کتاب بمان یا برو، راهنمایی عملی برای افرادی است که در رابطهی عاطفی نامطلوب گرفتار شدهاند و نه پای رفتن دارند و نه تاب ماندن. بورلی استون، نویسندهی کتاب، با رویکردی واقعبینانه و دلسوزانه، در این اثر به خواننده کمک میکند تا از حالت انفعال و بلاتکیفی خارج شود و بهترین تصمیم را برای ماندن یا رفتن در رابطهی عاطفی بگیرد.
دربارهی کتاب بمان یا برو
کتاب بمان یا برو (Stay or Leave: Six Steps to Resolving Your Relationship Indecision)، اثری سودمند برای افرادی است که در رابطههای عاطفی نامطلوب گیر کردهاند و نمیتوانند تصمیم درستی برای جدایی یا ادامهی رابطه بگیرند. بورلی استون (Beverley Stone)، نویسندهی کتاب، فرایندی گامبهگام در این اثر پیش روی خواننده قرار میدهد تا به ریشههای تردید خود پی ببرد و کنترل زندگیاش را در اختیار بگیرد. به گفتهی نویسنده، بسیاری از افراد ترجیح میدهند در رابطهی ناسالم باقی بمانند و کار خاصی انجام ندهند، غافل از اینکه این گزینه همواره با شکست روبهرو میشود. هدف اصلی بورلی استون از نگارش این اثر، آشنایی خواننده با این واقعیت است که چرا تلاشهای قبلی، با شکست روبهرو شدهاند و چگونه میتوان دوباره تلاشی انجام داد که به موفقیت و رضایت در رابطه برسد.
مطالب کتاب بمان یا برو با توضیحاتی دربارهی دلیلهای ترک یک رابطه آغاز میشود. در کنار این دلیلها، دلیلهای ماندن در رابطه نیز مطرح شدهاند. این رویکرد، به خواننده کمک میکند تا از چرخهی احساسات سردرگمکننده خارج شود، با نگاهی متعادل و واقعبینانه همهی جوانب رابطهاش را بررسی کند و به جای تصمیمگیری بر اساس ترس یا عادت، با درکی روشن و منطقی، بهترین انتخاب را برای آیندهی خود رقم بزند و سرانجام کنترل زندگیاش را به دست بگیرد.
مانعهای اصلی برای ادامه یا خاتمهی رابطهی احساسی
بورلی استون، در ادامهی کتاب بمان یا برو از پذیرفتن مسئولیت بنبست زندگی سخن رانده است. مطالعهی این بخش باعث میشود تا خواننده، با پذیرش مسئولیتها، پاسخی کامل و دقیق برای نیازها و خواستههای شخصیِ خود پیدا کند و خود واقعیاش را بشناسد. چنین شناختی، راه را برای اتخاذ تصمیم مهمِ ماندن در رابطه یا ترک آن، باز میکند. از دیدگاه بورلی استون، نداشتن شناخت از خود، نداشتن نگاه مثبت به اضطراب، پر نکردن زندگی با هدف و معنای خاص، نپذیرفتن مسئولیت شرایطی که فرد در آن قرار دارد، نبود امکان همیشگی انتخاب و زندگی بر اساس معیارها و استانداردهای خود، به عنوان 6 مانع مهم در زندگی انسانها و رابطهی احساسی شناخته میشود. نویسنده، در کتاب بمان یا برو، راههای برطرف کردن این موانع را به تفضیل توضیح داده تا خواننده پس از مطالعهی این اثر، تصمیمی حسابشده و دور از احساسات برای ادامه یا ترک رابطه بگیرد.
کتاب بمان یا برو را انتشارات بله با ترجمهی سهراب شاهین فر، چاپ و روانهی بازار کرده است.
نکوداشتهای کتاب بمان یا برو
- علاقهمند بودم که ببینم نویسنده در این باره چه دیدگاهی دارد. متوجه شدم که بورلی استون تمام جوانبی را که باید در نظر گرفت، با زبانی شیوا و روشن توضیح داده است. این کتاب را به هر کسی که به این موضوع علاقهمند است، پیشنهاد میکنم. (کاربر آمازون)
- این کتاب حرف دل آدم را میزند. از یک یا چند جلسهی درمانی گرانقیمت، مؤثرتر است. آن را بخوانید و به خود کمک کنید. (کاربر آمازون)
کتاب بمان یا برو برای شما مناسب است اگر
- در یک رابطهی ناراضیکننده گرفتار شدهاید و بین ماندن یا رفتن مردد هستید.
- از بیتصمیمی و بلاتکلیفی در رابطهی خود خسته شدهاید و میخواهید قدمی برای تغییر بردارید.
- به دنبال یک راهنمای عملی و گامبهگام هستید تا به شما کمک کند با واقعیت روبهرو شوید.
- قصد دارید دلیلهای شکست تلاشهای قبلی خود را برای حل مشکلات رابطه، کشف و درک کنید.
در بخشی از کتاب بمان یا برو: شش گام برای تصمیم گیری هوشمندانه در روابط میخوانیم
اگر مدام از زندگی خود ناراضی هستید، این به این دلیل است که بهجای ریسک کردن و تبدیل شدن به کسی که میخواهید، ترجیح میدهید در یک وضعیت جمعی ناسالم باقی بمانید و به خواستههای دیگران پاسخ دهید.
یکی از مراجعینم به من گفت که با گذر زمان احساس میکند که یا اکنون یا هیچ وقت، این آخرین فرصت اوست. باوجود اینکه فرزندانش روزبهروز بزرگتر میشوند، خواستههای همسر و فرزندانش همچنان به قوت خود باقی است. او میخواست که هیچچیز بههم نخورد، اما در عین حال نیاز داشت که به خودش فکر کند، خود را در اولویت قرار دهد و از خود مراقبت کند پیش از آنکه برای این کار خیلی دیر شود.
آیا شما هم همیشه تلاش میکنید تا نیازها و آرزوهای خود را فدای خواستهها و نیازهای خانواده کنید؟ آیا در گفتوگو با دوستانتان از آنها میپرسید که پس چه زمانی نوبت شما خواهد شد؟ و هنوز هم برای ارضای نیازهای دیگران از خودتان گذشت میکنید؟ آیا در روابط با همسر خود، همیشه بهنظر میرسد که شما بدخلق و عصبانی هستید، در حالی که هر دو میدانید که در حقیقت مقصر اصلی طرف مقابل است؟ آیا مشاجرات شما معمولاً با قول و قرارهایی که هیچوقت به عمل نمیرسد تمام میشود؟ در این صورت، شما بهخاطر رفتار مثبتتان در حقیقت ضعیف و شکننده میشوید و به میل شریک زندگیتان عمل میکنید، مدام از خودتان میپرسید که پس چه زمانی نوبت شما میشود؟
آیا از ریسک کردن اجتناب میکنید چون از سرزنش و ملامت دیگران میترسید؟ یا پس از هر مشاجره، تسلیم یک امید بینتیجه برای پیروزی میشوید؟
بله



















