نقد، بررسی و نظرات کتاب گذرگاه تاریک - دیوید گودیس
4
112 رای
آریا متین
۱۴۰۵/۰۱/۰۶
1131
کتابراه تموم این سالها تنها کتابخونهای بودی که با هدیههای مختلف و تموم نشدنیت چه تو طول سال و چه توی نوروز دل مخاطبت رو شاد میکردی.. هر چند امسال به رسم ایام قدیم نشد.. ولی بازم دمت گرم و سفره کسب و کارت پر برکت...
این رمان جنایی، سبک خیلی قدیمی داره که باعث میشه الان مورد علاقهی خیلیها نباشه. برخلاف رمانهای ماندگار جهان، این کتاب خیلی همه پسند نیست. داستان خیلی معمولی داره و اکثر اتفاقات بر اساس شانس پیش میره. مثلا فرار پاری و پیدا نشدنش توسط مامورین بازرسی خیلی سطحی بود. هر جا هم که میرفت، مردم سریع میشناختنش. از راننده تاکسی گرفته تا مردم توی کافه همه عکسش رو توی روزنامه دیده بودند ولی پلیس نه! حتی خود نویسنده هم چند بار توی داستانش میگه که چقدر همه چیز راحت پیش میره واسه فرار... ارتباط آیرین با پاری هم عجیب بود. این که خیلی راحت اون رو پیدا کرد، بهش کمک کرد، پاری بهش چطور اعتماد کرد... اصلا خوب توجیه نشد و انگیزهی موجهی هم نداشت! شکلگیری عشق بینشون هم تب و تاب خاصی نداشته و یکدفعه آخر کتاب پاری یادش میفته از اون به عنوان دلبرش یاد کنه. قتل هم کاملا قابل حدس بود کار کیه. آخر قصه هم پاری فقط با یک سرنخ کل ماجرا رو فهمید که واقعا بعضیهاش حدس و گمان الکی بود. تغییر چهره با عمل جراحی هم خیلی ترفند پیش پاافتادهای هست ولی خب شاید بشه این رو با قدیمی بودن داستان توجیه کرد. فقط بازی با رنگها و فضاسازی زیبای نویسنده جای تحسین داشت. از این که به بعضی شخصیتها رنگی رو اختصاص داده بود، خیلی خوشم اومد.
گذرگاه تاریک"، رمانی نوآر از دیوید گودیس، نخستینبار در سال ۱۹۴۶ منتشر شد. گودیس که به مهارت خود در ترسیم جهانهای تیره و شخصیتهای شکستخورده مشهور است، در این اثر داستانی پرتعلیق از استیصال، هویت و رستگاری را در زیرپوست تاریک سانفرانسیسکو روایت میکند. شهرت این رمان زمانی بیشتر شد که در سال ۱۹۴۷ به فیلمی نوآر با بازی همفری بوگارت و لورن باکال تبدیل شد.
داستان درباره وینسنت پری، مردی است که به اشتباه به قتل همسرش محکوم شده است. او که ناامید از اثبات بیگناهی خود است، از زندان سن کوئنتین میگریزد و در خیابانهای سانفرانسیسکو پنهان میشود. در این مسیر، زنی مرموز به نام ایرن جنی به او کمک میکند. پری برای فرار از تعقیب پلیس، تحت یک عمل جراحی پلاستیک غیرقانونی قرار میگیرد که چهرهاش را دگرگون میکند و فرصتی به او میدهد تا قاتل واقعی را پیدا کند. او در جریان این جستوجو، با شخصیتهایی پرابهام و دنیایی از فریب و خیانت روبهرو میشود - از باجگیران و مقامات فاسد گرفته تا افرادی که انگیزههایشان مشخص نیست. با نزدیکتر شدن او به حقیقت، تنش اوج میگیرد، در حالی که پری برای حفظ هویت جدیدش و دور ماندن از چنگال قانون تلاش میکند.
"گذرگاه تاریک" به موضوعاتی چون سرنوشت، هویت و شکنندگی اعتماد میپردازد. گودیس، در دل فضایی سرشار از بدگمانی، پارانویا و تقدیرگرایی، زوال روانی مردی را به تصویر میکشد که در چرخهای از بیعدالتی گرفتار شده است. او نشان میدهد که چگونه شرایط بیرونی میتوانند ماهیت و سرنوشت فرد را رقم بزنند و اینکه تا چه اندازه میتوان به دیگران اعتماد کرد.
با فضای وهمآلود، دیالوگهای تند و تعلیق بیوقفه، "گذرگاه تاریک" یکی از آثار شاخص ادبیات نوآر محسوب میشود. گودیس، با مهارت
داستان درباره وینسنت پری، مردی است که به اشتباه به قتل همسرش محکوم شده است. او که ناامید از اثبات بیگناهی خود است، از زندان سن کوئنتین میگریزد و در خیابانهای سانفرانسیسکو پنهان میشود. در این مسیر، زنی مرموز به نام ایرن جنی به او کمک میکند. پری برای فرار از تعقیب پلیس، تحت یک عمل جراحی پلاستیک غیرقانونی قرار میگیرد که چهرهاش را دگرگون میکند و فرصتی به او میدهد تا قاتل واقعی را پیدا کند. او در جریان این جستوجو، با شخصیتهایی پرابهام و دنیایی از فریب و خیانت روبهرو میشود - از باجگیران و مقامات فاسد گرفته تا افرادی که انگیزههایشان مشخص نیست. با نزدیکتر شدن او به حقیقت، تنش اوج میگیرد، در حالی که پری برای حفظ هویت جدیدش و دور ماندن از چنگال قانون تلاش میکند.
"گذرگاه تاریک" به موضوعاتی چون سرنوشت، هویت و شکنندگی اعتماد میپردازد. گودیس، در دل فضایی سرشار از بدگمانی، پارانویا و تقدیرگرایی، زوال روانی مردی را به تصویر میکشد که در چرخهای از بیعدالتی گرفتار شده است. او نشان میدهد که چگونه شرایط بیرونی میتوانند ماهیت و سرنوشت فرد را رقم بزنند و اینکه تا چه اندازه میتوان به دیگران اعتماد کرد.
با فضای وهمآلود، دیالوگهای تند و تعلیق بیوقفه، "گذرگاه تاریک" یکی از آثار شاخص ادبیات نوآر محسوب میشود. گودیس، با مهارت
کتاب خوبی بودباوجود اینکه بعضی جاها قصه از نفس میافتاد وشاخ وبرگ پیدا میکرد قصه فردی که به قتل همسرخود ورفیقش متهم شده ولی بیگناه هست…البته پایان پیچیدهای هم نداشت وقاتل خیلی ساده پیداشدقضیه فراراززندان هم بسیار ساده و غیرقابل قبول بود جراحی صورت متهم به قتل بدون تجویزدارو و آنتی بیوتیک فقط در۹۰ دقیقه ویکجلسه واقعا نشدنی وگافهای داستان بود ولی درمجموع نویسنده بازبان عامیانه داستان راروایت میکند …داستان بعضی جاها کشدار وآبکی میشد مواقعی که مثلا کسی زنگ درب خانهای که متهم فراری درآن مخفی شده بود میزد شخصیت اصلی به فکر فرومیرفت که چه کسی بودکه زنگ میزد و حدود ده صفحه افکار پریشانش بود
کتاب نه حالت جنایی داشت و نه معمایی بود عاشقانه هم نبود، نمیدونم اصلا چی بود. ولی حال و هوای کتاب جنایی، یا یک فضای جنایی رو اصلا به من منتقل نکرد از همون اول قاتل و روند داستان کاملا قابل حدس بود و فقط یک سری اتفاقات بی مفهوم بهش اضافه شده بود حتی شخصیت آیرین هم خیلی بی سر و ته پیدا شد. یجاهایی هم واقعا تفکرات و حرفای تو ذهن پاری خیلیییی طولانی و مسخره میشد.
حاوی اسپویل!
به نظر من وینسنت پاری زیادی خوششانس بود! راحت از زندان فرار کرد، آیرین دنبالش اومد، راننده تاکسی کمکش کرد... بدون این که کسی مشکوک بشه! به جز این مورد من از اول حدس زده بودم چه اتفاقی در حال افتادنه، ولی خود روند و فضای داستان رو دوست داشتم. تجربه بدی نبود، متوسط کامل. شاید ارزش یک بار خواندن رو داشته باشه.
به نظر من وینسنت پاری زیادی خوششانس بود! راحت از زندان فرار کرد، آیرین دنبالش اومد، راننده تاکسی کمکش کرد... بدون این که کسی مشکوک بشه! به جز این مورد من از اول حدس زده بودم چه اتفاقی در حال افتادنه، ولی خود روند و فضای داستان رو دوست داشتم. تجربه بدی نبود، متوسط کامل. شاید ارزش یک بار خواندن رو داشته باشه.
قلم نویسنده و روند داستان خوب بود. من حتی اون توصیف و تشریحهای اضافه رو دوست داشتم ولی پایان جالبی نداشت. معمایی در کار نبود همه چی خیلی واضح پیش رفت طوری که آخرش از خودم پرسیدم همین؟! بعضی از قسمتهای داستان گنگ و بدون پاسخ باقی موند. به ویژه شخصیت آیرین و دلیل کمک کردنش به شخصیت اول داستان.
