نقد، بررسی و نظرات کتاب گذرگاه تاریک - دیوید گودیس

آریا متین
۱۴۰۵/۰۱/۰۶
کتابراه تموم این سالها تنها کتابخونه‌ای بودی که با هدیه‌های مختلف و تموم نشدنیت چه تو طول سال و چه توی نوروز دل مخاطبت رو شاد میکردی.. هر چند امسال به رسم ایام قدیم نشد.. ولی بازم دمت گرم و سفره کسب و کارت پر برکت...
آرثئا
۱۴۰۵/۰۲/۱۷
تو بیشتر کتاب عنصر جنایی معمایی کم بود و اون اوایل اتفاقات خیلی سریع بیان شد، برای مثال خیلی کلی از کنار دادگاهی که وینسنت رو به جرم قتل گرت محکوم کرد، گذشت در حالی که کمی توضیحات بیشتر میتونست جذاب باشه. به نظرم بیشترِ داستان رو میشه یه تعقیب و گریز هیجان انگیز در نظر گرفت و فقط آخرای کتاب واقعا جنایی بود. درمورد قاتل هم جوری بود که همون اول میتونستی حدس بزنی ولی نویسنده خیلی تلاش کرده بود گیجت کنه و وانمود کنه حدست اشتباهه. تقریبا تمام مدت سعی داشت با دادن سرنخ های غلط و یا رو نکردن یه سری نکات کلیدی به خواننده بگه "اشتباه حدس زدی"! ولی درحقیقت اولین حدس، درست ترین حدس بود. فکر میکنم کتاب باتوجه به سالی که منتشر شد یعنی ۱۹۴۶ خیلی جذاب و متمایز بوده هم از نظر موضوعی و هم محتوا. حتی الان بعد از ۸۰ سال هم میشه توی دسته ی کتاب های خوب گذاشتش که ارزش خوندن داره. شخصیت وینسنت اوایل داستان برای من گنگ و سرد بود ولی وقتی از گذشته و رابطه ش با همسرش تعریف میکرد رفته رفته فهمیدم که این آدم نمیتونه ذاتا جنایتکار باشه و اتفاقی که آخر داستان در رابطه با اون کلاهبردار افتاد نشون داد پاری (یا درکل هر شخصیتی توی این کتاب) خوب مطلق یا بد مطلق نیست بلکه مجموعه ای از هر دوی این هاست و باتوجه به شرایط ممکنه درصد خوبی و بدی این رفتار تغییر کنه. ولی درنهایت چیزی که دیگران از ما توی شرایط بد میبینن همیشه معیاری برای سنجش و قضاوت ما میشه؛ حتی شاید یه قضاوت اشتباه! درمورد آیرین هم باید بگم از اون دسته آدماست که خیلی کم ازشون پیدا میشه و وجودشون باعث حفظ تعادل داستان میشه؛ بدون وجود آیرین، وینسنت هیچ شانسی برای اینکه یه روز هم بتونه دووم بیاره نداشت. همین حامی و متکی بودن آیرین پاری رو نجات داد.
صادقی
۱۴۰۵/۰۲/۰۸
کتاب گذرگاه تاریک یکی از برجسته ترین رمان های نویسنده آمریکایی دیوید گودیس است که با آثار خود در ژانر نوآر برای ادبیات دوستان نامی کاملا شناخته شده محسوب می گردد. این اثر وی که در دسته ادبیات جنایی نیز جای می گیرد همان طور که انتظار می رود فضایی تاریک دارد با شخصیت هایی پیچیده و مرموز که در فساد غوطه ور هستند. ماجرایی حول محور یک جنایت که شخصیت اصلی داستان تن به هرکاری می دهد تا بی گناهی خود را ثابت کند. داستان سرشار از المان ها و کنایه های عمیق ادبی است و در پی عدالت، بی عدالتی را زیر سوال می برد. خواننده همراه شخصیت اصلی داستان، نوعی دگرگونی همراه با امیدها و ناامیدی های بسیار را پشت سر می گذارد تا بتواند معمای این جنایت را حل کند. طرفداران ژانر رمان های جنایی معمایی از خواندن این کتاب به یقین لذت خواهند برد. پیش از این یک اثر سینمایی برجسته نیز از این رمان مشهور ساخته شده است ولی خواندن یک کتاب به مراتب لذت بخش تر خواهد بود.
دلارام کاشانی
۱۴۰۵/۰۲/۰۸
انتخاب سبک سورئال برای یه موضوع جنایی شجاعت زیادی میخواد و انگار آقای گودیس حسابی شجاع بوده. داستان شبیه یه خواب در اثر شکم پر و تب و گرماس: هذیان مانند و درهم برهم و غیر منطقی با سرعت زیاد. فکر کنم همه از این خواب ها دیده باشیم ولی کی میتونه از این مدل خواب ها یه کتاب کامل دربیاره؟ فکر کنم تعداد همچین نویسنده هایی انگشت شمار باشه و همین جالبش میکنه. موضوع کتاب اگه یه جنایی معمولی بود هیچ چیز جالب و جذابی نداشت. صرفا یه موضوع تکراری مسخره و کلیشه ای بود. ولی نحوه ی روایت داستان بود که جذابش میکرد. هذیان های فکری شخصیت اول واقعا عالی بود. دیالوگ ها مجنون وار و جذاب بودن و بازی با رنگ ها و شهر ها نسبتا زیرکانه بود. این مورد که اینقدر از پلیس میترسید ولی در حقیقت هیچ جا هیچ پلیس واقعی ای به شخصیت و واقعیتش پی نمیبرد و در عوض همه ی مردم عادی میفهمیدن و به روش نمیاوردن هم خیلی کمدی سیاه و نقادانه ای داشت. من دوستش داشتم چون نویسنده تونسته بود یه داستان کلیشه رو جوری روایت کنه که جذاب باشه.
سما جعفری
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
این رمان جنایی، سبک خیلی قدیمی داره که باعث میشه الان مورد علاقه‌ی خیلی‌ها نباشه. برخلاف رمانهای ماندگار جهان، این کتاب خیلی همه پسند نیست. داستان خیلی معمولی داره و اکثر اتفاقات بر اساس شانس پیش میره. مثلا فرار پاری و پیدا نشدنش توسط مامورین بازرسی خیلی سطحی بود. هر جا هم که میرفت، مردم سریع میشناختنش. از راننده تاکسی گرفته تا مردم توی کافه همه عکسش رو توی روزنامه دیده بودند ولی پلیس نه! حتی خود نویسنده هم چند بار توی داستانش میگه که چقدر همه چیز راحت پیش میره واسه فرار... ارتباط آیرین با پاری هم عجیب بود. این که خیلی راحت اون رو پیدا کرد، بهش کمک کرد، پاری بهش چطور اعتماد کرد... اصلا خوب توجیه نشد و انگیزه‌ی موجهی هم نداشت! شکلگیری عشق بینشون هم تب و تاب خاصی نداشته و یکدفعه آخر کتاب پاری یادش میفته از اون به عنوان دلبرش یاد کنه. قتل هم کاملا قابل حدس بود کار کیه. آخر قصه هم پاری فقط با یک سرنخ کل ماجرا رو فهمید که واقعا بعضیهاش حدس و گمان الکی بود. تغییر چهره با عمل جراحی هم خیلی ترفند پیش پاافتاده‌ای هست ولی خب شاید بشه این رو با قدیمی بودن داستان توجیه کرد. فقط بازی با رنگها و فضاسازی زیبای نویسنده جای تحسین داشت. از این که به بعضی شخصیتها رنگی رو اختصاص داده بود، خیلی خوشم اومد.
صادق
۱۴۰۵/۰۱/۰۹
گذرگاه تاریک"، رمانی نوآر از دیوید گودیس، نخستین‌بار در سال ۱۹۴۶ منتشر شد. گودیس که به مهارت خود در ترسیم جهان‌های تیره و شخصیت‌های شکست‌خورده مشهور است، در این اثر داستانی پرتعلیق از استیصال، هویت و رستگاری را در زیرپوست تاریک سانفرانسیسکو روایت می‌کند. شهرت این رمان زمانی بیشتر شد که در سال ۱۹۴۷ به فیلمی نوآر با بازی همفری بوگارت و لورن باکال تبدیل شد.
داستان درباره وینسنت پری، مردی است که به اشتباه به قتل همسرش محکوم شده است. او که ناامید از اثبات بی‌گناهی خود است، از زندان سن کوئنتین می‌گریزد و در خیابان‌های سانفرانسیسکو پنهان می‌شود. در این مسیر، زنی مرموز به نام ایرن جنی به او کمک می‌کند. پری برای فرار از تعقیب پلیس، تحت یک عمل جراحی پلاستیک غیرقانونی قرار می‌گیرد که چهره‌اش را دگرگون می‌کند و فرصتی به او می‌دهد تا قاتل واقعی را پیدا کند. او در جریان این جست‌وجو، با شخصیت‌هایی پرابهام و دنیایی از فریب و خیانت روبه‌رو می‌شود - از باج‌گیران و مقامات فاسد گرفته تا افرادی که انگیزه‌هایشان مشخص نیست. با نزدیک‌تر شدن او به حقیقت، تنش اوج می‌گیرد، در حالی که پری برای حفظ هویت جدیدش و دور ماندن از چنگال قانون تلاش می‌کند.
"گذرگاه تاریک" به موضوعاتی چون سرنوشت، هویت و شکنندگی اعتماد می‌پردازد. گودیس، در دل فضایی سرشار از بدگمانی، پارانویا و تقدیرگرایی، زوال روانی مردی را به تصویر می‌کشد که در چرخه‌ای از بی‌عدالتی گرفتار شده است. او نشان می‌دهد که چگونه شرایط بیرونی می‌توانند ماهیت و سرنوشت فرد را رقم بزنند و اینکه تا چه اندازه می‌توان به دیگران اعتماد کرد.
با فضای وهم‌آلود، دیالوگ‌های تند و تعلیق بی‌وقفه، "گذرگاه تاریک" یکی از آثار شاخص ادبیات نوآر محسوب می‌شود. گودیس، با مهارت
Abolfazl-baghani
۱۴۰۵/۰۱/۲۹
کتاب گذرگاه تاریک یه کتاب جنایی معمایی هستش راجع به فردی که به جرم قتل همسرش به زندان می افته. سرعت پیشروی داستان و هیجان ان به قدری بالاست که از ابتدا که شروع به خواندن آن میکنید نمی تونید آن را برای لحظه ای کنار بگذارید. این داستان در سال های خیلی دور نوشته شده به همین دلیل رنگ و لعاب قدیم در این اثر پیدا هستش که بنظر من یکی از زیبایی های این کتاب رو تشکیل داده. تنها ایرادی که میتونم به این رمان بگیرم این هستش که آخر رمان رو من خیلی دوست نداشتم چون به تمامی سوالات پاسخ منطقی داده نشد و همچنین ترجمه اثر خیلی ملموس نبود به همین دلیل یه نمره کم کردم. در آخر از کتابراه خیلی ممنونم که این کتاب رو به صورت رایگان در اختیار همگان قرار داده است.
محمدرضا اسفنجانی
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
کتاب خوبی بودباوجود اینکه بعضی جاها قصه از نفس می‌افتاد وشاخ وبرگ پیدا میکرد قصه فردی که به قتل همسرخود ورفیقش متهم شده ولی بیگناه هست…البته پایان پیچیده‌ای هم نداشت وقاتل خیلی ساده پیداشدقضیه فراراززندان هم بسیار ساده و غیرقابل قبول بود جراحی صورت متهم به قتل بدون تجویزدارو و آنتی بیوتیک فقط در۹۰ دقیقه ویکجلسه واقعا نشدنی وگاف‌های داستان بود ولی درمجموع نویسنده بازبان عامیانه داستان راروایت می‌کند …داستان بعضی جاها کشدار وآبکی میشد مواقعی که مثلا کسی زنگ درب خانه‌ای که متهم فراری درآن مخفی شده بود میزد شخصیت اصلی به فکر فرومیرفت که چه کسی بودکه زنگ میزد و حدود ده صفحه افکار پریشانش بود
K.Sg
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
این کتاب بی نظیر است واقعا از خوندنش آدم سیر نمیشه درباره مردی به اسم وینسنت است که دوست صمیمی همسرش بهش علاقه مند میشه و قصد داره به وینسنت نزدیک شه و از اونجایی که همسر وینسنت هم علاقه نسبت با شوهرش بهش نشون نمیده وینسنت تصمیم میگیره چند باری با دوست همسرش وارد رابطه بشه ولی خب هیچ حسی نسبت بهش نداره که بعدا زن وینسنت توسط همین دوستش کشته میشه و به دادگاه شهادت میده که وینسنت این کارو کرده و وینسنت به جرم قتل به زندان میافته و بعد..
زهرا عسگری
۱۴۰۵/۰۱/۱۶
کتاب نه حالت جنایی داشت و نه معمایی بود عاشقانه هم نبود، نمیدونم اصلا چی بود. ولی حال و هوای کتاب جنایی، یا یک فضای جنایی رو اصلا به من منتقل نکرد از همون اول قاتل و روند داستان کاملا قابل حدس بود و فقط یک سری اتفاقات بی مفهوم بهش اضافه شده بود حتی شخصیت آیرین هم خیلی بی سر و ته پیدا شد. یجاهایی هم واقعا تفکرات و حرفای تو ذهن پاری خیلیییی طولانی و مسخره میشد.
هستی
۱۴۰۵/۰۱/۰۶
کتاب جالبی نبود
مورد اول ترجمه ضعیفی داشتش، مورد دوم کلا کتاب خوبی هم نبود انتظار پیچیدگی و تودر تویی بیشتری داشتم
من خیلی راحت تونستم همون صفحات اول آخر کتاب رو پیش بینی کنم در کل کتاب ضعیفی بود و منو جذب نکرد برای یک بار خوندن اونم از سر بیکاری و پیدا نکردن یه کتاب خوب، بد نبود
کتایون آتابای
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
حاوی اسپویل!
به نظر من وینسنت پاری زیادی خوش‌شانس بود! راحت از زندان فرار کرد، آیرین دنبالش اومد، راننده تاکسی کمکش کرد... بدون این که کسی مشکوک بشه! به جز این مورد من از اول حدس زده بودم چه اتفاقی در حال افتادنه، ولی خود روند و فضای داستان رو دوست داشتم. تجربه بدی نبود، متوسط کامل. شاید ارزش یک بار خواندن رو داشته باشه.
م.ش
۱۴۰۵/۰۱/۰۷
از نویسنده‌ای با این میزان موفقیت و اعتبار, کتاب بهتری رو انتظار داشتم، کتاب سرشار ار توصیفات دقیق و طولانی از حوادث اتفاقات و آدمهاست. گره‌های داستانی برای داستانهای جنایی مناسب نبود و سوالات بی شماری رو بی پاسخ گذاشت.
خوندنش رو به افرادی که نمایش نامه نویسی میکنند توصیه میکنم.
نازی امانی
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
قلم نویسنده و روند داستان خوب بود. من حتی اون توصیف و تشریح‌های اضافه رو دوست داشتم ولی پایان جالبی نداشت. معمایی در کار نبود همه چی خیلی واضح پیش رفت طوری که آخرش از خودم پرسیدم همین؟! بعضی از قسمتهای داستان گنگ و بدون پاسخ باقی موند. به ویژه شخصیت آیرین و دلیل کمک کردنش به شخصیت اول داستان.
نگار
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
کتاب معمایی و جنایی بود، تا یه جایی داستان کشش داشت و خواننده رو ترغیب میکرد تا ادامه بده و منتظر اتفاق بعدی باشه، ولی از یه جایی به بعد داستان سیر یکنواختی میگیره و از واقعیت زندگی فاصله میگیره، بطوری که شما به عنوان خواننده دیگه هیجانات اول داستان رو تحربه نمی‌کنید.
مائده خزائلی
۱۴۰۵/۰۲/۰۸
درود. عالی بود. به نظر من شخصیت پردازی‌ها خیلی خوب بیان شده بود. از اون مدل کتاب هاست که نمی‌تونی وسط راه ولش کنی. من که خیلی دوست داشتم. یک جور آدرنالین هم تو بدن ترشح می‌شه که همش استرس داری که شخصیت اصلی بلایی سرش بیاد. در کل من خیلی پسندیدم.
آیدا کاظمیان
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
محتوای کتاب درباره مردی ست که به ناحق به جرم قتل همسرش در زندان گرفتار میشود اما به نظر من کمی خیال پردازنده و خوشبینانه بود چرا در مسیر فرار معمولا یک عاشق حامی، یک راننده تاکسی خوب و یک دکتر جراحی زیبایی به این راحتی برای کمک پیدا نمیشوند
ندا خیری
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
کتاب متوسطی بود، حول محور یه شخصیت بود و عمده مطلب توهمات ذهنی و تفکرات شخصیت بود، من هر لحظه انتظار داشتم شخصیته از خواب بیدار بشه و ببینه همه چی الکی بوده و نتونسته فرار کنه
به نظر من بیش از حد نیاز طولانی بود و نصف بیشتر نوشته‌ها اصلا نیاز نبودن.
Ali.V
۱۴۰۵/۰۱/۰۷
چطوری تو همین چند ساعت که کتاب رایگان شده شما‌ها خوندینش و تمومش کردین و میگین کتاب بدی بود؟
مجبور نیستید حرف بزنید بخدا. بقیه به نسبت همین نظرات یک کتاب رو انتخاب میکنن برای خوندن خواهشا اگه کامل نخوندین نظر الکی ندین
Sana
۱۴۰۵/۰۱/۳۰
کتابی بود که دوست داشتم هی بخونم و زمینش نذارم. صحنه ها با جزئیات توصیف شده بودند و این، خوندن کتاب رو لذت بخش میکرد برام. توصیف هایی که از ترس پاری میشد، قشنگ اون حس دلشوره و شکاکی رو منتقل میکرد به خواننده. با تشکر از گروه کتابراه
P Dr
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
با توجه به اینکه ژانر معمایی داشت انتظار داشتم هیجانی تر باشه اما معمولی بود روند کلی داستان! و گاهی هم خسته کننده میشد.
اما دیالوگ‌های بین شخصیت‌ها جالب بودن و نویسنده تونسته توصیف‌های خوبی داشته باشه که گاها یکم نامفهوم بود برای من
آ. امراللهی
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
من دوستش نداشتم، کلا کتابهای این سبکی که توش پر از شکست و تاریکی و تکرار و اکرار و تکراره رو نمی‌پسندم. ‌ البته یه جاهایی از کتاب گیرایی‌های جالبی داشت که دوست داشتم بدونم بعدش چی میشه ولی در کل به نظر من کتاب جالبی نبود. ‌
نازنین شریفی
۱۴۰۵/۰۱/۲۰
فضای داستان و شخصیت‌ها آنقدر ساده هستند که حکایت از قدیمی بودن داستان دارد در کل داستان بدی نیست ولی انگار یک بچه دبستانی نشسته این شخصیتهای ساده و بدون پیچدگی را خلق کرده و چاشنی قتل را هم برای جذابیتش اضافه کرده
Nasim Rahimi
۱۴۰۵/۰۱/۰۹
کتاب صوتی گذرگاه تاریک از دیوید گودیس شاهکار ژانر معماییه! داستان پر از پیچ و تاب‌های نفس‌گیر، شخصیت‌های عمیق و رازهای لایه‌لایه‌ست که تا آخرین صفحه آدم رو میخکوب می‌کنه. گودیس استاد خلق suspenseه و روایتش اعتیادآوره.
ساحل عابدی
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
درواقع بد نبود ولی آن میزان هیجانی و معمایی بودنی که ازش انتظار داشتم و نداشت. داستانش طوری بود که می‌شد حدس زد قاتل کیه و چه خواهد شد. ولی خب حس میکنم حشو نویسی بسیاری نیز داشت. و کتاب بدی نبود. صددرصد ارزش خوندن داشت.
Riri
۱۴۰۵/۰۲/۲۱
تو دو روز تمومش کردم داستان و خط داستانی جالبی داشت ولی دوست داشتم روند بهتر بود و نتایج خوشایند تری داشت و اینکه بریده های سانسور شده خیلی توش احساس میشد
مریمی
۱۴۰۵/۰۱/۳۱
پایان باز داستان برام جالب نبود، همه چیز بر برای پاری خیلی خوب پیش میرفت هرکس اونو میشناخت یجور کمکش میکرد. با اینکه یه روزه خوندمش ولی انتظار بالاتری داشتم
مهدیه فلاح
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
ترجمه ی زیاد خوبی نداشت و پایانش هم خیلی باز و یهویی و مسخره تموم شد بد نبود در کل. یه جاهایی هم افکار پاری خیلییی طولانی میشد واقعا مزخرف بود.
زهره غلامی
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
بد نبود سرگرم کننده بود اما میتونست با معنی تر باشه
انتظارشو نداشتم معماش انقدر ساده باشه منم همون اوایل کتاب آخرشو حدس زدم
یه داستان خیلی معمولی
Esmat
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
سلام و تشکر. من این کتاب رو دوست داشتم و دیشب وقت گذاشتم و کامل خوندمش. هیجانش زیاد نبود و پایانش همونی بود که دلم می‌خواست. به هر حال هر کس نظری داره.
Sepehr teymoori
۱۴۰۵/۰۲/۲۱
یه رمان جنایی زیبا، فضا سازی بسیار زیبا و با دقت نوشته شده بود فقط یک اشکال که داشت این بود که یکم کند پیش میرفت داستان
جواد پارسی
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
داستان آمریکایی در حوزه نوار وباچاشنی ماشین ورنگ ومحاسبات ولی برای آدمای منطقی که همش دنبال منطق چون و چرایی هستن مناسب نیست
سمیه خرمی
۱۴۰۵/۰۱/۲۷
خیلی جالب نیست چون مثل این رمان‌های جنایی امروزی نیست کتاب خیلی سبک قدیمی داره و اینقدر به چیزهای غیرضروری می‌پردازه که ادم خسته میشه
سارو نادری
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
واقعا کتابراه بهترین برنامه‌ای برای کتاب خواندن است و هدیه‌های خوبی به مخاطبین خودش می‌ دهد و آن‌ها را به کتاب خواندن تشویق می‌کند
الهام تیموری
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
بنظر من ارزش وقت گزاشتن نداشت تا انتها خوندم ولی به هیچ وجه نتونستم ارتباط برقرار کنم هم ترجمه جالب نبود هم خود داستان خوب نبود
Elyas Hatami
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
داستان جالب بود، شخصیت‌های داستان رو دوست داشتم، نحوه صحبت شخصیت‌ها خیلی برایم جالب بود، حس موقعیت را خوب القا می‌کرد.
ممنونم از کتابراه
A. H
۱۴۰۵/۰۱/۰۷
تازه کتابراه رو نصب کردم واین دومین کتابه تا اینجا که خیلی خوبه امیدوارم بیشتر کتاب‌های صوتی رو در اختیار بذاره مرسی از برنامه خوبتون
زلیخا سلیمانی
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
کتاب نسبتا جالبی بود، کمی تخیلی بود، یه جاهایی وقایع غیر منطقی به نظر میرسیدن، فیلمی هم از روی همین کتاب ساخته شده
سجاد کبیری
۱۴۰۵/۰۲/۰۸
خوب بود. داستان جالب پیش رفت. قاتل همه جوره فرد بی گناه رو مقصر جلوه داده بود. یعنی پلیس همینقدر خنگه؟
بتول ارزانی
۱۴۰۵/۰۱/۲۳
کتاب جالبی نبود. من خوشم نیومد راوی داستان همش به بن بست می‌رسید بعد یه دست از غیب میومد اونو نجات میداد.
Ftm Jhn
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
خوشمان نیامد😍چیز خاصی نبود ولی خب گویا قدیمیه و خب قابل درکه. ولی همینکه تعش کاملا خوشبختی نبود برام قابل قبول بود
معصومه اکرمی
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
من موندم این خارجیها چیزی جز خیانت ندارن و یکی دیگه اینکه اکثر هنرمندان و نویسندگانشان خودشان روانی هستند
سعیده کریمی
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
ممنون از کتابراه بابت این هدیه کتاب خوبی بود و من خیلی سریع خوندمش ولی در کل خیلی موضوع جنایی پیچیده‌ای نداشت.
TiTi
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
در این روز‌های سخت
کتابراه با هدیه هایش و کتاب هایش منو سرپا نگه داشته.
ممنون از تیم خوبتون و عیدی‌های امسال♡
yasi Rezvani
۱۴۰۵/۰۲/۲۰
کتاب باحالی بود اخرش کمی دور از انتظار بود به نظرم نباید اینطوری تموم میشد ولی در کل عالی بود 👌👌
پری سامانی
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
رمان خیلی محتوای خاصی ندارد! به عنوان سرگرمی شاید بد نباشه کتاب های دیگری میشه در این ژانر خوند
مریم رضایی
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
یه کم سبک نگارش قدیمی بود و خوب نسبتا به بقیه کتابها در این دسته میشد کامل این رو دید
سمیه عموتقی
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
انتظار داشتم داستان شور و هیجان خوبی بگیره ولی کسل کننده بود و به نظرم بد تموم شد
Sam.Gh
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
کتاب متوسطی بود. درمقایسه با کارهای امروزی چندان جذاب نبود. ممنون از کتابراه بابت هدیه
مجید رستمی
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
سلام. داستان نه معمایی و نه گیرا بود اصلا معلوم نبود چی بود. خوشم نیومد
1 2 >>
👋 سوالی دارید؟