بیایید یک معمای جنایی بزرگ را با هم حل کنیم. این احتمالا جملهای است که مارته جاسلین قبل از نوشتن کتاب قتل در عمارت جغدها مدام با خود تکرار میکرد. میپرسید چه معمایی؟ برای شروع بیایید باهم تصور کنیم که سال نو بسیار نزدیک است و تمام خانواده کنار شعلهی گرم شومینه جمع شدهایم. حالا وقتی بزرگترها حواسشان پرت میشود شروع میکنیم به گشتن دنبال هدیههای سال نویمان. همهجا را بهخوبی و با ذوقی فراوان میگردیم. اما اتفاق عجیبی رخ میدهد: با جسد یکی از از مهمانان روبهرو میشویم! یعنی دیشب اینجا چه اتفاقی افتاده است؟ آگی مورتون به ما خواهد گفت.
معرفی کتاب قتل در عمارت جغدها
اگر پیگیر مجموعه کتاب کارآگاه آگی مورتون باشید خوب میدانید که در داستان قبلی آگی مورتون اسرار یک معمای جنایی جذاب را کشف کرد. حالا در داستان قتل در عمارت جغدها (Aggie Morton: Peril at Owl Park) به دنبال ماجرای کتاب قبلی، او راهی عمارت اشرافی خواهرش میشود تا تعطیلات کریسمس را با آنان سپری کند. چهچیزی آرامشبخشتر از سپری کردن تعطیلات سال نو با خانواده؟ آن هم در چنین عمارت زیبایی! آگی مورتون و خانوادهاش در تعطیلات به سر میبرند. آنها به همراه مهمانان خود یک کریسمس گرم و صمیمی را تجربه میکنند. همهجا از برف سفیدپوش شده است و صدای ترکخوردن هیزمها در اثر حرارت دلنشین آتش به گوش میرسد. اما این تمام ماجرا نیست، پشت این مهمانی خانوادگی زیبا، قتلی در جریان است!

مثل اینکه استراحت کردن به آگی مورتون نیامده! او تنها میخواست که تعطیلات را با خانوادهاش سپری کند اما حالا باید دوباره به حل کردن این معمای قتل جدید بپردازد. بیایید سعی کنیم به آگی مورتون کمک کنیم تا قاتل را پیداکند. خب برف و کولاک سنگین مانع از خروج مهمانان از عمارت شده است، همهی مهمانان شب را بهطور کامل در داخل این عمارت سپری کردهاند. پس واقعا این قتل کار چه کسی است؟ ادامهی این داستان هیجانانگیز را بخوانید تا این به این راز مهم پی ببرید.
نویسندهی این کتاب، مارته جاسلین (Marthe Jocelyn)، آنقدر با جزئینگری فراوانی این رمان هیجانانگیز را نوشته است که میتوانیم همهچیز را در ذهنمان به خوبی تجسم کنیم. کافی است شروع کنیم به مطالعهی کتاب تا بهراحتی قدم بگذاریم به دنیای هیجانانگیزی که نویسنده برای ما خلق کرده است. میخواهید بدانید که کار نویسنده در نگارش این رمان معمایی و جنایی تا چه حد خوب بوده است؟ بگذارید اینطور برایتان بگوییم که شما میتوانید تمام لحظات این کتاب را بهخوبی ببینید، طعم غذاهای کریسمی آن را بو و حتی مزه کنید. شما میتوانید بارش تمام دانههای برف پشت پنجره را ببینید، کنار آتش شومینه گرم شوید و مهمتر از همه اینکه همراه با آگی به حل معماها بپردازید، زیر پتو بپیچید و از خواندن دست نکشید.
دنیایی که در آرامترین فضای ممکن، هیجانانگیزترین و عجیبترین اتفاق ممکن رخ داده است: قتل! اما این قتل کار چه کسی میتواند باشد؟ این پرسشی است که آگی مورتون نوجوان که تنها دوازده سال سن دارد مدام از خود میپرسد. کتاب قتل در عمارت جغدها از دیدگاه CBC یکی از بهترین کتابهای مناسب برای نوجوان در سال 2020 شد.
کتاب قتل در عمارت جغدها توسط نشاط رحمانی نژاد ترجمه شده است و انتشارات کتاب کوله پشتی آن را به چاپ رسانیده است.
دربارهی مجموعه کتاب کارآگاه آگی مورتون
کتاب قتل در عمارت جغدها، دومین جلد از مجموعه کتاب کارآگاه آگی مورتن است. مارته جاسلین این کتاب را با الهام از داستان کودکی آگاتا کریستی، از معروفترین نویسندگان جنایی قرن نوشته است. در این مجموعه شخصیتی به نام هرکول وجود دارد که دوست صمیمی آگی است و به او در حل معماها کمک میکند؛ مارته جاسلین این شخصیت داستانش را از هرکول پوآرو، کارآگاه داستانی معروف برگرفته است.
نکوداشتهای کتاب قتل در عمارت جغدها
- همانطور که آگی بالغ میشود زیرکی، شخصیت و گرمای وجودش نیز بیشتر و بیشتر میشود. جاسلین در سراسر این داستانها رگههای دلپذیری از شوخطبعی، احساسات و واقعیتهای تاریخی را حفظ میکند. (روزنامهی کانادایی ستارهی تورنتو)
- کتاب قتل در عمارت جغدها بههمان اندازهی جلد اول این مجموعه یعنی کتاب جسد زیر پیانو جذاب و خواندنی است. آگی در این داستان خجالتی بودنش را کنار گذاشته است و درعینحال علاقهاش به قتل و ایدههای خلاقانهاش برای حل آن ایدهها همچنان بهقوت خود باقی است. (انجمن رمان تاریخی)
کتاب قتل در عمارت جغدها برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان علاقمند به داستانهای معمایی و کارآگاهی میتوانند با مطالعهی این رمان جذاب و خواندنی از همراهی با آگی مورتون در حل کردن اسرار جنایی لذت ببرند.
در بخشی از کتاب قتل در عمارت جغدها میخوانیم
کارآگاه گفت: «چی باعث شده فکر کنین که زخم روی گردنش قبل از اونیکی زخمش به وجود اومده؟ مگه شما توی جرایم قتل و کشتار یه نابغه خردسالین؟»
لوسی تازه متوجه اشتباهش شد. با صدای آرامی گفت: «روی شکم خوابیده بود.» نگاهی به من انداخت، ولی بعد با خفتی که سزاوارش بود، به زمین خیره شد.
کارآگاه ویلارد گفت: «چرا حس میکنم یه جای کار میلنگه؟»
هکتور عطسه کرد. یکی از آن عطسههایی که صدای شیپور میدهند و بعد یکی دیگر، آآآ... چوووو!
مادربزرگ گفت: «خدای من، این پسر کاملاً مریضه. فعلاً همینقدر بود کارآگاه؟ معتقدم که باید یه جوشونده لیمو و زنجبیل برای هکتور جوان درست کنیم.»
کارآگاه ویلارد گفت: «مطمئنم که تا چند دقیقه دیگه زنده میمونن، خانم مورتون. دوست دارم...»
تقه محکمی به در زده و بعد در باز شد. گروهبان شاو سرش را داخل آورد. البته، قرار نبود ما اسمش را بدانیم.
«کارآگاه بازپرس، میبخشید که مزاحم شدم، ولی به نظر میرسه که آقای سیوام حق داشته. جعبهای که اون زمرد مشهور توش بوده، حالا خالیه. یه گرفتاری هم سر جابهجا کردن جسد هست. بانوی این خونه میخوان که جسد از خونه بیرون بره، ولی نوکرها در استفاده از تخت روان بیتجربه هستن...»
بله
























