درک سیورز در کتاب قدرت نه گفتن به مخاطبان خود توصیه میکند که اگر عمیقاً و با تمام وجود چیزی را نمیخواهند پس باید به آن نه بگویند. او تاکید میکند که ما در طول روز، هفته و زندگی زمان محدودی در اختیار داریم و در صورتی که نتوانیم به درخواستهای غیرمنطقی و خواستهها و امیال کماهمیت نه بگوییم ممکن است لازم باشد اهداف و مقاصد پراهمیتتر و باارزشتری را فدا کنیم.
دربارهی کتاب قدرت نه گفتن
تابهحال به این فکر کردهاید که کاش در طول روز میتوانستید بیشتر از بیست و چهار ساعت وقت داشته باشید؟ همهی ما اهداف، آرزوها و وظایف بیشماری را دنبال میکنیم و در صورتی که قدرت و مهارت کافی برای اولویتبندی و برنامهریزی پیدا نکنیم به هیچکدام از اهدافمان نخواهیم رسید. در واقع درک سیورز (Derek Sivers) در کتاب قدرت نه گفتن (Hell Yeah Or No: What's Worth Doing) به خوانندگان خود میگوید که لازم است اهداف و خواستههای واقعاً پراهمیت و جدی زندگی خود را پیدا کنند و تمام انگیزه و انرژی خود را روی آنها متمرکز کنند.
ممکن است با خود فکر کنید اظهار و بیان این ادعا از اجرای آن خیلی سادهتر به نظر میرسد و واقعیت هم همین است. به همین دلیل درک سیورز دست به نگارش کتاب قدرت نه گفتن دست زده و در این کتاب تمام مهارتها، نکات، ابزارها و عادتهایی را که برای کنار گذاشتن رفتارهای اشتباه و مخرب و رسیدن به اهدافتان احتیاج دارید، در اختیارتان گذاشته است. درک سیورز، سابقاً یک برنامهنویس، سخنران، موزیسین و کارآفرینی بسیار موفق بوده که حالا تمام تجربیات و مهارتهایی را که در این راه آموخته، در قالب کتابهایی پرفروش در اختیار مخاطبان خود از سرتاسر جهان قرار میدهد.

اگر میخواهید بدانید چرا درک سیورز فکر میکند مسیر زندگی هیچ محدودهی سرعتی ندارد، چرا اهداف شما به جای شکل دادن آیندهتان در واقع لحظهی حالتان را شکل میدهند، چرا باید به اینکه زیر مقیاس معمول جامعه باشید افتخار کنید، چرا چیزی که برای شما بدیهی به نظر میرسد برای دیگران دشوار است، و چگونه شما هم تمام این باورها را در خود نهادینه و آرامش را در زندگی خود برقرار کنید و در نهایت به اهداف و آرزوهایی که میخواهید برسید شما را به مطالعهی کتاب قدرت نه گفتن دعوت میکنیم.
کتاب قدرت نه گفتن توسط بیتا مظاهری ترجمه شده و به همت نشر مون روانهی بازار کتاب ایران شده است.
نکوداشتهای کتاب قدرت نه گفتن
- وقتی مطمئن نیستم میخواهم چکار کنم کافی است این کتاب را باز کنم و جواب سوالم را پیدا کنم. همهی ما یک سیستم جهتیاب درونی داریم که راه درست را نشانمان میدهد اما زندگی آن سیستم را زیر خروارها ترس، عادت و شک و تردید دفن میکند. کتاب قدرت نه گفتن را بهعنوان یک ابزار برای زدودن آن گرد و خاکها و کشف دوبارهی تمام چیزهایی که همیشه میدانستید در نظر بگیرید. بهشدت پیشنهاد میشود. (مانی والارینو، موزیسین)
- درک سیورز یکی از انسانهای محبوب من است و اغلب برای راهنمایی با او تماس میگیرم. او را بهعنوان یک فیلسوف برنامهنویس، اَبَرمعلم و طنزپردازی پرهیجان در نظر بگیرید. شاید لازم باشد جلد دوم کتابم را کاملاً به آگاهی و دانش درک سیورز تقدیم کنم. کتاب قدرت نه گفتن سرشار از مطالب بینظیر است. (تیموتی فریس، نویسندهی کتاب هفته کاری چهار ساعته)
- این کتاب یکی از بهترین غافلگیریهایی است که در چند وقت اخیر با آن مواجه شدهام. بعد از خواندن آثار اینهمه متفکران بزرگ، دیگر فکر نمیکنی با چیز جدیدی روبهرو شوی. اما کتاب قدرت نه گفتن یکی از آن کتابهایی است که به افرادی که دوستشان دارم پیشنهاد میکنم. (رومولو گومز، کارآفرین)
- هرچه دربارهی این کتاب بگویم کم گفتهام. کلمه به کلمهاش سرشار از اطلاعات تازه و بینظیری است. درک سیورز حقیقتاً متفکر زمانهی ماست. (کریس پری)
کتاب قدرت نه گفتن برای چه کسانی مناسب است؟
اگر از مشکل اهمالکاری یا ضعف قدرت تصمیمگیری رنج میبرید و میخواهید بهترین راه برای غلبه بر این مشکلات و موفقیت در کار و زندگی شخصی را پیدا کنید مطالعهی کتاب قدرت نه گفتن را به شما پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب قدرت نه گفتن: رسیدن به اهداف ارزشمند میخوانیم
تا دیروز خودم را کارآفرین میدانستم، اما حالا، این کار را نمیکنم.
سالها از تأسیس شرکتم میگذرد، بنابراین دیگر نمیتوانم از آن عنوان استفاده کنم.
کسی که در دبیرستان فوتبال بازی میکرده، نمیتواند تا ابد خودش را ورزشکار بنامد. فردی که مدتها پیش، کار موفقیتآمیزی انجام داده، نمیتواند مدام خودش را موفق بداند.
باید عنوان قبلی خودتان را حفظ کنید.
چسبیدن بهعنوان قدیمی باعث رضایت بدون عمل در شما میشود. اما موفقیت حاصل اقدام است، نه ابراز آن.
در واقع، هنگام استفاده از عنوانی بدون انجام کاری، خودتان را گول میزنید و فکر میکنید که موفقیت آیندهتان تضمین شده است. فکر میکنید که «من چنین شخصی هستم!» اما این احساس رضایت زودهنگام، مانع انجام کارهای سخت و ضروری میشود.
خودتان را فریب ندهید. درمورد گذشته و حال خود صادق باشید. عنوانهای قدیمی را کنار بگذارید تا بتوانید کار فعلیتان را بپذیرید.
اگر نمیخواهید عنوانتان را از دست بدهید، پس کاری برایش انجام دهید! این درمورد عناوینی مانند «رهبر»، «ریسکپذیر» و «دوست خوب» نیز صدق میکند.
امروز وبسایتم را بهروز کردم تا مشخص کنم کدامیک از دستاوردهایم مربوط به گذشته بوده است. اگر درمورد کاری که قبلاً انجام میدادید، با زمان گذشته صحبت کنید و فقط از کار فعلیتان با زمان حال حرف بزنید، احساس آزادی میکنید.
بله



















