در زمانهی آشوب هیچکس بدون زخم و تجربهی تغییر از دل ماجرا بیرون نمیآید. کتاب اندکی نفرت نوشتهی جو ابرکرومبی رمانی در ژانر علمی و تخیلی است و هشتمین جلد از مجموعهی نخستین قانون به شمار میآید. این رمانِ نامزد جایزهی گودریدز دنیایی آخرالزمانی را به تصویر میکشد که از کشتوکار صادقانه گذر کرده و جهش صنعتی بزرگی را تجربه میکند. در حالی که طبقات اشراف برای کسب مقام و ثروت تلاش میکنند، دیگ خشم قشر ضعیف جامعه در حال جوشیدن است.
دربارهی کتاب اندکی نفرت
پانزده سال از رویدادهای رمان سرزمین سرخ و در حدود سی سال از واپسین نبرد پادشاهان، جلد سوم مجموعه، گذشته و زمانه به عصر تحولات سرگیجهآور رسیده است. دودکشهای بلند، رشد صنعت را در آدوا فریاد میزنند و باورهای کهن به کنار میروند. این آغاز رمان اندکی نفرت (A Little Hatred) جو ابرکرومبی (Joe Abercrombie) است که از همان ابتدا شما را با خود به فضای تیره و تار کشوری میبرد که در پی سه جنگ مداوم فرسایش پیدا کرده و به سبب بهرههای سنگین وامهای کمرشکن و فشار درگیریهای داخلی در حال فروپاشی است.
جدال شخصیتها در سرزمینی فرسوده با اندکی نفرت
شاه جیزال، نیکسرست اما بیعمل است و سند دن گلوکتا، رئیس بدذات تفتیش عقاید، سی سال است که در پس پرده فرمانروایی میکند. با این حال جنبشهای مردمی به امید ایجاد تغییرات بزرگ در جریانند. ساوین دن گلوکتا، دختر جاهطلب سند دن گلوکتا، با کمک ندیمه و دوست مهندسش هونریگ، به یکی از بزرگترین کارآفرینان و سرمایهگذاران آدوا بدل شده است. در نقطهی مقابل او، معشوق پنهانیاش شاهزاده اورسو قرار دارد، پسر شاه جیزال که عمر خود را با عیش و نوش و رفقای فرومایه به قهقرا برده است.
در طبقات پایین اجتماع نیز استثمار و نابرابری موج میزند. ویک، زندانی سابق رویهی تازهای در پیش گرفته است. و اینها تنها تعدادی از شخصیتهای این رمان است که هر کدام به نوبهی خود در این دنیای سیاه پیش میروند تا به هدف خود برسند. اما سوال اینجاست آیا ظلم پایدار میماند؟ یا مردم راهی به سوی روشنی خواهند یافت؟
اندکی نفرت، شرح بیپردهی ذات انسان در شرایط پرآشوب
در رمان علمی و تخیلی اندکی نفرت، هشتمین جلد از مجموعهی نخستین قانون، زمانه بسیار تغییر کرده است اما سیاست، پول، قدرتطلبی و جنگهای خونین همچون قبل محور اصلی رمان را شکل دادهاند. کتاب اندکی نفرت با در هم آمیختن تاریخ و تخیلات ژانر فانتزی، ترکیبی اعجابآور خلق کرده است و دورانی مشابه انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه را در جهان داستانی خود به تصویر کشیده. جو ابرکرومبی در این رمان نیز خشونت را با طنز تلفیق میکند، ثروت را در مقابل فقر قرار میدهد و با وجود شرح خونریزیها از توصیف لحظات عاطفی نیز غافل نمیماند.
او از رنج فقرا و بیتفاوتی اشراف میگوید و عصری را تصویر میکند که پول بر شرافت ارجحیت دارد. جو ابرکرومبی در داستان علمی و تخیلی اندکی نفرت نیز سبک منحصربهفرد خودش را حفظ کرده است و با روایتی گیرا نشان میدهد خیر و شر به سمت و سویی که فرد در آن ایستاده است بستگی دارد. چراکه بر این باور است در زمانهی آشوب امکان ندارد کسی به طور کامل حق یا باطل باشد. او نقصهای بشری را از خودخواهی و لجاجت گرفته تا ترس، خشم و حرص را پیش چشم مخاطب میآورد و با ترسیم غریزههای پست انسانی، نتیجهی کنار گذاشتن انسانیت و اخلاقیات را نشان میدهد.
به همین سبب میتوان گفت رمان فانتزی اندکی نفرت، شرح داستانی مملو از شخصیتهای خاکستری و مفاهیم نهان اخلاقی است که مرز میان خوبی و بدی در آن مهآلود، ظریف و گیجکننده است. این کتاب علمی و تخیلی خواندنی را سعید سیمرغ به فارسی ترجمه کرده و به همت انتشارات کتابسرای تندیس روانهی بازار کتاب شده است.
جوایز و افتخارات کتاب اندکی نفرت
- نامزد دریافت جایزهی کتاب منتخب خوانندگان گودریدز در بخش فانتزی در سال 2019
- برندهی جایزهی Stabby Awards در سال 2019
- نامزد جایزهی لوکاس
- کتاب منتخب ویراستاران آمازون
نکوداشتهای کتاب اندکی نفرت
- به شدت توصیه میشود. اثری سرگرمکننده که با ظرافت پرداخت شده و سرشار از انرژی در عرصهی فانتزی فاخر و حماسی است. (جو هیل، نویسندهی آمریکایی)
- رمان فانتزی حماسی اندکی نفرت در بهترین شکل خود ارائه شده است. زیرکانه همراه با شوخطبعی. داستانی با پیرنگ استادانه. این کتاب تمامی انتظاراتم را برآورده کرد. (نیکلاس ایمی، نویسندهی کانادایی)
- احتمالاً جو ابرکرومبی تا الان مهمترین مجموعهاش را نوشته باشد. (لوکوس)
- جو ابرکرومبی گروه بزرگی از شخصیتهای چندوجهی و خاکستری را وارد بازی میکند و هر یک به نوعی درگیر داستان پیچیدهی خودشان هستند. (بوکلیست)
- یک فانتزی حماسی انتقادی و جذاب مملو از شخصیتهایی که به خوبی پرداخت شدهاند. خونریزی به موازات طنز اجتماعی و اندکی هجو. اغراق نیست اگر بگوییم جو ابرکرومبی در مسیر خلق شاهکار دیگری است. (برانز اند نوبل)
- ابرکرومبی در این رمان تحولات اجتماعی و سوءاستفاده از قدرت را از دیدگاه قشر وسیعی از شخصیتها، از پادشاهان و شاهزادگان گرفته تا تاجران و زنان، مورد بررسی قرار میدهد. او بیپرده از زندگی ساکنین محلههای فقیرنشین میگوید و صحنههای نبرد را شاهکار توصیف میکند. (گاردین)
کتاب اندکی نفرت برای شما مناسب است اگر
- به ژانر علمی و تخیلی و رمانهای فانتزی سیاه که با اسطورههای حماسی آمیختهاند، علاقه دارید.
- طرفدار مجموعهی نخستین قانون هستید.
- دلتان میخواهد در یک دنیای آخرالزمانی با شخصیتهای مختلف همراه شوید تا ببینید چگونه بر سیاهی ظلم غلبه میکنند.
در بخشی از کتاب اندکی نفرت: کتاب هشتم مجموعه نخستین قانون میخوانیم
آن روز صبح به زمین خالی از درختی پوشیده از جنازه رسیده بودند. ده دوازدهتا، یا شاید هم بیشتر بودند. مردانی از هر دو طرف، که حالا همگیشان یک طرف قرار گرفته بودند. میگفتند یکسانگر بزرگ همهی تفاوتها را از میان میبرد. ریکه مچش را روی دهانش گذاشته و به آن جنازهها نگاه کرده و بازدمش پوست دستش را مورمور کرده بود. بعد ایسرن را دیده بود که همچون مردارخواری که از میان آوازها بیرون پریده بالای جنازهای چندک زده بود و لباسهای پارهاش را درمیآورد و با سگکهایش ور میرفت.
«چیکار داری میکنی؟»
«دنبال یه چیزی میگردم که بتونیم بخوریم.»
و ریکه هم مشغول گشتن شده بود. همچنان که با انگشتان بیحسش مشغول زیر و رو کردن جیبهای آنها بود سعی میکرد به صورتهایشان نگاه نکند. ایسرن در مورد گرسنگی هم درست گفته بود. وقتی به اندازهی کافی گرسنه باشی، ترسهایت، گناههایت و چیزهایی که از آنها منزجری غیب خواهند شد. وقتی از جنازهها دور میشدند، تنها چیزی که واقعاً او را ناراحت میکرد این بود که هیچچیزی پیدا نکرده بودند.
یک نفر در جاده نعره زد: «رئیس! شبانگاه! پادشاه آینده!» و صدای ترق و تروق برخورد سلاحها با سپرها از روی تأیید بلند شد.
بدن ریکه زیر آب منقبض شد. با در نظر گرفتن اینکه همین حالا هم فرقی با یک قالب یخ نداشت، انقباضش قابل توجه بود. ایسرن از کنار او گذشت و با زمزمهای که چندان بلندتر از یک بازدم نبود گفت: «هیسسس!»
شنید که زن بالای جاده گفت: «مرگ رو شکر!» و بعد صدای شاد زورکیاش را که ادامه داد: «سلام رئیس! امروز چطوری؟»
بله



























