناسی و مکانیسم مغز انسان علاقه دارید و در پی کتابی میگردید که با زبانی ساده در این باره توضیحاتی کامل ارائه دهد.
- میخواهید از یافتههای علمی روز در باب اثرات خواب، غذا و سن بر مغز آگاه شوید و بیماریهای روانی را بشناسید اما درگیر اصطلاحات پیچیدهی علمی نشوید.
در بخشی از کتاب مغز: آنچه همگان باید بدانند میخوانیم
در میان چیزهای بسیار زیادی که هنوز در مورد مغز نمیدانیم، سؤالات بیپاسخ و نظریههای اثباتنشده بسیاری وجود دارند. متأسفانه برای رهایی از این جهل، افسانههای بیشماری به وجود آمده است؛ در این میان، افسانههایی هستند که به زوال ذهن ناشی از پیری و یا بیماری و همچنین مزایای درمانهای جایگزین غیرعلمی برای بازگرداندن عملکرد مغز به حالت اولیه و یا حتی عملکرد بهتر آن مربوط میشوند. از دل تفسیرهای عوامانه حقایق علمی، مداخلات پزشکی بسیاری ساخته شدهاند و افرادی که قربانی آرزوی محال خویش هستند آنها را گسترش میدهند.
همه ما با چنین افرادی برخورد داشتهایم؛ آنها صادقاند اما بهنظر میرسد که به بیراهه رفتهاند و دلبسته نظریههای غیرمتعارف هستند – و همیشه، بدون اینکه ناامید شوند، بر این باورند که اگر فقط کسی به آنها گوش دهد، دانش آنها علم یا جامعه را متحول میکند. خود ما نسبت به این سوءبرداشت آسیبپذیریم چراکه از روی ناچاری دلمان میخواهد که واقعیت داشته باشند.
بیشک، هنگامی که انتظاراتمان برآورده نشود به طور وحشتناکی دلسرد میشویم. شاید مشکل از ماست، شاید تمامی ادعاهای جالبی که دوستان در اینترنت گذاشتهاند، ما را به اندازه کافی قانع نکردهاست. همان طور که تینکر بل گفته است، «فقط باید باورکنید!» آیا افکار خوب و نگرش مثبت کافی نیست؟ نه. نتایج بسیاری از مطالعات کنترلشده در نشان دادن اینکه مداخلات روانشناختی، مانند شادتر بودن، تمرین افکار مثبت هیچ تأثیری در زنده ماندن بیماران مبتلا به سرطان ندارد، با شکست مواجه شدهاست.
امروزه، اینترنت، مجلات و تبلیغات تلویزیونی از تفاسیر سرهمبندی شده مطالعات علمی نامعتبر برای گول زدن افراد درمانده استفاده میکنند. معمولاً، تنها نتیجهای که نصیب قربانیان میشود این است که پول خود را از دست میدهند و یا دیرتر به دنبال پیدا کردن راه درمانی میروند که ممکن است مزایای پزشکی واقعی داشته باشند. مغز در طول زندگی تغییر میکند و همیشه این تغییرات در جهت مثبت نیستند. چرا مغز تغییر میکند؟ زوالِ شناختی دلایل بسیاری دارد.
بله


















