نقد، بررسی و نظرات کتاب شب‌های روشن - فئودور داستایوفسکی

فرنوش جعفرزاده
۲
۱۴۰۴/۰۹/۰۳
وقتی پسره داشت حرف می زد توی چپتر دو فکر کنم، برام جالب بود و یه جاهایی از حرف هاش رو کاملا میتونستم درک کنم. ولی در کل طی خوندنش پوکر بودم. پسره توی چهار پنج روز عاشق دختری شد که عملا شناختی بهش نداشت. دختره باز عاشق شدنش قابل درک تر بود هم سنش کمتر بود هم مادر بزرگش واقعا دیوانه اش کرده بود. ولی حتی دختره هم به نظرم احمق بود. احمق و عوضی. واقعا بد کرد دختره با پسره. دنیاشون رو با هم ساختن و اون تنهایی خرابش کرد. بعد تازه نامه داده بود باز هم دوست من می مانی؟ ذره ای حیا و وجدان هم خوب چیزیه والا! و چه احمق پسری که عاشق این دختر شد و فراموشش نکرد. کلا به نظرم رابطه اشون غیرمنطقی و تند بود. البته شاید هم اون موقع ها روابط واقعا همینطوری بوده. در کل حس می کنم داستایوفسکی خیلی سلیقه من نیست چون جز نازنین هر چی خوندم ازش دوست نداشتم.
شهربانوغزالی
۵
۱۴۰۴/۰۹/۰۴
«آرزو مى کنم که آسمان سعادتت همیشه نورانى باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را براى آن دقیقه ى شادى و سعادتى که به دلى تنها و قدرشناس بخشیدى دعا مى کنم.» این عبارت پایانی کتاب، تقدیم بی چون وچرا وپاکترین عشق بود به یک رقیب که خود عاشق‌ترین بودوبی نصیب‌ترین …. چه تخیل زیبایی داشت، چه رویایی بافته بود وچقدربه دل می‌نشست که این سوزدل، حقیقی است بی هیچ شک وشبهه ای…واقعیتی که دریک دنیای بی رحم، خودشیفتگی‌ها وخودخواهی‌ها اجازه نمی‌دهد دل راصاف ببینی، دریا راآبی وعشق رابی غل وغش…داستایوفسکی نویسنده‌ای بی همتاست.
عرفانه احدی
۵
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
ترجمه ی داستان بسیار عالی بود. 🔴ممکنه اسپویل بشه براتون. من اینطوری به داستان نگاه می کنم: خیلی واضح و جالب میشه دید که انزوا، زندگی در خیال، تصمیم گیری از روی هیجان، ترس ها و خجالت چطوری می تونه روی زندگی اثر بذاره. نشانه ها وجود دارند اما همه ی این چیزها جلوی تماشای حقیقت رو میگیره و نمی ذاره خوب ببینه که، «چرا اون دختر سمتش اومده؟»، و در آسیب پذیر ترین حالتِ این پسر، در حالی که یک چیزی در وجودش به ظریف ترین و زیبا ترین شکل ساخته شده، در یک آن فرو می ریزه... نویسنده به قدری زیبا توصیف کرده که دل آدم به شدت در نهایت داستان برای این پسر سخت فشرده میشه❤️
Saghar
۳
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
فئودور نویسنده بزرگیه اما صادقانه بخوام بگم کتاب روند حوصله سر بری داره و خب داستان قابل توجهی‌ام نداره. اما چیزی که این کتابو جذاب میکنه شیوه حرف زدن شخصیت داستانه که خیلی شاعرانه و عمیق صحبت میکنه و برای کسایی که به نویسندگی علاقه دارن خب جمله‌ها و کلمات زیبایی استفاده شده. برای کسایی که تازه به داستایفسکی آشنا شدن شروع خوبی برای آشنا شدن با حال و هوای نوشته‌های داستایفسکی. و ترجمه سروش حبیبی‌ام واقعا قشنگ و روانه.
پارسا افشار
۵
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
۱ دقیقه شادکامی برای سراسر زندگی انسان کافی نیست؟ چقدر تنها بود با شخصیتی عجیب ک مدام رویاهای خود را زندگی میکرد.. چقدر تنها ک با اولین برخورد غرق عشق شد.. چقدر عاشق که درد او به رنجی ماندگار تبدیل شد.. و چقدر تلخ که پس از اعترافی صاف و صادقانه رها شوی.. ناراحت کننده بود روحی که نیاز به تیمار داشت زخم بدتری برداشت و فکر کنم تنهاتر از همیشه شد..
mobinakorani
۳
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
اول خواستم نظر منفی بدم راجبش اما اگر دیدگاهمونو عوض کنیم، پسره نماد اکثر انسان های الانه که فقط از سر (تنها) بودن دلبسته یکی میشن و اون رو عشق طلقی میکنند، از طرفی هم دختره نماد کسایی هست که انسان های گذری رو جایگزین عشق حقیقیشون میکنن چیزایی که الان خیلی میبینیم در کل بد نبود
Maryam Almasi
۳
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
من نسبت به برادران کارامازوف، از این کتابش زیاد خوشم نیومد، ار نظر روانشناسی قابل درکه، ادمی تنها که هر خرده توجهی رو‌ میقاپه تا مثل یه طناب بهش چنگ بزنه (پسره), و یه ادم دیگه با طرح واره که نمیتونه توی یه رابطه‌ی سالم بمونه، ولی باز کتابش بنظرم چرت اومد
حاج صادقی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
و پایانی عالی: " آرزو مى کنم که آسمان سعادتت همیشه نورانى باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را براى آن دقیقه ى شادى و سعادتى که به دلى تنها و قدرشناس بخشیدى دعا مى کنم. "
اذر عامری
۴
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
دایتان جالبی داشت و در کل یک داستان کوتاه بود که با هنر نوبسنده و استفاده از ادبیات خاص پرورش پیدا کرده و به این تعداد رسیده بود
کمیل نکوئی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
بسیار عالی. نگارش و ترجمه خوبی داشت. خلاصه داستانش به یکی از مسائل اجتماعی در روابط انسانی میپردازه
Zahra
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
برای شروع آثار داستایوفسکی کتاب خوبی هستش و این سومین کتابیه که ازشون میخونم. زیبا و غم انگیز
fama chorsi
۵
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
کتابی با متن ادبی عالی، تامل برانگیز که جهان درونی و فکری فردی تنها رو روایت می‌کنه
Ensi
۵
۱۴۰۴/۱۱/۲۴
خوش درخشید! ایشون به بیماریِ غیرِ واگیرِ آگاهی مبتلا بوده مثلِ اینکه!
ن_صفری
۵
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
قلم وذهن خلاق داستایوفسکی بالاتر از توان من در شرح فوق العاده بودن آثارش است
زهرا آقایی
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
کتاب قشنگی بود، درس‌های زیادی برای یاد گرفتن داشتن
مصعب رضوی
۵
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
مشکل قلبی دارید نخونید
جوادذرخش
۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
این برنامه‌ها کمک به سطح آگاهی میکند
شیرین مال
۲
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
کتاب بی مزه و دوست نداشتنی و حوصله ببر
👋 سوالی دارید؟