کتاب آزادی فرد و قدرت دولت، نظریات سه فیلسوف و سیاستمدار برجستهی تاریخ، یعنی تامس هابز، جان لاک و جان استوارت میل را در رابطه با تعریف دولت، تشکیل حکومت سیاسی و رابطهی فرد و دولت در خود جای داده است. این کتاب به یکی از بنیادیترین پرسشهای فلسفه سیاسی میپردازد؛ اینکه دولت چگونه به وجود آمد و چرا انسانها پذیرفتند تحت حاکمیت آن زندگی کنند.
دربارهی کتاب آزادی فرد و قدرت دولت
مناسبات سیاسی میان فرد و دولت از آن دست موضوعاتی است که نه تنها برای مخاطبان خاص رشتهی علوم سیاسی، بلکه برای عموم مردم نیز جذاب و قابل توجه است. محمود صناعی با جمعآوری نظریات اندیشمندان برجستهای چون تامس هابز (Thomas Hobbes)، جان لاک (John Locke) و جان استوارت میل (John Stuart Mill) در کتاب آزادی فرد و قدرت دولت و ترجمهی آنها به زبان فارسی، به یک سوال بنیادی پاسخ داده است؛ اینکه چرا انسانها به دولت نیاز دارند؟
در کتاب آزادی فرد و قدرت دولت انتشارات علمی و فرهنگی میخوانیم که انسان اساساً و ذاتاً میل به آزادی دارد. اما چه میشود که چنین موجود گریزان از قیدوبندی، تصمیم میگیرد تا آگاهانه بخشی از آزادی عمل خود را تسلیم کند و مفاهیمی همچون دولت و قانون را به وجود بیاورد؟ پاسخ این سوال ساده است؛ انسان به حکومت یکپارچه نیاز دارد تا بتواند امنیتش را تضمین و از جانش محافظت کند.

حقوق طبیعی در فلسفهی سیاسی
آنطور که در کتاب آزادی فرد و قدرت دولت محمود صناعی از قول تامس هابز گفته شده، امنیت اهمیت بیشتری نسبت به آزادی مطلق دارد. اگر قانون و حکومت وجود نداشته باشد انسانها مدام باهم درگیر خواهند شد. اما از سویی دیگر، هابز با وجود دفاع از دولت مقتدر، معتقد است انسان حق دفاع از جان خود را هرگز از دست نمیدهد. یعنی اگر دولت مستقیماً جان فرد را تهدید کند، حق مقاومت برای فرد محفوظ است.
در کتاب آزادی فرد و قدرت دولت جان لاک میخوانیم که این نظریهپرداز، از زاویهای دیگر به این موضوع نگاه میکند. در اندیشه سیاسی او مشروعیت قدرت تا زمانی پابرجاست که دولت خود را خدمتگزار و امانتدار حقوق ابتدایی مردم بداند. حق حیات، حق آزادی و حق مالکیت، همیشه متعلق به مردم خواهد بود.
حق مردم برای تغییر حکومت
اما جالبتوجهترین بخش از کتاب آزادی فرد و قدرت دولت ترجمهی محمود صناعی آنجاست که بحث حق مردم برای تغییر حکومت مطرح میشود. جان لاک معتقد است اگر حکومت به جای محافظت از مردم، حقوق آنان را نقض کند، مشروعیت خود را از دست میدهد و در چنین شرایطی، مردم حق دارند آن حکومت را تغییر دهند. تقابل آزادی و حقوق طبیعی افراد با نیاز به امنیت، نشان میدهد که آزادی سیاسی بدون آگاهی سیاسی پایدار نخواهد ماند.
اگر به موضوع نحوهی شکلگیری حکومتها و مولفههای مشروعیتبخشی به آنها علاقه دارید، خرید کتاب آزادی فرد و قدرت دولت میتواند مسیر مطالعاتی شما در این زمینه را غنیتر و هموارتر کند.
کتاب آزادی فرد و قدرت دولت برای شما مناسب است اگر
- دوست دارید بدانید فیلسوفانی مانند تامس هابز، جان لاک و جان استوارت میل چه دیدگاهی درباره آزادی فردی و حکومت داشتهاند.
- به آثار کلاسیک فلسفهی سیاسی علاقه دارید.
- به دنبال درک بهتر مباحثی چون آزادی، دموکراسی حقوق طبیعی افراد هستید.
- دانشجو یا پژوهشگر رشتههایی چون علوم سیاسی، حقوق و جامعهشناسی هستید.
در بخشی از کتاب آزادی فرد و قدرت دولت: بحث در عقاید سیاسی و اجتماعی هابز، لاک، استوارت میل با ترجمه گزیدهای از نوشتههای آنان میخوانیم
برای هر فرد منظور از «جهان» آن قسمت از جهان است که با آن سروکار دارد؛ از قبیل حزب یا فرقۀ مذهبی یا کلیسا یا طبقۀ اجتماعی مخصوص او. اگر کسی باشد که «جهان» او حتی کشور خود او یا عصر خود او باشد، این مرد را به نسبت میتوان آزادهفکر و روشنبین خواند. درموردی که نظر جامعۀ معینی برای شخص میزان درستی و قطعیت عقیدهای است، آگاهی از اینکه در زمانهای دیگر، کشورهای دیگر، فرقههای دیگر، کلیساها، طبقات و حزبهای دیگر، مخالف آنچه او حقیقت میپندارد اعتقاد داشته و دارند، به هیچ وجه از اطمینان او به قطعیت عقیدۀ خود نمیکاهد. او مسئولیت درست یا نادرستبودن عقیدهاش را از دوش خود برمیدارد و بر دوش «جهان» خود میگذارد. این فکر هرگز او را آزار نمیدهد که صرفاً بنا بر تصادفی بوده است که او به «جهانی» از «جهانهای» بیشمار تعلق یافته و ایمان و اعتماد خود را یکسره بر آن بسته است و همانطور که اکنون مثلاً پیرو کلیسای عیسوی است که شهروند شهر لندن است، ممکن بود پیرو دین بودا یا کنفوسیوس و از اهالی شهر پکن باشد.
این امر چنان بدیهی است که استدلال آن را روشنتر نمیتواند کرد، که زمانهای مختلف کمتر از افراد خطاپذیر نیستند، هر دورهای از زمان به عقایدی معتقد بوده است که دورههای بعد نهتنها آن عقاید را نادرست یافته، بلکه به کلی بیاساس و باطل تشخیص داده است. همانطور که عقایدی در زمانهای گذشته مقبول بود و امروز از اعتبار افتاده است همانطور احتمال دارد که عقاید روزگار ما نیز در نظر آیندگان بیپایه و نادرست باشد.
بله






















