جلد کتاب کتاب آنا
۸۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب آنا
کتاب الکترونیک
322 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب آنا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب آنا

آنا باید انتخاب کند؛ هویت و دین؟ یا عشق و خانواده؟ او دختری ارمنی و مهاجر است که در میان جنگ و فلاکت سرزمین خود به ایران آمده و نمی‌تواند هم اصالتش را نگه‌دارد هم با پسری که عاشق اوست ازدواج کند. کتاب آنا شرح عشق دو جوان در دهه‌ی 20 است که از زبان نوه‌شان «سارا» روایت می‌شود. افشین طباطبایی علاوه‌بر آنا ما را با مردی جوان به‌نام امیر نیز آشنا می‌کند که از استرالیا برای دیدار با خانواده‌اش به ایران آمده و قرار است با عشق آینده‌اش آشنا شود.

درباره‌ی کتاب آنا

راننده‌ی تاکسی مشغول تحلیل‌های سیاسی است. می‌گوید بازی‌های پشت پرده نتیجه‌ی بازی‌ها را مشخص و یک تیم را پیروز می‌کنند، نه عملکرد مربی و بازیکنان! خودش تصور می‌کند حرف‌هایش جامع و دقیق هستند، اما برای امیر که بعد سال‌ها به ایران آمده و چندین ساعت در هواپیما بوده، تحلیل‌های سیاسی راننده و وضعیت سوریه و عربستان هیچ اهمیتی ندارد. او می‌خواهد هر چه سریع‌تر به اصفهان برسد تا خواهران و مادرش را ببیند. البته امیر نمی‌داند در این سفر کوتاه قرار است چه اتفاقی برای او بیفتد؛ او از وجود زنی به‌نام سارا که در همسایگی مادرش زندگی و به‌زودی با امیر ملاقات می‌کند، بی‌خبر است و نمی‌داند که باید خود را برای تغییرات شگرفی در زندگی‌اش آماده کند. کتاب آنا نوشته‌ی افشین طباطبایی صرفاً ماجرایی درباره‌ی آشنایی یک مرد مهاجر از استرالیا برگشته با دختری ایرانی نیست، بلکه قرار است ما را با عشقی قدیمی و البته پردردسر نیز آشنا کند؛ عشق جلالِ مسلمان و آنای ارمنی.

در دهه‌ی 20 شمسی و در خلال جنگ‌های جهانی، دختری ارمنی به‌نام آنا، به ایران می‌آید. او مادربزرگ ساراست. زمانی که آنا نوجوان بوده و بیشتر از 17 سال نداشته، پسر جوانی به‌نام جلال دلباخته‌ی او می‌شود؛ جلالی که حاضر است تمام عرف و شرع را زیرپا بگذارد تا بتواند به وصال این دختر مو بلوندِ معصوم برسد؛ اما چنین کاری چطور ممکن است؟ ازدواج دائمی یک مسلمان با مسیحی حرام و ممنوع است و جلال و آنا باید از عشقشان بگذرند؛ اما یک راه‌حل وجود دارد که می‌تواند این گره‌ی کور را باز کند؛ آنا باید مسلمان شود. او باید از هویت و دین و گذشته‌ی خود عبور کند تا بتواند در کنار جلال بماند و از بی‌خانمانی نجات پیدا کند.

کتاب آنا ما را در دو زمان و مکان با خود همراه می‌کند تا هم از زندگی و احوال امیر که عشقش به دختری مسیحی و لبنانی ناکام مانده، با خبر شویم و هم آنا که سال‌ها پیش ناچار شده به‌خاطر عشق به جلال، از همه‌چیز بگذرد را بهتر بشناسیم. افشین طباطبایی در خلال این داستان عاشقانه ما را به چند دهه‌ی گذشته و دوران کوچ ارامنه از عثمانی به ایران می‌برد تا با وضعیت مسیحی‌های کشورمان در دوران گذشته نیز آشنا شویم.

کتاب آنا در انتشارات امیدسخن به‌چاپ رسیده است.

کتاب آنا برای چه کسانی مناسب است؟

داستان آنا ایران را از زاویه‌ی نگاه فردی که سال‌ها در استرالیا زندگی کرده و حالا آمده تا خانواده‌اش را ببیند و خاطراتش را زنده کند، به ما نشان می‌دهد. نمی‌توان این کتاب را اثری تماماً عاشقانه دانست، اما این ژانر در داستان آنا بر سایر ابعاد همچون ژانر اجتماعی، سایه انداخته و برای علاقه‌مندان به درام‌های عاشقانه مناسب و خواندنی است.

در بخشی از کتاب آنا می‌خوانیم

- دایی‌جون تو استرالیا دیگه چه حیوونایی هست؟

- شتر

- چی، شتر؟

- شتر وحشی، اون موقع که مهاجرها می‌آمدن استرالیا برای جابه‌جایی وسایل و بار‌ها با خودشون شتر آوردند، بعد که کارشون تموم شد، خیلی از اون شتر‌ها رو ول کردند، اون‌ها هم تولید مثل کردند، الان یه عالمه شتر تو بیابون‌های استرالیا هست

- تولید مثل یعنی چی؟

- یعنی بچه‌دار شدند

- ما با مامان و خاله اینا که رفته بودیم کویر، شتر دیدیم، لبای کلفتی داره

ادای لب‌های شتر رو درآوردم و شیما غش کرد از خنده و بعد گفت:

- کاشکی یه کوالا می‌آوردید

- خودم می‌برمت استرالیا همه جا می‌گردیم، تنهایی

- دُرنا و دُرسا رو هم می‌بریم

- شاید

- مامان و خاله و مامان‌جون چی

- نه جا نداریم

- مگه با چی می‌خوایم بریم؟

بغلش کردم و روی هوا چرخاندمش و گفتم:

- با بالون

همان موقع تلفن شادی زنگ خورد و رفت توی اتاقی پشت راه‌پله و در را بست. چیزی نگذشت که مادرم هم دنبالش رفت و بعد شیرین. همچنان با شیما گرم گفتگو بودم. ولی حس کردم اتفاقی افتاده است. اول فکرم رفت سراغ سمانه. ولی دقایقی بعد شادی با چشمانی نمناک از اتاق بیرون آمد و رفت توی آشپزخانه. شیرین هم آمد کنار من نشست. دُرنا و دُرسا رفتند دنبال مادرشان. ولی مادرم هنوز توی اتاق بود. هرچه بود موضوع خوشایندی نبود. برخاستم رفتم دم در اتاق دیدم مادرم مشغول گفتگو با تلفن است. مادرم با دست به من اشاره کرد که نزدیک نروم. رفتم آشپزخانه. شادی پشت میز نشسته بود و دخترها کنار او ایستاده بودند.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب آنا
نویسندهافشین طباطبایی
ناشر چاپیانتشارات امید سخن
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات322
زبانفارسی
شابک978-622-5239-99-9
قیمت کتاب الکترونیک
۸۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان تاریخی ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب آنا بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات امید سخن در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب آنا

سپهر
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
اولین نکته ای که در مورد کتاب به نظرم رسید اینکه طرح جلد اصلا و ابدا به داستان کتاب ربط نداره کتاب به نظرم نیاز به ویراستاری داره خیلی جاها دیالوگ ها از حالت محاوره خارج میشد و مثل متن نوشتاری میشد و دیگه اینکه به نظرم شخصیت ها میتونستند بیشتر بهشون پرداخته بشه و کتاب پخته تر بشه نکات مثبت کتاب این بود که سریع پیش می رفت شاید توی دوتا نشست بتونید حتی تمومش کنید توصیف ها هم قشنگ بود بیشتر میخورد برای یه رمان معروف قدیمی باشند تا این کتاب و دیگه اینکه اکثر اتفاقات کتاب مثبت بود حتی اون قسمت های تلخ کتاب خودت با شخصیت ها میتونستی سریع ازشون گذر کنی ولی در نهایت به نظرم بهترین کار نویسنده نبود شاید این کتاب توی جایگاه سوم یا چهارم از بین کارهاشون برام قرار بگیره
مینا احمدی
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
مزخرف با زور ١٥٠ صفحه خوندم دیگه نکشیدم
فاطمه اسلامی فر
۱۴۰۴/۰۹/۰۶
با سلام کتاب خوبی بود ارزش خوندنو داشت
سپیده علیپور
۱۴۰۴/۰۵/۱۳
کتاب خوبی بود ارزش خوندن رو داشت
ادامه نقد و نظرات کتاب آنا...
👋 سوالی دارید؟