روایتی شفاف، طنزآمیز و البته تلخ از رنج و درد بیپایان آدمی... ژان پل دوبوآ، نویسندهی سرشناس و توانمند فرانسوی، در کتاب شوخی میکنید مسیو تانر طنز تلخی را برای مخاطبان خود به تصویر میکشد و ماجرای زندگی مسیو تانر را تعریف میکند که پس از مرگ عمویش یک خانهی بسیار بزرگ و البته بیدروپیکر را به ارث برده است.
دربارهی کتاب شوخی میکنید مسیو تانر
مسیو تانر مردی است که زندگی معمولی و مطلوبی دارد. خانهی او دنج و راحت و شغلش رضایتبخش است. همهچیز بینقص بهنظر میرسد تا اینکه مرگ عمویش ورق را برمیگرداند. عموی مسیو تانر که مرد پولدار و ثروتمندی است از دنیا میرود و حالا خانهی درندشت او که چیزی تا ویران شدنش نمانده، به تانر ارث میرسد. مسیو تانر برای احیای این خانه و بازسازی ارثیهی بادآوردهاش، از شغلش کناره میگیرد و خانهی محبوبش را میفروشد و مشغول بازسازی میشود. مسیو با مشتی کارگر دیوانه و احمق که مدام مشکل جدیدی به مشکلاتش اضافه میکنند و یک خانهی بزرگ و در آستانهی فروپاشی تنها مانده... داستان کتاب شوخی میکنید مسیو تانر (Vous plaisantez, monsieur Tanner) را ژان پل دوبوآ (Jean-Paul Dubois) خلق کرده و با نبوغ خاص خود در نویسندگی، راوی ماجرایی شده که در قالب یک طنز تلخ، درماندگی آدمی را به نمایش میگذارد.

خانهی جدید مسیو تانر در واقع آرمانشهری است که با هر بار فروپاشی روانی او و ناامیدیاش از اصلاح و تعمیر، در حکم توجیهی برای ادامه دادن و دوامآوردن عمل میکند. ژان پل دوبوآ با نگارش کتاب شوخی میکنید مسیو تانر به زیبایی و به شکلی شاخص و روشن ذرات وجود آدمی را در جنگ با سرنوشت محتوم و اجباریاش تحلیل میکند. مسیو تانر نماد فردی است که زندگی آرام خود را برای یافتن خوشبختی بیشتر کنار گذاشته و حالا در کشاکش ساخت یک مدینهی فاضلهی برای خود، بارها و بارها امیدش را از دست میدهد و به مرز جنون و فرسودگی میرسد. در این میان جسم و جان و روانش را بر لبهی یک تیغ به پیش میراند و هیچ چیز جز درماندگی عایدش نمیشود. ژان پل دوبوآ اثر خود را در نقد زندگی و گرفتاریهای جهان مدرن، به رشتهی تحریر درآورده و اعجاز قلم او در این داستان، با تبدیل شدن خانه به یک شخصیت جداگانه و منحصربهفرد نمود مییابد. او توانسته با نگاهی طنزآمیز به پدیدهی مدرن، شرایط اجتماعی و فرهنگی بشر را در جوامع مدرن به نقد بکشاند و بدون درنظر گرفتن یا القای یک فرهنگ خاص در جامعهای مشخص، پیام خود را به تمامی انسانها در سراسر جهان برساند. کتاب شوخی میکنید مسیو تانر یک اثر همگانی، فارغ از شهر و کشوری است که عدهای در آن زندگی میکنند و همین عامل، این کتاب را با استقبال بسیاری روبهرو کرده است.
طرفداران رمانهایی با موضوع طنز تلخ و دوستداران داستانهای اجتماعی، کتاب شوخی میکنید مسیو تانر را اثری موفق و خواندنی خواهند یافت. این شما و این یک شاهکار بیبدیل از دوبوآ...
کتاب پیشِ رو را انتشارات افق با ترجمهی اصغر نوری چاپ و روانهی بازار نشر کرده است.
کتاب شوخی میکنید مسیو تانر برای چه کسانی مناسب است؟
اگر از اهالی ادبیات داستانی هستید و از خواندن رمانهای طنزگونهی اجتماعی لذت میبرید، فرصت خواندن این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب شوخی میکنید مسیو تانر میخوانیم
طی یک هفته، دو فیلمبرداری جذاب را در تانزانیا و اِوِرگلیدز رد کردم. دغدغهی ادارهی کارگاهم مدتی طولانی عذابم میداد. نمیتوانستم با فکر نبودن سر کار، حتی یک روز، یا رها کردنش در همان حالتی که بود، کنار بیایم. باید جلو میرفتم، کار میکردم، جان میکندم، بیتنبلی. من با غنیمتی زندگی میکردم که فروش خانهی قدیمیام برایم آورده بود. اما این پسانداز در چشمبههمزدنی ذوب میشد.
از آن بهبعد، به کف خانه پرداختم. تختههای قدیمی را کندم، الوارهای تازه کار گذاشتم و رویشان ورقههای بزرگ و کوچک صنوبر زرد میخ کردم. نه از آن مدلهای فانتزی مجارستانی و طرحهای مثلثی، بلکه خیلی کلاسیک و انگلیسی. این تمرین تمیز و پاداشگونه را دوست داشتم که اتاق را پر میکرد از بوی خوش خاکارهی تازه. آخر روز، میتوانستی کار انجامشده را اندازه بگیری و بر زمین تازهای که روی ویرانی ساخته شده بود، قدم برداری.
همان موقع، در اتاقهای مجاور، «دوستان تازه» ام مشغول کار بودند. اسمهای جذابی داشتند، بسیار کولیوار: شاوُلو و دُرادو، دو غول شکمگنده با موهای بلند و سبیلهای تُنُک. من را یاد آن وحشیهای پشمالویی میانداختند که پیش از این توی بازارهای مکاره مثل حیوان میغریدند و میلههای فلزی را خم میکردند.
اولو و درادو سقفها و دیوارهای آسیبدیده از سیل را بازسازی میکردند و ورقههای چوبی کار میگذاشتند. به قول خودشان ورقههای «بیای سیزده». بیشتر وقتها بین خودشان، به زبانی حرف میزدند که برای من کاملاً ناآشنا بود. وقتی ازشان پرسیدم که این کدام زبان است، لحظهای به هم نگاه کردند، بعد، بدون جواب به من، دوباره مشغول کارشان شدند. من چرا باید همیشه در همچو موقعیتهایی قرار میگرفتم، رودررو شدن با آدمهای بهظاهر عادی که ناگهان، بهطرز وصفناپذیری، از اصول اساسی عقل عمومی تخطی میکردند؟ این موضوع، بهخودیخود اهمیتی نداشت. اما، با در نظر گرفتن موقعیت، با خودم میگفتم نکند شاولو و درادو، در واقع، یکی از تجسمهای متعدد و ماندگار ساندر و کانتور باشند.
بله



























