معرفی و دانلود کتاب دارک
برای دانلود قانونی کتاب دارک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دارک
کتاب دارک اثر زهره ابراهیمی، یک رمان اجتماعی ایرانی جذاب است که با نگاهی عمیق و روانکاوانه، لایههای پنهان زندگی شخصیتهایی را واکاوی میکند که در گرداب تضادهای درونی و فشارهای جامعه اسیر شدهاند. این رمان، داستانی فراموش نشدنی از انتخابهای دشوار و کشمکش میان نور و تاریکی در وجود آدمی است.
درباره کتاب دارک
زهره ابراهیمی در رمان دارک، داستان زندگی انسانهایی را روایت میکند که در چهارراههای سرنوشتساز ایستادهاند. شخصیتپردازی عمیق و فضاسازی اثرگذار، مخاطب را بیواسطه به دل ماجراها و دغدغههای قهرمانان میبرد. نویسنده با مهارت در ادبیات داستانی، تار و پود یک درام اجتماعی را میتند؛ درامی که در آن رنج، امید، عشق و تنهایی درهم میآمیزند.
رمان دارک با نگاهی واقعگرایانه به خشونت خانگی، سوءتفاهمهای زناشویی و روابط ناسالم، خواننده را درگیر بحرانهای عاطفی و خانوادگی میکند. این اثر با پرداختن به عشق، اعتماد، بخشش و پیچیدگیهای روانی، اهمیت گفتوگو را در زندگی مشترک نشان میدهد و تجربهای تأثیرگذار رقم میزند. زهره ابراهیمی نشان میدهد که شخصیتهای داستان، هر یک به تناسب تجربهها و زخمهای گذشته، با تاریکیهای درونی خود روبهرو میشوند. این مواجهه، خواه در قالب رازی دیرینه، رابطهای پیچیده یا تصمیمی غیراخلاقی، نیروی محرک اصلی روایت است.
رمان دارک فراتر از یک سرگرمی ساده، خواننده را به اندیشیدن دربارهی معنای انتخاب، مسئولیت فردی و بهای رشد شخصی فرا میخواند. این اثر توسط انتشارات آئیسا منتشر گردیده است.
کتاب دارک برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای اجتماعی و روانکاوانه ایرانی علاقه دارید.
- داستانهایی با شخصیتهای پیچیده، خاکستری و تأملبرانگیز را میپسندید.
- به دنبال کتابی هستید که شما را درگیر کشمکشهای درونی و تعلیقهای داستانی کند.
- از خواندن آثاری لذت میبرید که تصویری واقعبینانه از چالشهای انسان معاصر در جامعه ارائه میدهند.
- به ادبیات داستانی با درونمایههای اخلاقی و فلسفی توجه دارید.
در بخشی از کتاب دارک میخوانیم
حالا نگاهش رنگی از شیطنت گرفته بود. لبخند زدم و فراموش کردم چند ساعت قبل در خانه، چهطور قلبم را با حرفهایش شکسته بود. چه مشکلی داشت اگر وانمود میکردم به نشنیدن هرزه گفتنهایش؟ اصلاً او که تابهحال از من نخواسته بود خفه شوم؛ خواسته بود؟ بیبی به کلکل ما میخندید. انگار که فکر میکرد این چند روز دوری، حلال مشکلاتمان بوده است، من اما حس خوبی داشتم. لااقل جلوی بیبی نه نگاه سردش بدنم را میلرزاند و نه کلام تلخش قلبم را به درد میآورد. اصلاً به جهنم که بین دوست داشتن و نداشتنم دودل بود! به جهنم که کتک زدن من آرامش میکرد! به جهنم که هنوز گونهام از رد سیلیهایش میسوخت! به جهنم که شکاف و ترکهای قلبم، این روزها زیادی شده بودند! من میخواستمش؛ باوجود تمام زخمها و دردهایم میخواستمش.
- اگر ماه دیگه همین موقع پنج کیلو اضافه کردی، تا پنج روز در اختیار منی و اگر اضافه نکردی من تا پنج روز در اختیارتم؛ قبوله؟
پرید میان افکارم. حقیقتاً حیرت کردم. چهقدر مطمئن بود از حرفش! او که مرا میشناخت و میدانست بهراحتی وزن نمیگیرم. با این حال بحثی نکردم و تنها گفتم:
- قبوله!
بدون شک شرط را میبردم و پنج روز در اختیار داشتمش؛ چه از این بهتر بود؟
دستم را در دستش فشرد.
- به شرطی که هرچی دادم، بخوری.
سر تکان دادم و اضافه کردم:
- ماه دیگه همین موقع فقط باید پنج کیلو یا بیشتر اضافه کنم. حتی اگه چهار کیلو اضافه کنم، بازم شرط رو من بردم.
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: اسفند 1397، تهران
فصل دوم: بهمنماه هزاروسیصدونودوشش
فصل سوم: هزاروسیصدونودوهفت
فصل چهارم: اسفند هزاروسیصدونودوشش
فصل پنجم: هزاروسیصدونودوهفت
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دارک |
| نویسنده | زهره ابراهیمی |
| ناشر چاپی | انتشارات آئیسا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 673 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5247-51-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
















