کتاب حقیقت از زبان میسون باتل قرار است حقایق تکاندهندهای را از زبان یک نوجوان به نام میسون باتل به شما نشان بدهد. لسلی کانر این کتاب را به رشتهی تحریر درآورده است و داستان جنایی و معمایی قتل دوستِ میسون را از زاویه دید او دنبال میکند. این کتاب ماجراجویانه و هیجانانگیز برندهی جوایز بسیاری از جمله جایزهی اشنایدر شده است.
دربارهی کتاب حقیقت از زبان میسون باتل
میسون باتل نوجوان دوازدهسالهای است که بهتازگی با واقعهی مرگ بهترین دوستش، بنی کیلمارتین، مواجه شده. در واقع، بهتر است بگوییم یک نفر بنی کیلمارتین را به قتل رسانده و جسد او را در باغ خانوادگی میسون باتل رها کرده است. چه کسی ممکن است با یک پسر نوجوان چنین دشمنی و خصومتی داشته باشد؟ همه چیز در هالهای از ابهام و البته وحشت فرو رفته است و پلیسهای دایرهی جنایی خیال میکنند میسون قاتل بهترین دوستش است. نمیتوان مطمئن بود قاتل بنی چه کسی است، اما شاید میسون تنها کسی باشد که از حقیقت خبر دارد! کتاب حقیقت از زبان میسون باتل (The truth as told by Mason Buttle) به قلم لسلی کانر (Leslie Connor) نوشته شده تا حقایق را از زبان این پسر نوجوان بازگو کند و داستان معمایی و تکاندهندهی او را به تصویر بکشد.
نویسنده ساختار کتاب حقیقت از زبان میسون باتل را در هفتاد و چهار بخش به رشتهی تحریر درآورده است. میسون در جریان پروندهی قتل دوست صمیمیاش با یک پسر به نام کالوین چامسکی آشنا میشود و دوستی عمیقی میان آنها شکل میگیرد. زندگی این دو دوست پر از مشکل است: از مشکلات تحصیلی به دلیل اختلال یادگیری گرفته تا مشکلات خانوادگی و البته قلدری دو پسر نوجوان دیگر.

داستان تلخ میسون پر از تعلیق و هیجان است و خوشیها و ترسهای یک پسر نوجوان را به شما مینمایاند. لسلی کانر به واسطهی راوی اول شخص، مفاهیم عمیق و احساسات و عواطف انسانی را در مواجهه با تنهایی، انزوا و غم تصویر میکند. در عین حال، شخصیتهای فرعی داستان نیز با همین ظرافت پرداخته شدهاند و همگی همدلی خواننده را بهشدت برمیانگیزند و او را تا آخر با خود همراه میکنند.
مهدیس بهنیا کتاب حقیقت از زبان میسون باتل را به فارسی برگردانده و چاپ و نشر آن را انتشارات ابوعطا بر عهده داشته است.
جوایز و افتخارات کتاب حقیقت از زبان میسون باتل
- کتاب برگزیدهی وب سایت آمازون به انتخاب معلمان؛
- کتاب برگزیدهی نشریهی پابلیشرز ویکلی در سال 2018؛
- در فهرست بهترین کتابهای کتابخانهی ملی نیویورک در سال 2018؛
- برندهی جایزهی اشنایدر در عناوین نوجوان در سال 2019:
- کتاب برگزیدهی لاک پشت پرنده؛
- نامزد جایزهی گنبد طلایی ورمونت در سال 2020؛
- نامزد جایزهی کتاب خوانندگان جوان ربکا کودیل در سال 2020:
- نامزد جایزهی کارولینای جنوبی در سال 2020؛
- تقدیرشده توسط شورای کتاب کودک در سال 1398.
نکوداشتهای کتاب حقیقت از زبان میسون باتل
- کتاب حقیقت از زبان میسون باتل با ظرافت تمام نوشته شده است و داستان یک نوجوان دوازده ساله را نقل میکند که با اختلال یادگیری دستوپنجه نرم میکند. این داستان در عین تلخی، به قلب خوانندگانش گرما میبخشد و همدلی آنها را برمیانگیزد. (پابلیشرز ویکلی)
- لسلی کانر طوری با مهارت رفاقت میان کالوین و میسون را به تصویر میکشد که به دل بسیاری از نوجوانان مینشیند. (اسکول لایبرری ژورنال)
- اثر حاضر به ما نشان میدهد که نوجوانان درگیر اختلال یادگیری خارج از چهارچوبهای معمول فکر میکنند و به واسطهی همین زاویه دید متفاوت، روشهای جدیدی برای عبور از ناملایمات میآفرینند که برای خودشان و دوستانشان نجاتبخش هستند. (کمی مگاورن، نویسنده)
کتاب حقیقت از زبان میسون باتل برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان و تمامی کسانی که به کتابهای معمایی و ماجراجویانه علاقه دارند و به دنبال یک داستان هیجانانگیز جذاب هستند، میتوانند از مطالعهی این کتاب حسابی لذت ببرند.
در بخشی از کتاب حقیقت از زبان میسون باتل میخوانیم
وقتی میگویم خانم بلینی در مورد من خیلی میداند، منظورم این است که چون من به او میگویم میداند. او میگوید من خیلی تند و بیوقفه حرف میزنم. فکر میکند که من داستانی دارم. جالب است. او تنها کسی نیست که این فکر را میکند. سروان بِرد هم همین نظر را دارد. او فکر میکند من داستانی در مورد بهترین دوستم، بنی کیلمارتین، دارم؛ بیشتر از چیزی که من تابهحال به او گفتهام. او به من آن دفتر را داد. از من میخواهد که در آن بنویسم. اما این کار برای بچهای مثل من درست مثل یک کابوس است.
اما منظور خانم بلینی داستان متفاوتی است؛ بیشتر چیزی شبیه داستان خودم. او در این مورد طوری حرف میزند که انگار چیزی است که روی آن نشستهام؛ طوری که گویی میشود آن را از زیرم بیرون بکشم. مثل یک نسخه از مجلهی مریمک. مثل گذشتهها. خواهم گفت. اینجا، اینجا قصهای واقعی در مورد من هست. میسون باتل.
شاید بعضیها فکر کنند که داستان مرا میدانند. این فقط به این خاطر است که در این اطراف زندگی میکنند. برخی مسائل سادهاند. برخی چیزها درست همانجایی هستند که بتوانی آنها را ببینی.
اگر شما هم در مریمک زندگی میکردید، شاید مکان ما را میشناختید. این مکان یک خانهی کلنگی در پایین جادهی سواگرتان است و به لطف انبوهسازان متراژ خوبی دارد. داییام، درام، میگوید که ما بدون انبوهسازان نمیتوانیم زندگی کنیم. مادربزرگم میگوید میتوانستیم بدون آنها بودن را امتحان کنیم.
بله























