نقد، بررسی و نظرات کتاب دختر من - مگان میراندا
مریم حیدریان
۱۴۰۵/۰۶/۰۶
00
واقعاً از خوندن «دختر من» لذت بردم 😭🖤از اون کتاباست که اولش شاید فکر کنی یه داستان معمولیه، ولی کم کم انقدر سؤال و راز وارد داستان می شه که دیگه نمی تونی ولش کنی. چیزی که خیلی دوست داشتم این بود که گذشته ی هیزل کم کم برمی گرده. مخصوصاً ماجرای مامانش که سال ها فکر می کرده ترکش کرده. بعد از مرگ پری هولت و خشک شدن دریاچه، پیدا شدن ماشین از کف دریاچه همه چی رو عجیب تر می کنه و آدم هی با خودش می گه خب پس واقعاً اون سال ها چه اتفاقی افتاده من فضای داستان رو هم خیلی دوست داشتم یه شهر کوچیک، یه دریاچه که داره خشک می شه، خونه ی قدیمی و کلی راز که انگار سال ها زیر آب قایم شده بودن و حالا یکی یکی دارن بیرون میان. به نظرم قشنگ ترین قسمت کتاب اینه که فقط دنبال این نیستی که بفهمی «چی شده»، بلکه کم کم به همه شک می کنی و می بینی گذشته ی آدم ها شاید اون چیزی نباشه که همیشه فکر می کردی. در کل خیلی دوستش داشتم. شاید بعضی جاها یکم آروم پیش بره، ولی من اونجا رو هم تحمل کردم زود رد شه ببینم بعدش چی میشهاگه داستان های معمایی با رازهای خانوادگی و گذشته های عجیب رو دوست دارید، به نظرم حتماً امتحانش کنید. من که خیلی خوشم اومد.
خیلی کتاب خوبی بود. هیجان به شدت بالا و روند جذابی داشت
فقط اخرش یکم ناامید شدم یه سری قضایا خیلی بی دلیل و زیادی بود پس اخرشم بهش پرداخته نشد مثلا مرگ ریچارد یا قتل سونی. داستان جیمی هم با اون پسر دبیرستانی خیلی ناقص موند اصلا علت مرگ و دلیلش مشخص نشد. و جالب اینه که تا اخر داستان نفهمیدم اینا همه زیاده گوییه و فکر میکردم سرانجامی دارن یا بهم مرتبطن. مثلا عکس جیمی تو اون دوربین باز خیلی عجیب بود. برای چی برادربزرگه اصلا با خودش دوربین برده بود اگه فکر میکرد خونه خالیه
ولی با همه این ایرادات سه چهارم اولیه کتاب عالی بود و اگه اخرش اینقدر اخته نمیموند خیلی بهتر بود. ولی خوشحال شدم که خواهربرادرا در اخر کنار هم بودن و رابطشونو تریمیم کردن. اشارهای که به مفهوم خانواده داشت برام زیبا بود
فقط اخرش یکم ناامید شدم یه سری قضایا خیلی بی دلیل و زیادی بود پس اخرشم بهش پرداخته نشد مثلا مرگ ریچارد یا قتل سونی. داستان جیمی هم با اون پسر دبیرستانی خیلی ناقص موند اصلا علت مرگ و دلیلش مشخص نشد. و جالب اینه که تا اخر داستان نفهمیدم اینا همه زیاده گوییه و فکر میکردم سرانجامی دارن یا بهم مرتبطن. مثلا عکس جیمی تو اون دوربین باز خیلی عجیب بود. برای چی برادربزرگه اصلا با خودش دوربین برده بود اگه فکر میکرد خونه خالیه
ولی با همه این ایرادات سه چهارم اولیه کتاب عالی بود و اگه اخرش اینقدر اخته نمیموند خیلی بهتر بود. ولی خوشحال شدم که خواهربرادرا در اخر کنار هم بودن و رابطشونو تریمیم کردن. اشارهای که به مفهوم خانواده داشت برام زیبا بود
هیجان زیادی داشت و با معمای زیاد، از ابتدا با هیجان شروع شد و ادامهاش همچنان نفس گیر بود، اما به نظر میآمد در اواخر داستان نویسنده آنرا تا حدی جمع و جور کرده، انگار عجله تمام کردن داشته باشد، ماجراهای زیادی بوجود آورده و نمیدانسته چطوری تمام کند، به هر صورت آخرش شتابزده است، فقط راوی گذری عبور میکند آوردن مدام کلمه پارانویا کمی به ترجمه لطمه زده، و گرنه روان بود،
بسیاااار لذت بردم از این داستان. فضاسازی عالی، توصیفات عالی. داستان جنایی معمایی اما یه جاهایی خیلی خوب ترس رو هم میتونست بهت منتقل کنه. افت ریتم اصلا نداشت، کشش بسیاار خوبی داشت، البته چون تعداد شخصیت های داستان زیاد نبودن تاحدی میشد یه سری موارد رو حدس زد، به خصوص گفتگوها سرنخ های تقریبا واضحی دارن اما به هرحال من واقعا لذت بردم.
کتاب تقریبا خوبی بود. روندش عالی بود خواننده رو دنبال خودش می کشید ولی آخرش تمام حس خوب رو از بین برد خیلی از چیزها نا تمام موند پرداخته نشد و اصلا مفهوم فصل آخر رو نفهمیدم از چه کسی حرف می زد که میخواستن دفنش کنند. فقط اینکه آخرش خواهر و برادرها باهم بودن خوشحال شدم اما کلا آخر داستان اصلا و به هیچ عنوان جالب تموم نشد با یه عالمه ابهام.
تا الان که صفحهی شصت این کتاب هستم به شدت حوصلم از ریتم بی هیجان و یکنواخت و خطی و حوصله سر بر کتاب سر رفته. امیدوارم تا اخر بتونم بخونمش و پس از اتمام این نظرم رو ادیت کنم. ناراحتم برای وقتی که گزاشتم و هزینهای که دادم. اینقدر نظرات دیگران عالی بود دانلودش کردم و واقعا تو ذوقم خورد. تا الان امتیاز من ب این کتاب بسیار بسیار ضعیف بوده
ترجمه خوب و روان بود. داستان جاهایی بسیار تند روایت میشود و گاهی بسیار کند. در کل کتاب جالبی بود. خواندنش برای یکبار حتماً توصیه میکنم. تقریباً از اواسط داستان میشد پایان معما را حدس زد. نویسنده داشت به خواننده سیگنالهای خوبی درباره حل معما میداد. در نهایت ممنون از ترجمه روان نویسنده و کتابراه بابت نشر آن در برنامه بسیار خوبش.
به عنوان یک نویسنده باید بگویم شیوهی نگارش یک داستان معمایی با مثلا رمان عاشقانه متفاوت و نثر برنده و صریحی را میطلبد در این کتاب توصیفات ناقص و الکن زیادی از محیط اطراف شده که تازه در تصویر سازی هم موفق نیست گرهی خوبی ایجاد کرده ولی پایان داستان اصلا متقاعد کننده نیست و خیلی از وقایع در هالهی ابهام باقی میماند
سلام. کتاب خوبی بود. موضوع خوب. پرورش مطلب خوب. ترجمهی خوب و روون. اشکالات ویراستاریشم خیلی کم بود و یک غلط املایی هم بیشتر نداشت. خوشم اومد. تا دقیقهی آخر خاطی و انگیزههاش نامعلوم بودن. جالب بود. خشن نبود. زیادهگویی نداشت. مختصر، مفید و پر کشش! تو این سه تا کلمه خلاصهش میکنم و همچنین توصیه 😉
بسیار قشنگ بود اما آخرش انگار سریع تموم شد و همه چیز خوب بود. جیمی و وضعیتش که چجوری حل شده روشن نشد. اینکه پلیس یجورایی روی همه چیز. سرپوش گذاشته و هیچکس بابتش مجازات نشد. من فکر میکنم جا داشت یه پایان بندی بهتر بهش اختصاص میداد ولی در مجموع خیلی لذت بردم و پیشنهاد میکنم بخونید.
